close
مجتمع فنی تهران
داستان کودکانه داستان بزرگترین گنج
تدریس زبان
سایت ابزارها قالب آموزگار رایگان تبليغات شما در اينجا تبليغات شما در اينجا
موضوعات سايت
ارتباط زنده با مدير
ديگر امکانات
ابزارها قالب

"داستان

داستان آموزنده کودکانه فارسی و انگلیسی بزرگترین گنج را برای تقویت زبان انگلیسی کودکان و سرگرمی بچه ها در منزل در ادامه ببینید. خواندن این داستان آموزنده را برای کودکان، به والدین عزیز توصیه می کنیم.

داستان انگلیسی بزرگترین گنج را با زیر نویس از اینجا ببینید:

برای شروع ویدئو، روی علامت مثلت کلیک نمایید.

داستان بزرگترین گنج

نوشته : آمیت گراگ

ترجمه : وب سایت کودک سیتی

یک روز پیتر نقشه ی گنجی را پیدا کرد.

او گفت : هورا ! من می روم که این گنج را پیدا کنم و قدری ماجراجویی کنم!

پیتر راه افتاد و راه طولانی را رفت و رفت تا به یک جنگل رسید.

پیتر در جنگل یک شیر را دید و به او گفت:

تو قوی و شجاع هستی، آیا با من برای پیدا کردن گنج می آیی؟

شیر قبول کرد و با پیتر همراه شد.

جنگل ، انبوه و تاریک بود و پیتر ترسیده بود.

اما  همراه شیر، او از آن جا گذشت تا اینکه با هم به یک کوه رسیدند.

پیتر و شیر، در کوه، یک عقاب را ملاقات کردند. پیتر به عقاب گفت : قدرت بینایی تو عالی است و می توانی ما را از وجود خطر آگاه کنی، آیا تو با ما میایی؟ ما به دنبال یک گنج می گردیم!

عقاب قبول کرد و با شیر و پیتر به دنبال گنج راه افتاد.

کوه بلند و نا هموار بود. شیر از کوه لیز خورد ولی پیتر چابک بود و دست او را گرفت.

عقاب هم با چشمان تیز بینش مراقب آن ها بود.

 

 

کمی بعد آن به به یک دره رسیدند وگوسفندی را دیدند.

پیتر به گوسفند گفت: ما به دنبال گنج هستیم. آیا تو با ما می آیی تا وقتی که هوا سرد می شود ، ما را گرم کنی؟

گوسفند قبول کرد و به همراه شیر، عقاب و پیتر راه افتاد.

ناگهان باد سردی در دشت بزرگ وزید. آن ها به  پشم های گرم و نرم گوسفند چسبیدند و گرم شدند.

در ادامه ی راه آن ها به یک بیابان رسیدند و آن جا، یک شتر را دیدند.

پیتر به شتر گفت : به تو کشتی بیابان ها می گویند. آیا تو با ما می آیی و به ما برای عبور از این بیابان کمک می کنی؟ ما به دنبال گنج هستیم!

پیتر، گوسفند و شیر بر روی پشت شتر سوار شدند و عقاب هم پرواز کنان با آن ها به راه افتاد تا از بیابان وسیع بگذرند.

شتر چهار نعل می تاخت و همه از این سواری هیجان زده شده بودند.

پنج تایی به ساحل اقیانوس رسیدند و در آن جا لاک پشت را دیدند.

پیتر به لاک پشت گفت : آیا تو با ما همراه می شوی؟ ما به دنبال گنج هستیم!

لاک پشت قبول کرد و به جمع آن ها پیوست. آن ها سوار لاک پشت شدند تا ار اقیانوس بگذرند.

موج های بزرگ نزدیک بود آن ها را غرق کند ولی لاک پشت با مهارت آن ها را به آن سوی اقیانوس برد.

در آن سوی آب، آن ها جغد دانا را ملاقات کردند. جغد دانای خردمند به آن ها گفت : تبریک می گویم! شما گنج را پیدا کردید!

آن ها با تعجب پرسیدند: آن گنج کجاست؟

جغد دانا گفت :

شما با هم از جنگل ترسناک ، کوه بلند ، بیابان خشک و اقیانوس موّاج با شجاعت گذشتید.

شما بدون یک دیگر، هرگز نمی توانستید این کارها را انجام دهید!

آن ها به هم نگاه کردند و فهمیدند که جغد دانا دُرُست می گوید.

در صورت وجود مشكل در لينك ها آن را به ما گزارش دهيد.


دانلود از سرور picofile

منبع: سايت کودک سیتی

 

ديدگاه هاي کاربران
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

تبليغات
آمار
تاريخ امروز: جمعه 24 آذر 1396
  • تعداد مطالب: 996
  • تعداد ديگاه ها: 136
  • تعداد اعضا: 739
  • بازديد امروز: 1,183
  • بازديد ديروز: 2,209
  • ورودي گوگل امروز: 9
  • ورودي گوگل ديروز: 47
  • بازديد سال: 898,338
  • بازديد کلي: 2,725,507

  • افراد آنلاين: 5
  • آي پي شما: 23.22.136.56
  • مرورگر شما:
  • سيستم عامل شما:
  • تبليغات
    محل تبليغات شما محل تبليغات شما
    سایت freeenglish ایجاد شده برای تمرکز تخصصی روی آموزش زبان انگلیسی
    در خبرنامه ي سايت عضو شويد و تمام مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد و از اخبار سايت باخبر شويد.
    شما مي توانيد خيلي ساده با وارد کردن ايميل خود در فرم زير عضو خبرنامه ي سايت شويد.

    همه ي مطالب اين سايت متعلق به "تدریس زبان" است و هر گونه کپي برداري از مطالب و قالب آن حرام و غيرقانوني بوده و پيگرد قانوني دارد.