close
مجتمع فنی تهران
رايج ترين اصطلاحات زبان انگليسي
تدریس زبان
سایت ابزارها قالب آموزگار رایگان تبليغات شما در اينجا تبليغات شما در اينجا
موضوعات سايت
ارتباط زنده با مدير
ديگر امکانات
ابزارها قالب

a bird's eye view چشم انداز از بالا – نگاه کلی

a gleam in eyeبرق نگاه

all my eye! همش کشکه!

An eye for an eye چشم در برابر چشم

a sight for sore eyes مایه روشنی چشم – منظره ی دلپذیر

be all eyes چهار چشمی مراقب بودن

Dot the l’s and cross the t’s
مو به مو بررسی کردن

Give me a break
چاخان نکن

Get a kick out of something
لذت بردن

Have a visit from the stork
بچه دار شدن

Skip town
جیم شدن

Wouldn’t be caught dead
نمیمیرم که – اتفاقی نمیفته

Just as you say                   هر چی تو بگی                  

Take it or leave it                یا قبول کن یا یرو

Haggle                                چونه نزن                                           

Would you follow me?          میشه دنبالم بیایین؟

Saving your presence!           دور از حضور شما

Cut one’s teeth(on)
تجربه کسب کردن

Be on the wagon
لب به مشروب نزدن-غیر الکلی

On the line
از دست دادن

Pull the plug on something
جلوگیری کردن-مانع شدن

Crystal clear
کاملا واضح و روشن

Take a walk down memory lane
یادی از خاطرات گذشته کردن

A ball park figure
حساب سرانگشتی

You can say that again
باهات موافقم

A rule of thumb
عرف-قانون

Be all thumbs
دست و پا چلفتی
A soft touch
آدم ساده لوح که به راحتی می توان از او پول گرفت

At eleventh hour
آخرین لحظه

Eighty-six somebody
از شر کسی خلاص شدن

Have had it
دیگه طاقت ندارم


it'll spoil my appetite 
اشتهامو کور کرده

my GOD damn him
خدا رحمت کند

my GOD bless him
خدا رحمتش کند

my GOD for give him
خدا ببخشدش

my GOD kill him
خدا بکوشدت

im done
تا خر خره خوردم

i will get it
من جواب میدم

poor you
اخی

panking calll
مزاحم تلفنی

you have a screw loose
یک تختش کمه

no pain no gain
نامبرده رنج گنج میسر نمیشود

tit for tat
این به اون در

easy come easy go
باد اورد رو باد میبره

its raining cats and dog
مثل چی داره بارون میاد

play of the job
ماست مالی کردن

apple polishing
پاچه خواری

dont beat around the bushes
برو سر اصل مطلب

im unity there is stregh
یک دست صدا نداره

shake your leg
عجله کن

goody to shoes
پاچه خوار

ingratiater
پاچه خوار

take it easy
ریلکس باش

he's over the hill
کسی که دلش جوان است

haste make waste
عجله کار شیطونه

dount caunt your chikend before the hatch
جوجه را اخر پاییز می شمارند


Get on somebody's nerves
رو اعصاب کسی راه رفتن

Take something with five-finger discount
از مغازه جنس بلند کردن

Game
اهلش بودن

Put somebody away
کسی را زندانی کردن

Be thrown in at the deep end/get thrown into the deep end
کار را به غیر اهلش سپردن

Take a rain check
به وقت دیگری موکول کردن

Go Dutch with
دانگی حساب کردن-هزینه ها را به طور مساوی تقسیم کردن

Give somebody/something two thumbs up
مورد تایید قرار دادن

A dime a dozen
صد تا یه غاز

The real McCoy
جنس اصل

Con-artist
شیاد

The tip of the iceberg
اول مسئله است

End in tears
عاقبت بد

Do time
زندانی کشیدن

On the house
به خرج کسی بودن

Lie through one's teeth
مثل ریگ دروغ گفتن

Greasy spoon
رستوران کثیف و درجه 3

Kickback
رشوه-حق الحساب

Catch-22
گره کور-مشکل حل نشدنی

Give somebody the third degree
سوال پیچ کردن

Hit the sack
خوابیدن

It hits the fan
اوضاع خراب شدن

Stick out like a sore thumb
مثل گاو پیشانی سفید

dead beat;dead tired

كاملا خسته و فرسوده

dead drunk
كاملا مست

 

dead loss
خسارت كامل و غیر قابل جبران
شخص نا قابلی كه نمی توان از وجودش استفاده كرد

a dead silence
سكوت كامل و مداوم

dead calm  نیز به همین معناست.

dead slow
تقریبا غیر متحرك ، متوقف

for good or ill
هرچه باداباد ، هرچه می خواهد بشود

great and small
همه انواع جانداران،همه موجودات زنده،ریزودرشت

good,bad or indifferent
خوب ، بد ، یا بی نظر

high and dry
تك و تنها ، بدون حامی

high and low
همه جا ، هر جا

drunk or sober
چه خواب و چه بیدار ، چه مست و چه هوشیار

by fair means or foul
بطور درست یا نادرست ، مشروع یا نامشروع

fair and square
بطور عادلانه ، به طریق منصفانه

few and far between
نا یاب،نادر،غیر مكرر

free and easy
دمدمی ، لا قید ، بی ملاحظه 

To air
خشك كردن ، تهویه كردن،اطلاع رسانی

to alleviate
آرام كردن ، تسكین دادن

to apprehend
بیم داشتن ، دستگیر گردن

to ask
پرسیدن / خواستن / جویا شدن / درخواست كردن

to attend
شركت كردن ، حضور یافتن

to bandy words (with someone)
رد و بدل كردن حرف های تند ( با كسی‌) در دعوا ، با كسی مشاجره لفظی داشتن

to abandon
ترك كردن/قطع امید كردن/از طرح یا نقشه ای صرف نظر كردن/از زن و فرزند خود متاركه كردن

to achieve
برآورده كردن هدف/منظور/به موقعیتی نائل شدن/در زندگی اجتماعی وجهه ای كسب كردن

to acknowledge
وصول نامه ای را اعلام كردن/پذیرفتن شكست/به اشتباه خود مقر بودن/از لطف كسی قدر شناسی كردن

to acquire
كسب كردن دانش/بدست آوردن ذوق(برای كار یا چیزی)/بخود گرفتن نوعی تلف 

to adopt
كودكی را به فرزندی قبول كردن/پذیرفتن طرح یا نظری/خو گرفتن به عمل/اختیار كردن مقیاس های جدید

ancient and modern
در سراسر طول تاریخ / اعم از گذشته و حال

for better (or) for worse
هرچه باداباد/هرچه می خواهد بشود

black and blue
(در مورد كوفتگی و ضربه خوردن) سیاه و كبود

cut and dried
صاف و پوست كنده/قاطع و روشن/سنجیده و بی پرده

dead and gone ; dead and buried
مرده و از دست رفته/مرده و فراموش شده

dead

هر گاه بصورت اصطلاح بكار رود می تواند معانی مختلفی داشته باشد مثلا:

a dead language
زبانی را گویند كه دیگر تكلم نمی شود

a dead letter
نامه ای كه در پست خانه به علت معلوم نبودن آدرس بلا تكلیف مانده است
قانونی كه ضامن اجرایی ندارد

a dead line
كالایی كه مغازه دار بعلت عدم تقاضای مشتری از خرید و فروش آن دست كشیده

dead stock
كالایی در بازار كه خریدار ندارد 

a dead wire
سیمی كه برق در آن جریان ندارد

اسمش سر زبانم است .
His name is on the tip of my tongue.

مرا خر فرض کردی ؟
How dumb do you think of me?

از کجا باید بدانم ؟
How on earth should I know?

اسم شما چی بود ؟
I didn't catch your name?

از آن سر در نمی آورم .
I can`t make head or trail of it.

