loading...

تدریس زبان

Last week I went to the theater, the play was very interesting. I didn’t enjoy it! A couple was sitting behind me, talking loudly. I couldn’t hear the actors; so I looked at them angrily.

آخرین ارسال های انجمن

داستان انگليسي و طنز "تئاتر" با ترجمه

admin بازدید : 1628 جمعه 17 خرداد 1392 نظرات (0)

Last week I went to the theater, the play was very interesting. I didn’t enjoy it! A couple was sitting behind me, talking loudly. I couldn’t hear the actors; so I looked at them angrily. They didn’t pay any attention.
“I can’t hear a word” I said angrily.” it’s none of your business,” he said.” this is a private conversation!”

 

هفته قبل به تئاتر رفتم. نمایش بسیار جذاب بود.من از آن لذت نبردم.زوجی پشت سر من نشسته بودند و با صدای بلند صحبت می کردند.من نمی توانستم صدای بازیگران را بشنوم،بنابراین با عصبانیت به آنها نگاهی انداختم.آنها توجهی نکردند.با عصبانیت گفتم:”من یک کلمه نمی توانم بشنوم”.مرد گفت:”به تو ربطی ندارد.این یک گفتگوی خصوصی است

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدام بخش سایت برای شما مفیدتر بود؟








    آمار سایت
  • کل مطالب : 996
  • کل نظرات : 136
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 745
  • آی پی امروز : 28
  • آی پی دیروز : 163
  • بازدید امروز : 111
  • باردید دیروز : 454
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 2,837
  • بازدید ماه : 16,753
  • بازدید سال : 108,480
  • بازدید کلی : 3,829,327
  • کدهای اختصاصی