3764) He isn’t just anybody
3765) براي خودش آدميه
3766) He jobbed his brother into a well-paid post
3767) برادرش را سر يک کار پر در آمدي گذاشته.
3768) he keeps above of the times
3769) با جريانات روز آشناست
3770) he kicked the bucket yesterday
3771) ديروز غزل خداحافظي رو خوند
3772) He knew well
3773) اون خوب مي دانست
3774) He knows what he is about
3775) حساب کار دستش است
3776) He left yesterday
3777) اون ديروز رفت
3778) He lied about his age
3779) اون در مورد سنش دروغ گفت
3780) he looks angry.
3781) او عصباني به نظر مي رسد
3782) He looks like a drowned cat
3783) عين موش آب کشيده.
3784) He looks proud
3785) خودشو ميگيره
3786) He made a complaint
3787) اون شکايت کرده
3788) he made me cry
3789) او مرا به گريه انداخت
3790) he made me do that
3791) او مرا مجبور به ان کار کرد
3792) he made me very tired
3793) او خيلي خسته ام کرد
3794) He makes faces
3795) دهن کجي ميکنه
3796) He makes you laughf your head off.
3797) از خنده روده برت مي کند
3798) He must have studied very well
3799) او بايد خيلي خوب درس خوانده باشد
3800) he offered me a good job
3801) اون شغل خوبي به من پيشنهاد کرد


3702) He is just using you
3703) اون فقط داره از شما سواستفاده مي کنه
3704) He is learning Arabic
3705) اون داره عربي ياد مي گيره
3706) He is like a bat out of hell
3707) مثل جن بو داده
3708) He is loaded with money
3709) ادم خرپول
3710) He is moving out very shortly to a new house
3711) بزودي از اين خونه بلند ميشن.
3712) he is no fool
3713) آنقدرها هم احمق نيست


3714) He is not a bit like you
3715) يک ذره هم به تو نرفته
3716) He is not able to see further than the end of his nose
3717) بيشتر از نوک بيني اش را نمي بينه.
3718) He is not easily flattered
3719) با چاپلوسي نمي توان با اون کنار اومد
3720) He is nothing but a paper tiger
3721) اون فقط اداي ببر رو در مي ياره
3722) He is old and will never change the way he does think
3723) اون پير است و طرز فکرش را هرگز عوض نخواهد کرد
3724) He is on leave
3725) او درمرخصي است
3726) He is on the phone
3727) داره با تلفن حرف ميزنه
3728) He is only two years old
3729) اون تنها دو سال دارد
3730) He is out of job
3731) بيکاره.
3732) He is over the hill
3733) اون سن و سالي ازش گذشته
3734) He is post master at
3735) طرف خداي فلان کار است
3736) He is quick to answer
3737) او جواب را آماده دارد
3738) He is really present-minded
3739) او واقعا حضور ذهن خوبي دارد
3740) He is rolling in money
3741) رو پول غلط مي خوره.
3742) he is so behind
3743) طرف شوته
3744) He is such a meat head
3745) او از آن کله پوک هاست
3746) He is such a yes-man person
3747) بله قربان گو ست.
3748) he is the bearer of a secret letter
3749) او حامل نامه محرمانه اي است
3750) he is under his wife's thumb
3751) تحت كنترل همسرشه


3652) He is an imposter
3653) آدم دغل باز و شياديه.
3654) he is an understanding boy
3655) پسر فهميده اي است
3656) He is anything but a writer
3657) همه کاره هست ، الا نويسنده
3658) He is as bold as a brass
3659) رويش سنگ پاي قزوين است!
3660) He is as cool as a cucumber
3661) مثل سيب زميني بي رگ.
3662) He is as well known as the village pump
3663) مثل گاو پيشاني سفيد


3664) He is behind the times
3665) او داراي افكار كهنه اي است
3666) He is blind in one eye
3667) يک چشمش نابينا است
3668) He is born poet
3669) اما تو چيز ديگري!!
3670) he is bound to europe
3671) عازم اروپا است
3672) he is brainless
3673) آدم بي کله
3674) He is charming
3675) مهره مار داره.
3676) He is cross-eyed
3677) او چشماش چپه
3678) He is down on his luck
3679) بخت از او برگشته است
3680) He is down with flu
3681) آنفولانزا از پا انداخته ش.
3682) He is extremely sly
3683) آدم هفت خط.
3684) He is going for ten
3685) همين روزا وارد ده سالگيش ميشه.
3686) He is going to wash his car
3687) او قصد دارد اتومبيلش را بشويد
3688) He is growing fast
3689) داره زودي قد ميکشه.
3690) he is impossible
3691) اون غير قابل تحمله
3692) he is in advance of his time
3693) افکارش از زمان خودش جلوتر است
3694) he is in good condition
3695) خوب مانده
3696) He is in prison for accepting bribes
3697) اون به خاطر قبول رشوه در زندان است
3698) He is in the habit of lying
3699) به دروغگوئي عادت داره.
3700) He is itching for a fight
3701) تنش براي دعوا مي خاره

3602) He is a gentleman all round
3603) اون از هر جهت يم ادم با شخصيت است
3604) He is a handy man
3605) مثل آچار فرانسه
3606) He is a hard worker
3607) او كارگر سخت كوشي است
3608) he is a jack of all trades
3609) ذي فنون
3610) He is a little wrong in the upper story
3611) بالا خانه اش مشکل داره.
3612) He is a man of influence
3613) اون مرد صاحب نفوذي هست


3614) He is a money bags
3615) رو گنج نشسته.
3616) He is a naughty boy
3617) او پسر شيطاني است
3618) He is a nobody
3619) کاره اي نيست.
3620) He is a rubber neck
3621) او خيلي فضوله
3622) He is a tough guy
3623) اون ادم پرطاقت و قرصي است
3624) he is a well-dressed and a polite youth.
3625) اون يک جوان اراسته و مودب است
3626) he is a yes-man.
3627) او آدم بله قربان گويي است.
3628) He is about your age
3629) تقريباً هم سن شماست.
3630) he is above himself
3631) او مغرور است
3632) He is above telling a lie
3633) اهل دروغ نيست.
3634) He is acting a part
3635) داره نقش بازي مي کنه
3636) He is acting a part. I don't think he is ill at all
3637) داره نقش بازي مي کنه.خودش رو زده به مريضي.
3638) He is ahead of his class
3639) شاگرد اول کلاسه.
3640) He Is Ahead Of His Time
3641) از زمان خودش جلوتره
3642) he is all thumb
3643) ادم دست و پا چلفتيه
3644) He is all wet to the skin
3645) مثل موش اب کشيده
3646) He is always crying poverty
3647) هميشه زار مي زنه.
3648) He is always on the go
3649) آرام و قرار نداره.
3650) He is always on the move
3651) مدام در حرکته.

3552) He has an evil eye
3553) چشمش شور است
3554) He has an iron will
3555) اون اراده ي اهنين دارد
3556) He has ants in his pants
3557) آروم و قرار نداره
3558) He has been kicked by a mosquito
3559) پشه لگدش زده .
3560) he has changed a good deal
3561) خيلي تغيير کرده
3562) He has gone off his head
3563) ديوونس. عقلش رو به کلي از دست داده.


3564) He has got a terrible temper
3565) اون اخلاق بدي دارد
3566) he has got sticky finger
3567) طرف دستش کجه
3568) He has light fingers
3569) دستش کج است
3570) he has no right
3571) غلط کرده
3572) he has no sense of shame
3573) خجالت سرش نمي شود
3574) He has not a penny to bless himself
3575) اه ندارد که با ناله سودا کند
3576) He has not a penny to bless himself with
3577) گور ندارد که کفن داشته باشه.
3578) he has not fixed
3579) تعمير نکرده است
3580) He Has Nothing Between His Ears
3581) اصلاً عقل تو کلش نيست
3582) He has nothing of his own
3583) در هفت آسمان يک ستاره هم ندارد
3584) he has something in his hand
3585) او چيزي در دست دارد
3586) He has style
3587) صاحب سبک است
3588) He has to go.
3589) اون مجبور است برود
3590) he hits his aim
3591) به مقصودش رسيد
3592) he is a big shot
3593) او ادم مهم و با نفوذي است
3594) He is a drivers badly
3595) او به طور بدي رانندگي مي كند
3596) he is a fair_weather friend
3597) رفيق نيمه راهه
3598) He is a football enthusiast
3599) ديوونه ي فوتباله.
3600) he is a free loader
3601) آدم چتر بازيه


3502) He does long tongue
3503) زبون درازي مي کنه
3504) He doesn't care a pin
3505) ککش هم نمي گزد
3506) He doesn't have the heart to
3507) دلش رو نداره.
3508) He doesn't look his age
3509) اصلاً نشون نمي ده.
3510) He doesn’t have to
3511) اون مجبور نيست
3512) He fell down on spot
3513) افتاد و در جا مرد.


3514) He gave me the cold shoulder
3515) اون به من کم محلي کرد
3516) He goes
3517) او مي رود
3518) He goes to school everyday
3519) او هر روز به مدرسه مي رود.
3520) He got a good beating
3521) يك كتك خوبي خورد
3522) he got a raise
3523) اضافه حقوق گرفت
3524) He got a soft job
3525) کار راحت و آسوني پيدا کرده.
3526) HE got an unfair deal
3527) آقا:يک معاملهء نا مناسب انجام داده است
3528) He got the best mark in the exam
3529) او بهترين نمره را در امتحان گرفت
3530) He graciously acceded to our request
3531) او با نهايت مهرباني با خواهش ما موافقت کرد
3532) He had been telling a pack of lies
3533) يک مشت دروغ تحويل ما داده.
3534) He had picked
3535) او چيده بود
3536) He had to teach.
3537) او مجبور بود درس بدهد
3538) he has 6 mouth to eat
3539) 6 سر عائله دارد
3540) He has a big mouth
3541) ادم دهن لق-دهن لق است
3542) he has a finger in every pie
3543) نخود هر آش است
3544) he has a great deal pull
3545) خريش مي رود
3546) He has a hand in high places
3547) طرف خرش خيلي ميره
3548) he has a high sense of duty
3549) او وظيفه شناس است
3550) He has a loose tongue
3551) دهنش چفت و بست نداره.


when the dust settles
وقتي که خوب آب ها از آسياب افتاد


It is even better than we hoped

نور علي نور است


Don t sidetrack the issue

خود را به کوچه ي علي چپ نزن


You have been misinformed

خلاف به عرضتان رسانده اند

To go through fire and water
خود را به آب و آتش زدن


To kick someone out

کسي را با اردنگي بيرون کردن


He is mean and stingy

جان به عزرائيل نمي دهد


Have mercy on me

به من رحم کنيد


The blind can not lead the blind

کوري عصاکش کور ديگر


I always stick to my word
من هميشه سر حرفم مي ايستم


3402) have a long way to go
3403) راه درازي در پيش داشتن
3404) have a lot in plate
3405) پرکار بودن - پر مشغله بودن
3406) have a roof over one’s head
3407) سرپناهي داشتن
3408) HAVE A SCREW LOOSE
3409) يك تخته كم داشتن. بالاخانه خود را اجاره دادن، عقل كسي پاره سنگ برداشتن
3410) have a seat
3411) بفرما بشين
3412) HAVE A SWEET TOOTH
3413) به چيزهاي شيرين علاقه داشتن
3414) have alot in plate
3415) كار زياد و مشغله داشتن بسيار
3416) have cold
3417) سرما خورن
3418) have friends in high places
3419) پارتي داشتن
3420) Have God
3421) با خدا باش
3422) Have God, have all
3423) با خدا باش ، هر چه خواهي کن.


3424) have got the deal of life-time for you
3425) بهترين معامله ي فرصت زندگيتو مي خواهم بهت پيشنهاد کنم
3426) Have I smelled the palm of my hand
3427) مگه کف دستموبو کردم
3428) Have nice day
3429) روز خوبي داشته باشيد
3430) have nice time
3431) اوقات خوشي داشته باشيد-وقت بخير
3432) have on
3433) به تن داشتن
3434) have one s hands free
3435) دست کسي باز بودن
3436) HAVE ONE'S CAKE AND EAT IT TOO
3437) هم خدا و هم خرما را خواستن
3438) have ones hands tied
3439) دست کسي بسته بودن
3440) HAVE SOMEONE'S NUMBER
3441) دست كسي را خواندن. از نيت كسي آگاه بودن
3442) have the world by the tail
3443) دنيا به کام کسي بودن
3444) have to
3445) مجبور بودن
3446) Have you been treated for this condition before
3447) آيا براي اين حالت پيش از اين درمان شده ايد.
3448) Have you checked the attendance
3449) آيا حضور و غياب كرديد؟
3450) Have you eaten your dinner.
3451) آيا شما شامت را خورده اي ؟

3352) Hang on a secend
3353) يه لحظه صبر کنيد
3354) Happiness has hit you under your stomach
3355) خوشي زده زير دلش
3356) happiness is up to you
3357) خوشبخت شدن از تو
3358) Hard working
3359) سخت کوش
3360) Hardly
3361) به سختي-به ندرت
3362) Harp on one string
3363) پا توي يک کفش کردن
3364) Has anyone in your family ever had a reaction to an anesthetic?
3365) آيا در خانواده شما كسي بود كه با داروي بي هوشي واكنشي (نامطلوب) داشته باشد؟
3366) has been kept
3367) نگهداري شده است
3368) has finished
3369) تمام کرده است
3370) has kept
3371) نگه داشته است


3372) Has she written the letters?
3373) آيا او نامه ها را نوشته است ؟
3374) has the penny dropped
3375) دوزاريت افتاد؟
3376) hasn't arrived yet
3377) هنوز نرسيده است

3378) Haste is from the Devil
3379) عجله كار شيطان است
3380) Haste make waste
3381) عجله کار شيطان است
3382) Hasty work, Double work
3383) آدم عجول دوباره كاري مي كنه
3384) Hat lifter
3385) کلاه بردار
3386) have
3387) داشتن
3388) Have a Bone to Pick with Someone
3389) از کسي گله کردن
3390) have a broad back
3391) سعه صدر داشتن
3392) have a friend at court
3393) پارتي داشتن
3394) HAVE A FROG IN SOMEONE'S THROAT
3395) گرفته بودن صداي كسي. صدا از گلوي كسي درنيامدن
3396) Have a heart
3397) رحم داشته باش.
3398) have a long arm
3399) قدرت داشتن-نفوذ داشتن
3400) have a long memory
3401) حافظه ي خوبي داشتن

3302) grooving
3303) راحت لميده
3304) grow
3305) رشد کردن
3306) grow up
3307) بالغ شدن-رشد کردن
3308) Growing darkness taking dawn
3309) دارم در تاريکي فرو مي رم
3310) guide
3311) راهنمايي کردن-هدايت کردن
3312) gullible
3313) احمق _ كودن


3314) Gun fire
3315) چاي دبش
3316) Habit
3317) عادت – خلق
3318) had a screw loose
3319) يک تخته کم داشت
3320) had been kept
3321) نگهداري شده بود
3322) had better
3323) بهتره-ترجيح داشتن
3324) Had I gone there,
3325) اگر به انجا رفته بودم
3326) had kept
3327) نگه داشته بود
3328) Hafiz, sustained union cannot be cajoled
3329) حافظ مدام وصل ميسر نمي شود
3330) Half of your life is lost
3331) نصف عمرت بر فناست.
3332) halves
3333) نيمه ها
3334) hand down
3335) به ارث گذاشتن. به افراد بعد منتقل کردن
3336) Hand it to you
3337) خيلي با هالي ، دمت گرم
3338) hand over
3339) تحويل دادن
3340) Hand over the money
3341) پول رو رد كن بياد
3342) Hands off
3343) دستت را بکش-دست خـــــر کوتاه!
3344) Hands up
3345) دست ها بالا
3346) handsomely
3347) سخاوتمندانه
3348) HANG IN THERE
3349) استقامت به خرج دادن. تاب آوردن. با اوضاع ساختن
3350) hang on
3351) ثابت قدم ماندن
3201) go up
3202) بالا رفتن
3203) Go/be after sb/sth
3204) چشم کسي دنبال چيزي بودن
3205) God answered
3206) خدا پاسخ داد
3207) God asked
3208) خدا گفت
3209) God bless you
3210) سلامت باشيد.(در جواب)
3211) God-fearing looks with divine illumination
3212) مومن با نور الهي مي نگرد


3213) God forbid
3214) خدا نکند
3215) God help him who helps himself
3216) از تو حرکت ، از خدا برکت.
3217) God is single
3218) خداوند يکتاست
3219) God knows
3220) خدا گواست
3221) God leads us by strange ways
3222) خدا ما را با اشکال مختلف هدايت مي کند؛
3223) god rest his
3224) خدا بيامرز-خدا بيامرزدش
3225) God smiled
3226) خدا لبخند زد
3227) God speed you
3228) خدا به همراهت
3229) god willing
3230) انشاالله
3231) God's hand took mine
3232) خداوند دستهاي مرا در دست گرفت
3233) God's willing
3234) اگر خدا بخواد.
3235) Godly
3236) با خدا
3237) going through
3238) ناراحت بودن-رنج کشيدن
3239) going to
3240) قرار است
3241) Going to the party on Saturday
3242) شنبه به جشن مي آي؟
3243) good appetite
3244) نوش جان
3245) good day to you
3246) روز شما خوش
3247) Good excuse
3248) عذر موجه
3249) good for you
3250) خوش به حالت

3151) GO COLD TURKEY
3152) يك مرتبه عادتي را كنار گذاشتن. بي مقدمه اعتياد را ترك كردن
3153) Go daddy
3154) برو بابــا
3155) go easy on that
3156) بي خيال- سخت نگير
3157) go fly a kite
3158) برو پي کارت
3159) go for ever
3160) ريگ ته جوي بودن
3161) GO GREAT GUNS
3162) حسابي رو به راه بودن. قبراق بودن


3163) Go halfway
3164) با ديگران کنار امدن
3165) GO INTO A NOSEDIVE
3166) سريع افت كردن. مثل برق پايين آمدن. شديدا تنزل كردن
3167) go introduce yourself to the professor
3168) برو خودت را به پروفسور معرفي کن
3169) .Go it alone
3170) يک تنه به ميدان رفتن
3171) Go now
3172) همين حالا برو
3173) Go off the rails
3174) دچار فساد اخلاقي شدن
3175) go off with
3176) دزديدن
3177) Go on
3178) بفرماييد-ادامه دادن
3179) Go on a fast that stays healthful
3180) روزه بگيريد تا سالم بمانيد.
3181) go on a trip
3182) به سفر رفتن
3183) Go on with the story
3184) داشتي مي گفتي ، ادامه بده.
3185) go one’s own way
3186) راه خود را رفتن
3187) go out.
3188) برو بيرون
3189) go out of the class.
3190) از کلاس برو بيرون
3191) go straight on
3192) مستقيم به راه ادامه دادن
3193) Go through fire and water
3194) خود را به آب و آتش زدن
3195) go to bat for someone
3196) از کسي طرفداري کردن ، از کسي جانب داري کردن
3197) go to the dogs
3198) مخروبه شدن-به گند کشيده شدن ، به مخروبه تبديل شدن
3199) go to town
3200) سنگ تمام گذاشتن ، گل کاشتن


3101) Give me a ring tomorrow
3102) فردا به من زنگ بزن
3103) give me five
3104) بزن قدش
3105) Give me my life back
3106) جون دباره اي مي گيرم
3107) Give Somebody a Cold Shoulder
3108) به سردي با کسي رفتار کردن
3109) Give somebody the cold shoulder
3110) کسي را تحويل نگرفتن
3111) give someone a buzz
3112) به کسي زنگ زدن ، به کسي تلفن زدن


3113) give someone lip service
3114) شير کردن کسي با حرف
3115) Give someone the cold shoulder
3116) با کسي سرد برخورد کردن
3117) GIVE SOMEONE THE RASPBERRY
3118) براي كسي شيشكي بستن
3119) GIVE SOMEONE THE SLIP
3120) جيم شدن. فرار كردن
3121) Give the kid a break
3122) اينقدر بهش سخت نگير
3123) give up
3124) ترك كردن
3125) Giving him two bucks, he will role over for you
3126) اگر دو دولار پول بهش بدي، براي تو ملق ميزنه
3127) Glad to meet you
3128) از ديدارتان خوشبختم
3129) glass
3130) عينک
3131) globe
3132) كره
3133) glowgl
3134) درخشيدن-روشن کردن
3135) glue
3136) چسب مايع
3137) Glued to something
3138) ميخکوب شدن
3139) go ahead
3140) ادامه دهيد-بفرمايد
3141) go and blow your noise
3142) برو دماغت رو بگير
3143) Go and enjoy yourself
3144) برو خوش باش.
3145) go ape
3146) قاط زدن
3147) Go at a crawl
3148) مثل لاک پشت
3149) GO BANANAS
3150) از شدت خوشحالي يا عصبانيت ديوانه شدن



rolling
3054) كارت رو شروع كن
3055) get the blame
3056) مواخذه شدن
3057) get the hell out of here
3058) گمشو از اينجا
3059) GET THE JUMP OF SOMEONE
3060) پيش دستي كردن. روي دست كسي بلند شدن
3061) GET THE SHORT END OF THE STICK
3062) كلاه سر كسي رفتن. به حق خود نرسيدن


3063) get to
3064) رسيدن
3065) get up
3066) بيدار شدن
3067) get up on the wrong side of the bed
3068) از دنده چپ از خواب پا شدن
3069) get used to
3070) عادت كردن به
3071) Get your belongings together
3072) هر چي داريد برداريد
3073) gets on my nerves
3074) ميره رو اعصابم
3075) Getting lost within myself
3076) در درون خودم گم ميشم
3077) Ghosts of your stomach
3078) ارواح شکمت
3079) Girl's dresses
3080) لباس هاي دختران
3081) give 3 cheer for s.b
3082) به افتخار کسي هوراي بلند کشيدن
3083) Give a dog a bad name and hang him
3084) به سگ يك لقب بد بده بعد آن را بكش (گر سر آزار داري بهانه بسيار داري
3085) Give back
3086) پس دادن
3087) give bake
3088) پس دادن-باز گرداندن
3089) Give him a big hand
3090) به افتخارش يه دست محكم بزنيد
3091) Give him enough rope, he'll hang himself
3092) طناب مفت ببينه خودش رو خفه مي کنه.
3093) Give it another try.
3094) يک بار ديگر سعي کن
3095) Give me a break
3096) يک فرصتي به من بده-تو رو خدا ولم کن
3097) Give me a pen please.
3098) لطفاً به من يك خودكار بده
3099) Give me a ring back
3100) بهم زنگ بزن



1) A witty Joke
2) شوخي با نمک

3) A wolf in sheep's clothing
4) گرگ در لباس ميش

5) A wolf in the lamb's skin
6) گرگي در لباس ميش

7) A word spoken is past recalling
8) تيري که رها شد به چله باز نگردد

9) A word to the wise is enough
10) در خانه اگر کس است يک حرف بس است

11) abase
12) پست کردن، تحقير نمودن

13) abate
14) فروکش کردن

15) ABC of something
16) الفباي چيزي

17) abdicate
18) از خود سلب مسئوليت کردن، مسئوليتي را ديگر قبول نکردن

19) aberrant
20) غير عادي، نابهنجار، منحرف

21) aberration
22) انحراف-کج روي

23) Abide by sth
24) پذيرش دستورات

25) abject
26) رقت بار، خفت بار

27) Able to breathe again
28) نفس تازه كشيدن

29) Able to do sth blindfold
30) چشم بسته كاري را انجام دادن

31) Able to take a joke
32) ظرفيت شوخي داشتن

33) Able to take just so much
34) ظرفيت زيادي نداشتن

35) abominate
36) متنفر بودن، به شدت بيزار بودن

37) abortive
38) بي ثمر، بي نتيجه

39) about-face
40) تغيير عقيده

41) About to do sth
42) در شرف انجام كاري

43) above
44) بالا

45) above all this
46) از همه اينها گذشته

47) Above-board
48) واضح و روشن

49) above-named
50) نامبرده بالا


a phat song
2) يک آهنگ توپ

3) A picture is worth a thousand words
4) زليخا گفتن و يوسف شنيدن / شنيدن کي بود مانند ديدن؟

5) A piece of cake
6) مثل اب خوردن

7) a political dissident
8) يک مخالف سياسي


9) A poor workman blames his tools
10) عروس نمي توانست برقصد، مي گفت زمين کج است

11) A pretty penny
12) خيلي گران است

13) A problem solved becomes easy
14) معما چو حل گشت آسان شود.

15) A rolling stone gathers no moss
16) بر سنگ گردان نرويد نبات

17) A room can be built here.
18) يك اتاق در اينجا مي تواند ساخته شود

19) A Slap in the face
20) تو دهني

21) a snail’s pace
22) سرعت لاك پشتي

23) a snake in the grass
24) مار خوش خط و خال-اب زير کاه

25) A sound mind in a sound body
26) عقل سالم در بدن سالم است

27) .A steal
28) ارزشش کمتر از اين حرفهاست

29) A stitch in time
30) كار امروز را به فردا مسپار

31) a thoughtless act
32) يک کار ناشي از بي فکري

33) A tree that God plants , no wind hurts it
34) چراغي را که ايزد برفروزد هر آن کس پف کند ريشش بسوزد

35) a university
36) يک دانشگاه

37) a used car
38) يک ماشين کهنه

39) A vow unto his own
40) به خود ش قول مي دهد

41) a voyage of close
42) يک سفر دريائي

43) a war burst out
44) جنگي در گرفت

45) a white lie
46) دروغ مصلحت آميز

47) A willing horses is run to death
48) خر باركش را، هي بار مي كنند

49) A wise man avoids edged tools
50) آدم دانا به شتر نزند مشت
1) A jack of all trades is master of none
2) همه کاره و هيچ کاره

3) A joint pod does not boil
4) ديگ شراکت ( شريکي) جوش نمي ياد.

5) a kick on the back
6) اردنگي

7) A leopard can not change it's spots
8) يك پلنگ نمي تواند لكه هاي روي پوستش را تغيير دهد

9) A leopard cannot change his spots
10) توبه گرگ مرگ است

11) A little bird told me
12) کلاغه به من خبر داد

13) A little bird told me so
14) کلاغ سياه خبر آورد.

15) A little bird told me that you've got engaged
16) کلاغه برام خبر آورد که نامزد کردي

17) A little body has often a great soul
18) فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه

19) A little knowledge is a dangerous thing
20) ناداني به از كم داني

21) A little pool produce small fish
22) مردم حقير و کوچک اعمال و افعالشان هم خرد و محقر است

23) A living dog is better than a dead lion
24) يك سگ زنده بهتر از يك شير مرده است

25) a lonely life
26) تنهايي -بي کسي

27) a losing battle
28) چيز دست نيافتني

29) a lot of short stories
30) داستانهاي کوتاه زيادي

31) a.m
32) قبل از ظهر

33) A man is known by the company he keeps
34) آدم را بايد از دوستاش شناخت

35) A Man's Demeanor Reveals His Status
36) رفتار يک مرد معرف شخصيت اوست

37) A mischievous dog must be tide short
38) يك سگ خطرناك را بايد با زنجير كوتاه بست

39) A miss by an inch is a miss by a mile
40) آب که از سر گذشت، چه يک وجب، چه صد وجب

41) A moment when the time is still
42) لحظه‌اي که زمان متوقف شده است؛

43) a pair of shoes
44) يک جفت کفش

45) A penny saved is a penny earned
46) كم بخور هميشه بخور-قطره قطره جمع گردد، وانگهي دريا شود

47) A perfect ass
48) مثل خر

49) A person is known by the company he keeps
50) تو اول بگو با کيان دوستي / پس آنگه بگويم که تو کيستي


1) A bad dog never sees the wolf
2) يك سگ گله بي عرضه هيچ وقت گرگ را نمي بيند

3) A bad thing never die
4) بادمجون بم آفت نداره.

5) A bad vessel is seldom broken
6) بادمجان بم آفت ندارد

7) a baking hot day
8) يک روز خيلي داغ

9) A Ball Of Fire
10) به کسي که خيلي شيطون باشه

11) A barking dog never bite
12) سنگ بزرگ علامت نزدن است

13) a beautiful baby girl
14) دختر زيبايي

15) A bird in hand is better than two in the bushes
16) سيلي نقد، به از حلواي نسيه

17) A bird in hand is worth two in the bush
18) سيلي نقد به از حلواي نسيه

19) A bird in the hand is worth two in the bush
20) سركه نقد به از حلواي نسيه

21) a bitter pill to swallow
22) حقيقتي تلخ که بايد پذيرفت

23) A blessing disguise
24) توفيق اجباري

25) A blessing in disguise
26) عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد

27) a boon companion
28) رفيق جون جوني

29) A braying ass eats little hay
30) خري كه عر عر زياد مي كند، كمتر يونجه مي خورد

31) A burden of one's choice is not felt
32) خود کرده را تد بير نيست

33) A burnt child dreads the fire
34) مار گزيده از ريسمان سياه سفيد ميترسه

35) A businessman is loved by god
36) کاسب حبيب خداست.

37) a can I use your telephone
38) آيا مي توانم از تلفن شما استفاده كنم ؟

39) A car was bought for Ali.
40) يك اتومبيل براي علي خريده شد

41) A case in point is you
42) يک موردش همين جنابعالي

43) A castle in the air
44) آرزوهاي واهي

45) A cat has nine lives
46) سگ 7 تا جون دار

47) A cat may look at a king
48) به اسب شاه گفته يابو

49) A child is born on a battlefield
50) کودکي در ميدان جنگ به‌دنيا مي‌آيد


1) a constant guest is never welcome
2) مهمون تا سه روز گفتند ، نگفتند تا عيد نوروز
3) کم بيا شيرين بيا

4) a copy cat
5) بله قربان گو

6) A coward dies a thousand times before his death
7) ترس برادر مرگ است

8) A crow is never whiter for ever washing
9) كلاغ با شستن سفيد نمي شود

10) a.d
11) بعد از ميلاد

12) A fair face may hide a foul heart
13) صورت ظاهر برادر هيچ نيست

14) a farm for raising horses
15) مزرعه اي براي پرورش اسب

16) a fat man
17) يک مرد چاق

18) A flower has no front or back
19) گل پشت رو نداره

20) A fool and his money are easily parted
21) تا ابله در جهان هست، مفلس در نمي ماند


22) A fool and his money are soon parted
23) احمق پولش را به راحتي از دست مي دهد

24) A fox smells its own lair first
25) تا چوب را بلند کني، گربه دزده فرار مي کند

26) a friend in need is a friend indeed
27) دوست ان است که گير دست دوست در پريشاني و درماندگي

28) A good beginning makes a good ending
29) يک شروع خوب، پايان خوبي در پي دارد
30) خشت اول چون نهاد معمار کج تا ثريا ميرود ديوار کج

31) A good name is better than riches
32) نام نيکي گر بماند آدمي به کزو ماند سراي زر نگار

33) A good wine needs no bush
34) مشک آنست که خود ببويد نه آن که عطار بگويد.

35) A great ship must have deep water
36) هر که بامش بيش برفش بيشتر

37) a guest is a friend of God
38) مهمان حبيب خداست

39) A guest is loved by God
40) ميهمان حبيب خداست.

41) a heavy box
42) يک جعبه ي سنگين

43) A hog in armor is still but a hog
44) خر همان خر است؛ فقط پالانش عوض شده است

45) A hundred years to these years
46) سد سال به اين سال ها


47) A hungry man has no faith
48) کسي که معاش ندارد ، معاد ندارد

49) A hungry man is an angry man
50) ادم گرسنه دين و ايمان ندارد

talk nineteen to the dozen
بسيار سريع صحبت کردن
talk the hind legs off a donkey
صحبت کردن بدون مکث
talk something through / over
بحث کردن درباره چيزي
talk something up
چيزي را مهم جلوه دادن
talk someone into doing
کسي را متقاعد کردن در انجام کاري
talk someone through something
دادن دستورالعمل گام به گام به شخصي
talk under your breath
آهسته صحبت کردن .طوريکه کسي متوجه نشود
talk rubbish
غير منطقي صحبت کردن
talk around the subject
حاشيه پردازي و نپرداختن به اصل موضوع
talk highly of someone
کسي را تحسين کردن
to give someone a talking-to
صحبت کردن با کسي از روي عصبانيت
to be like talking to a brick wall
عدم نفوذ کلام در شخصي


talk your way out of something
خلاص شدن از يک موقعيت دشوار با يک بيان هوشمندانه
straight talking
گفتار صادقانه
talk shop
صحبت کردن در باره کار در يک موقعيت اجتمائي

دوستي که شما را در شرايط دشوار حمايت نمي کند
a fair-weather friend

يک شانس کوچک
a snowball’s chance

بسيار عصباني به نظر رسيدن
a face like thunder

هياهو و قيل وقال براي يک مسئله بي اهميت
a storm in a teacup

آسان بودن
be a breeze

سخت مشغول کاري بودن
be snowed under

مرتب تغيير عقيده دادن
blow hot and cold

هواي بسيار سرد
brass-monkey weather

هر چه بيش آيد
come rain or shine

آرامش قبل از طوفان
the lull before the storm

بس انداز کردن براي روز مبادا
save up for a rainy day

تجزيه وتحليل موقعيت قبل از اقدام به کار
see which way the wind blows

انجام کاري که قرار است شخص ديگري انجام دهد
steal someone's thunder

Just as you say هر چی تو بگی

Take it or leave it یا قبول کن یا یرو

Haggle چونه نزن

Would you follow me? میشه دنبالم بیایین؟

Saving your presence! دور از حضور شما

He is a he مردی یه واسه خودش

She is a she شیرزنیه واسه خودش

Leave me alone تنهام بزار

Be serious جدی باش

Sorry to in terrupt you معذرت می خوام حرفت رو قطع کردم

May I jump in? میتونم وسط حرفت بیام؟

I see your point می فهممت

Excuse my back ببخشید پشتم به شماست

May I be excused? اجازه مرخص شدن می دید؟

You are in shape to today امروز سرحالی

You don’t have a prayer هیچ شانسی نداری؟

Keep your nose clean پاتو از این قضیه بکش بیرون

What a dopey عجب خنگی هستی تو

Enjoy your self خوش بگذرونی

Make up your mind تصمیمتو بگیر

Tank a bunch خیلی متشکرم

You’re the best شما بهترینی

You are an angel تو یه فرشته ای

What would I do with out you? من بدون توچیکارکنم؟

What's perfect عالیه

Sorry to hear that متاسفم که می شنوم

I a pologise معذرت می خوام

Sorry for keeping you waiting معذرت می خوام که منتظرت گذاشتم

Sorry I am late ببخشید دیر کردم

Please for give me لطفا منو ببخش

Sorry, I didn't meat do that ببخشد منضوری نداشتم

I owe you an apology بهت یه معذرت خواهی بدهکارم

My bad! تقصیر من بود

How much is the tax? مالیاتش چقدره؟

Is this an sale? این حراجه؟

What is the price after discount? قیمتش بعد تخفیف چقدر میشه؟

What's the total? جمعا چقدر میشه؟

May I try this on? میتونم اینوامتحان کنم؟

It’s the wrong size سایزش اشتباهیه

I need to take this back میخوام اینو پس بدم

I lost my receipt رسیدم را گم کردم


این اصطلاحات را در رستوران ها به کار می بریم:

Could I get you sth to drink? می خوای برات نوشیدنی بگیرم

Care for another? بازم میل دارید؟

What are you having? چی دارید-چی میخوری

Could I have the cheek? صورت حساب لطفا

Could I have a table for two,pls?

میشه لطفا واسه ما میز دو نفره بدی؟

What would you like for dessert?

دسر چی میل دارید؟

Would you like sth to eat?

چیزی می خوای میل کنی؟

What would you like to drink?

نوشیدنی چی میل دارید؟

Can I see the menu pls? میتونم منوتونو ببینم؟

Can I get you a drink? برات نوشیدنی بگیرم؟

Have you booked a table?

حتما میز رزرو کردید؟

How many are you? چند نفرید؟

Would you follow me? میشه دنبالم بییاین؟

Keep your nose clean پاتو از این قضیه بکش کنار

Enjoy your self خوش بگذرونی

Makeup your mind تصمیمتو بگیر

What's perfect عالیه

What would I do with out you?

من بدون تو چیکار کنم یا میکردم

Sorry to hear that متاسفم که میشنوم

Sorry for keeping you waiting

معذرت میخوام که منتظرت گذاشتم

Please forgive me لطفا منو ببخش

Sorry, I didn’t mean to do that

معذرت میخوام منظوری نداشتم

I own you an apology بهت یه معذرت خواهی بدهکارم

I wasn't born yesterday

موهامو تو آسیاب سفید نکردم

How much bread have you got? مایه تیله چقدر داری؟

Error is human انسان جایزالخطاس

I will put you in your place حالتو میگیرم

No offence دور از جون

He is so behind طرف شوته

Night night boy سوسول

Christ sake خدا به دادمون برسه

You’ve got belly شکم آوردی

I will rip you in half دو شقه ات می کنم

He can't make both ends meet. هشتش گرو نهشه!

Don't pester me! پا رو دمم نذار!

Cut nonsense! دري وري نگو!

Don't horse-play! شوخي هاي خركي اتو جمع نكن!

He has gone too far! شورش رو درآورده!

He freezed flabbergasted. هاج و واج مونده بود.

 back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعویق انداختن
 
show off  خودنمایی کردن

The cat dreams of mice     

شتر در خواب بیند پنبه دانه ، گهی لف لف خورد گه دانه دانه

You must ask your neighbor if you Shall live in peace  

اول همسایه ات را بشناس بعد خانه را بخر

 The darkest hour is just before the dawn

در ناامیدی بسی امید است ، پایان شب سیه سفید است

 When one door shut, another opens

خدا گر ز حکمت ببندد دری ، ز رحمت گشاید در دیگری

 
Get something off one's chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن
 
Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن
 
Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!
 
Stand on one's own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن
 
Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن
 
Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن
 
Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است
 
Keep something under one's hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن
 
A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند
 
White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید

Not Hold Water

بي معني بودن. غير منطقي بودن. به عقل جور در نيامدن

The Kiss Of Death

فاتحه چيزي را خواندن

Get The Hang Of Something

قلق چيزي را به دست آوردن. راه كاري را ياد گرفتن

Raise A Stink

الم شنگه به پا كردن. قشقرق راه انداختن

Get Off Someone's Back

دست از سر كسي برداشتن

Be Greek To One

قابل درك نبودن. سر در نياوردن

Dressed To The Teeth

با سليقه لباس پوشيدن

Not Have A Leg To Stand On

حتي يك دليل خوب براي ادعا نداشتن

Out On A Limb

در موقعيت خطرناك قرار داشتن

Up One's Sleeve

آماده داشتن. زير سر داشتن

Fork Over

سلفيدن. رد كردن (پول)

Eat One's Heart Out

حسودي كردن. دل كسي سوختن. غصه خوردن

Give Someone A Buzz

به كسي زنگ زدن. تلفن زدن

The Salt On The Earth

آدم هاي نازنين. آدمهاي بي نظير

IN THE SAME BOAT

همدرد بودن

I am broke, can you lend me a couple of bucks?
Sorry I am at the same boat.

TWIST ONE'S ARM

مجبور كردن. تحت فشار قرار دادن

Daddy won't buy me the car unless I twist his arm.

IN ONE'S BOOK

به عقيده شخص

In my book, you are the most generous person in the world!



STRAIGHT FROM THE HORSE'S MOUTH

از منبع موثق. از دهان خود شخص شنيدن. دست اول


I have heard straight from the horse's mouth that he is gonna be the next president of the company.

JUMP DOWN SOMEONE'S THROAT

به كسي پريدن. از كسي به شدت عصباني شدن

Why do you jump down my throat before you listen to what I have to say?

AT SIX AND SEVENS

سر در گم. هاج و واج. حيران و سرگردان

Henry was all at six and sevens since he lost his job.

GO FLY A KITE!

برو پي كارت! بزن به چاك!

Stop bothering me! Go fly a kite!

TOOT ONE'S OWN HORN

لاف زدن. منم منم كردن. از خود تعريف كردن

Richard's always tooting his own horn. All he does is to talk about how good he is.

HANG IN THERE!

استقامت به خرج دادن. تاب آوردن. با اوضاع ساختن

I know things are pretty tough me. If you hang in there things will come out ok.

HIT BELOW THE BELT

نامردي كردن. نارو زدن

I'll never do any business with Peter again. He really hits below the belt.

LET THE CAT OUT OF THE BAG

رازي از دهان كسي پريدن. پته كسي را روي آب انداختن

Nobody was supposed to tell him about the surprise party, but my sister let the cat out of the bag.

GET A KICK OUT OF SOMETHING

از چيزي كيف كردن. از چيزي حظ كردن

I always get a kick out of his jokes.

COUGH UP

سلفيدن. اخ كردن

Come on man! Cough up the money you owe me!

TALK SOMEONE'S EAR OFF

با پر حرفي سر كسي را بردن

My grandmother talks my ear off whenever I see her.

GO GREAT GUNS

حسابي رو به راه بودن. قبراق بودن

How's business Ted? It's going great guns!

ALL THUMBS

دست و پا چلفتي. ناشي

Let me do the dishes myself, you're all thumbs.

HAVE SOMEONE'S NUMBER

دست كسي را خواندن. از نيت كسي آگاه بودن

Joe has been so friendly to me recently. But I have his number. He just needs my money.

LIKE A BULL IN A CHINA SHOP

دست و پا چلفتي. بي ملاحظه. بي فكر. بي احتياط

Each time you enter the room, you knock something down. You are really like a bull in a china shop!

THE FAT IS IN THE FIRE

ديگه كار از كار گذشته. ديگه نميشه كاريش كرد. آب ريخته را نميشه جمع كرد

The fat's in the fire! There's 10 thousand $ missing from office safe.

HIT THE ROAD

راه افتادن. عازم سفر شدن

It's getting really late. Let's hit the road

JUMP OUT OF ONE'S SKIN

از ترس زهره ترك شدن. از ترس قالب تهي كردن

You really scared me. I nearly jumped out of my skin!

KICK IN THE PANTS

ترغيب. تشويق

All he needs is a kick in the pants to get him going.

PAIN IN THE NECK

مايه دردسر. مايه عذاب. بلاي جان

There's something wrong with my car almost everyday. It's really become a pain in the neck!

GET THE JUMP OF SOMEONE

پيش دستي كردن. روي دست كسي بلند شدن

No one has ever been able to get the jump on Margie in swimming.

OFF THE RECORD

غير رسمي. محرمانه

The mayor emphasized that what he had said was off the record.

MAKE A MOUNTAIN OUT OF A MOLEHILL

از كاه كوه ساختن. چيزي را گنده كردن

Don't let such a trivial thing bother you so much. You're just making a mountain out of a molehill.

You are not in the picture

تو باغ نیستی

worm book

خر خوان

a kick on the back

اردنگی

He was discharged with a kick in the pants.

GET INTO HOT WATER

تو هچل افتادن. توي دردسر افتادن

I really get into hot water whenever I play hooky.

DOG-EAT-DOG

هر كي هر كي. ظالم بي رحم

It's pretty though to survive in this dog-eat-dog world.

GO COLD TURKEY

يك مرتبه عادتي را كنار گذاشتن. بي مقدمه اعتياد را ترك كردن

The doctor believes in that if he opium addict had gone cold turkey, he might have not survived

SKELETON IN ONE'S CLOSET

راز شرم آور. نقطه ضعف

My father was once behind bars. That's our family's skeleton in the closet.

MONEY TALKS!

پول رو رو سنگ بذاري سنگ آب ميشه! پول حلال مشكلاته!‌پول حرف اول رو مي زنه!

ِDon't worry. I have a way of getting things done. Money talks!

MIND ONE'S P'S AND Q'S

مواظب رفتار و زبان خود بودن. مودب بودن

You must mind your p's and q's at the reception tonight.

Sake a leg

عجله كردن، جنبيدن

It's getting late. Come on, shake a leg!

GO (Be) BANANAS

از شدت خوشحالي يا عصبانيت ديوانه شدن

The children will go bananas when you tell them that trip is cancelled.

GO INTO A NOSEDIVE

سريع افت كردن. مثل برق پايين آمدن. شديدا تنزل كردن

Oil prices are going into a nosedive.

TAKE A RAIN CHECK

به وقت ديگري موكول كردن

I'm pretty busy on Friday, could I take a rain check on your invitation?

GET AWAY CLEAN

از مجازات فرار كردن

After robbing the bank, the robbers spent off in a waiting car and got away clean.

CATCH SOMEONE RED-HANDED

سر بزنگاه كسي را دستگير كردن. مچ كسي را گرفتن

The hoodlums were tempering with the public phone when the police arrived and caught them red-handed.

CROSS MY HEART!

به جون خودم قسم مي خورم!

I didn't break the glass. Cross my heart!

GET THE SHORT END OF THE STICK

كلاه سر كسي رفتن. به حق خود نرسيدن

Martin's very unhappy because he got the short end of the stick again.

BEAT ABOUT THE BUSH.

صغري كبري چيدن و طفره رفتن. حاشيه رفتن

Stop beating about the bush! Answer my question frankly!

HIT THE NAIL ON THE HEAD

تو خال زدن. به هدف زدن. درست حدس زدن

I guess we need a lot of money to carry out the plan. You're absolutely right. You've hit the nail right on the head!

LET SLEEPING DOGS LIE

پا روي دم سگ نگذاشتن. دنبال دردسر نگشتن. پا روي دم كسي نگذاشتن

Don't raise the issue again. It's almost forgotten. Let sleeping dogs lie.

DOG IN THE MANGER

آدم بخيل. ادم تنگ نظر

Kathryn never gives away anything she herself has no use for. She is such a dog in the manger.

WHEEL AND DEAL

ساخت و پاخت كردن. زد و بند كردن. گاوبندي كردن

You can't do any business in this town if you don't wheel and deal.

MONKEY BUSINESS

دوز و كلك. حقه بازي. مسخره بازي

Stop the monkey business. This is serious.

GO DOWN THE DRAIN

به هدر رفتن. بر باد رفتن. نقش برآب شدن

All the money I invested in that damned business went down the drain.

GET UP ON THE WRONG SIDE OF THE BED

از دنده چپ بلند شدن. عبوس بودن

Why are you so grouchy today? Did you get up on the wrong side of the bed?

JUMP THE GUN

زودتر از وقت شروع كردن. قبل از موعد مقرر كاري را انجام دادن. عجله كردن

They were scheduled to be married in June, but they jumped the gun.

MAKE A SPLASH

كولاك كردن. معركه كردن. غوغا كردن

She made quite a splash in literary with her first book.

GET ANTS IN ONE'S PANTS

بي قرار شدن. دلشوره گرفتن

I always get ants in my pants before a lecture.

GIVE SOMETHING ONE'S BEST SHOT

نهايت سعي خود را كردن

Do you think you can fix the washing machine? I'm not sure, but I'll give it my best shot.

COOL ONE'S HEELS

زياد معطل شدن. زياد منتظر شدن

We arrived on time,but the lawyer let us cool our heels outside of his office for hours.

LEAD A DOG'S LIFE

با فلاكت زندگي كردن. زندگي رقت بار داشتن. زندگي سگي داشتن

I gotta get rich real soon. I'm quite tired of leading a dog's life.

GET ONE'S TICHET PUNCHED

شناسنامه كسي باطل شدن. مردن. كشته شدن

The poor man got his ticket punched while he was crossing the street!

DIFFERENT STROKES FOR DIFFERENT FOLKS

سليقه ها مختلفه. هر كسي به چيزي علاقه داره

My husband likes watching T.V., but I like reading books. Well, different strokes for different folks.

MISS THE BOAT

دير جنبيدن. فرصت را از دست دادن

There were still some tickets available last week. You could have bought one, but you missed the boat.

GET THE AX

اخراج شدن. از كار بر كنار شدن


I got the ax two months ago. I have been able to find a new job yet.

GO TO BAT FOR SOMEONE

از كسي طرفداري كردن. از كسي جانبداري كردن

I expect you to go to bat for me whenever you hear anyone gossip about me.

کاري را به تاخير انداختن
take a rain check

احساس خوبي نداشتن
under the weather

از موقعيت سختي جان سالم به در بردن
weather the storm

3001) get in some ones hair
3002) اذيت كردن كسي.آزار كسي
3003) Get in somebody’s hair
3004) موي دماغ کسي شدن
3005) GET IN SOMEONE'S HAIR
3006) کسي را اذيت کردن-ذله كردن. به ستوه آوردن. كلافه كردن
3007) get in your hair
3008) اذيتت مي کنند
3009) GET INTO HOT WATER
3010) تو هچل افتادن. توي دردسر افتادن
3011) get into trouble
3012) به زحمت افتادن-دچار دردسر شدن


3013) Get it out of you chest
3014) سفره دلت و باز کن
3015) get it straight
3016) خوب گوش بده
3017) Get lost
3018) گُم شو
3019) get mixed up
3020) گيج شدن
3021) Get off my back
3022) دست از سرم بر دار
3023) get off my bag
3024) بابا ولمون کن..دست از سرم بردار
3025) Get off someone's back
3026) دست از سر کسي برداشتن
3027) GET OFF SOMEONE'S CASE
3028) دست از سر كسي برداشتن. كسي را ول كردن
3029) get off to a flying start
3030) شروع موفقيت آميزي داشتن
3031) get on one`s high horse
3032) از خود متشکر
3033) get ones hand in sth
3034) مهارت خود را در کاري بازيافتن
3035) Get one’s ticket punched
3036) شناسنامه ي کسي باطل شدن، مردن، کشته شدن
3037) get out of
3038) بيرون امدن از
3039) Get out of my sight
3040) از جلوي چشمم دور شو
3041) get personal.
3042) به خود گرفتن
3043) Get serious whit me
3044) با من جدي باش
3045) GET SOMEONE'S GOAT
3046) روي سگ كسي را بالا آوردن. كفر كسي را بالا آوردن
3047) Get something off one's chest
3048) دل خود را خالي کردن
3049) get something out of one's system
3050) خود را از فکر چيزي خلاص کردن ، موضوعي را به کلي فراموش کردن

2951) From the bottom of my heart
2952) از ته قلبم.
2953) from time to time
2954) بعضي مواقع
2955) From top to bottom
2956) از سر تا پا
2957) From word to deed is a great step
2958) ز حرف تا به عمل صد هزار فرسنگ ست.
2959) frugal
2960) صرفه جو
2961) **** you
2962) لعنتي


2963) fugitive
2964) فراري، در صدد فرار
2965) full fledged
2966) تمام عيار
2967) full of it
2968) چرت و پرت گفتن ، مزخرف گفتن
2969) full of life
2970) سر زنده و شاداب
2971) funny
2972) خنده دار
2973) funny animals
2974) حيوانات خنده دار
2975) Funny how everything changes for me
2976) همه چيز خيلي با مزه برام عوض ميشه
2977) Gauging station
2978) ايستگاه اندازه گيري
2979) generally
2980) معمولا-عموما
2981) Geographic Information System
2982) سيستم اطلاعات جغرافيائي
2983) get a hand
2984) دستگيري، کمک به مردم
2985) GET A KICK OUT OF SOMETHING
2986) از چيزي كيف كردن. از چيزي حظ كردن
2987) Get ants in one's pants
2988) دل شوره داشتن -بي قرار بودن
2989) get away
2990) دور کردن
2991) GET AWAY CLEAN
2992) از مجازات فرار كردن
2993) Get bottom of some thing
2994) ته و توي قضيه رو در آوردن
2995) GET COLD FEET
2996) جا زدن. تو زدن. دچار دودلي شدن
2997) Get cracking
2998) دست به کارشو
2999) get hold of the wrong end of the stick
3000) سرنا را از سر گشاد ش زدن



2902) forgive and forget
2903) روي هم ديگر را ببوسيد
2904) fork over
2905) اخ کردن ، سُلفيدن ، رد کردن
2906) Form Factor
2907) فاكتور شكل
2908) fortify
2909) استحکام بخشيدن
2910) found
2911) گذشته ي
2912) to find پيدا کردن


2913) fountain pen
2914) خود نويس
2915) fraternize
2916) دوست بودن، برادري کردن
2917) Fraudulent
2918) فريب آميز - رياکارانه - متقلبانه
2919) Free loader
2920) آدم مفت خور
2921) free of
2922) مبرا از
2923) Free/unfettered elections were held.
2924) انتخابات آزاد برگزار شد
2925) Freez! Freez
2926) کسي از جاش جم نخوره
2927) frequently
2928) غالبا
2929) Fresh milk beats powdered milk any time
2930) شير تازه هميشه شير خشک را کنار ميزند (شير خشک به پاي آن نميرسد)
2931) friend and foe
2932) دوست و دشمن
2933) friendly
2934) صميمي
2935) Friends may meet , but mountains never greet
2936) کوه به کوه نمي رسه ولي آدم به آدم مي رسه.
2937) Friendship cannot stand always on one side
2938) چه خوش بي مهربوني هر دو سر بي.
2939) Frightened
2940) ترسيده
2941) from
2942) از
2943) from a folish judge,a quick sentence
2944) قاضي نادان زود حکم مي دهد
2945) From cover to cover
2946) از اول تا آخر(كتاب )
2947) From each of her fingers a talent rains
2948) از هر انگشتش هنر ميباره
2949) From hearing comes wisdom
2950) از شنيدن انسان عاقل ميشه

2851) for a while
2852) براي مدتي
2853) For all the blood the he's spilled
2854) به‌خاطر تمام خوني که ريخته
2855) For apart
2856) دور از هم
2857) for company
2858) براي همراهي شما( در تعارفات )
2859) For god sake
2860) به خاطر خدا
2861) For God’s sake, choose the good and bold
2862) خير نهان براي رضاي خدا کنند


2863) for good
2864) براي هميشه
2865) For liberty
2866) براي آزادي
2867) For love
2868) افتخاري، بدون چشمداشت
2869) for no reason
2870) همينجوري
2871) for raniy day
2872) براي روز مبادا
2873) FOR THE BIRDS
2874) مفت گران بودن. به درد نخور. بي فايده
2875) for the last two weeks.
2876) از دو هفته ي پيش تا حالا
2877) for the sake of humanity
2878) به‌خاطر انسانيت
2879) for the time being
2880) در اين لحظه-فعلا
2881) همين حالا
2882) For too long that's wrong
2883) و اين هميشه برام يه مشکل بود
2884) for two weeks.
2885) دو هفته هست
2886) for whom
2887) که براي آن
2888) Forbear
2889) اجتناب کردن، دوري کردن
2890) forbid
2891) قدغن کردن
2892) Forbidden fruit is sweet
2893) انسان حريصه
2894) Force
2895) اجبار كردن – زور
2896) foreign
2897) خارجي-خارجه
2898) Forever trust in who we are
2899) هميشه به خودمان باور خواهيم داشت که چه کسي هستيم
2900) forgive
2901) بخشيدن-عفو کردن



2802) First kiss and I knew you changed the game
2803) با اولين بوست بازي رو تغيير دادي
2804) fish
2805) ماهي(ها)
2806) fishing
2807) ماهيگيري
2808) Fishy
2809) عجيب-مشکوک
2810) Fit
2811) مناسب – اندازه


2812) Fixed deposits in a bank.
2813) سپرده‌هاي ثابت در بانك
2814) flagrant
2815) بي شرمانه
2816) Flap your gums
2817) فک زدن
2818) Flash flood
2819) تند سيل – تند اب
2820) flat
2821) هموار-مسطح
2822) Flesh & blood
2823) هم خونيم، از يه پوست و استخونيم
2824) flew
2825) گذشته ي
2826) to fly پرواز کردن
2827) Floodplain
2828) دشت سيلابي – سيل دشت
2829) fluctuate
2830) ثابت نبودن-نوسان داشتن
2831) fly a kite
2832) برو پي كارت! بزن به چاك!
2833) FLY OFF THE HANDLE
2834) از جا در رفتن. ازكوره در رفتن
2835) follow
2836) دنبال کردن-پيروي
2837) FOLLOW ONE'S NOSE
2838) مستقيم رفتن. راسته ي دماغتو بگير برو جلو
2839) Fooling everyone
2840) همه را فريب مي‌دادند
2841) fools live poor to die rich
2842) نه خود خورد نه کس دهد گنده کند به سگ دهد
2843) For a moment
2844) براي يک لحظه
2845) For a rainy day
2846) براي روز مبادا
2847) for a short while
2848) براي مدت کوتاهي
2849) FOR A SONG
2850) مفت. ارزان

2751) Fear of death is worse than death itself
2752) ترس از مرگ بدتر از خود مرگ است
2753) FEATHER IN ONE'S CAP
2754) مايه ي سر افرازي. مايه ي افتخار
2755) feed
2756) غذا دادن
2757) Feedback
2758) پس خور
2759) Feel like a million bucks
2760) مثل اينکه خدا دنيا رو بهش داده
2761) feel like a million dollars
2762) کوک کوک ، شنگول


2763) FEEL UNDER THE WEATHER
2764) دمغ بودن. دل و دماغ نداشتن. حال كسي گرفته بودن
2765) fell
2766) گذشته ي
2767) to fall افتادن
2768) Few words are best
2769) کم گوي و گزيده گوي کز اندک تو چهان شود پُر
2770) Fickle
2771) دمدمي - متغير
2772) Fight like cat and dog
2773) مثل سگ و گربه مي مانند
2774) Fight one ,fight anothre,fight all
2775) مثل خروس جنگي
2776) Fill
2777) پر كردن
2778) Filter
2779) *****
2780) finally
2781) سرانجام
2782) finally you have the ide
2783) بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد
2784) Finding a job is difficult here.
2785) پيدا كردن كار دراينجا مشكل است
2786) Fine words butter no parsnips
2787) با حلوا حلوا گفتن دهن شيرين نمي شود
2788) finish
2789) تمام کردن
2790) fire
2791) اخراج کردن
2792) Fire away
2793) حرف بزن-بپرس
2794) Fireworks
2795) جنجال-در بعضي از جمله ها
2796) First come, first served
2797) بر اساس نوبت--آسيا به نوبت
2798) first come,first served
2799) آسياب به نوبت
2800) First deserve, then desire
2801) اول استحقاقش رو داشته باش بعد خواهانش شو .



2701) FACE THE MUSIC
2702) خربزه خوردن و پاي لرز نشستن
2703) Face to face
2704) رو در رو
2705) Facetious
2706) شوخي - بذله گويي
2707) Facilitate
2708) تسهيل کردن - آسان کردن
2709) Fade out your own ego
2710) غرورت رو از بين ببر
2711) Fair is middling
2712) نه خوب نه بد


2713) fair-weather friend
2714) رفيق نيمه راه
2715) fall
2716) افتادن
2717) Fall down on the job
2718) مثل خر تو گل ماندن
2719) fallen
2720) افتاده
2721) fallout
2722) گرد و غبار اتمي، بارش ذرات راديواکتيو
2723) Fancy free
2724) الکي خوش
2725) Fancy meeting you
2726) چه عجب از اين طرفا
2727) Fanny
2728) باسن
2729) Far across the distance
2730) در آن دور دست
2731) far from
2732) دور از
2733) Far from it
2734) اصلا
2735) far off
2736) دور از
2737) Far- seeing
2738) آدم دور انديش
2739) Fartnose
2740) گوز دماغ
2741) Fast
2742) روزه گرفتن
2743) fast typist.
2744) تايپيست سريع
2745) father-confessor
2746) پدر روحاني
2747) fatherly
2748) پدرانه
2749) Fear is the brother of death
2750) ترس برادر مرگ است

2651) Everything goes back to its origin
2652) کل شيٍ يرجع الي اصله.
2653) Everything has a tithe and tithe of body is fast
2654) هر چيزي زكاتي دارد و زكات بدن روزه است
2655) Everything wasn't okay
2656) همه چيز رديف نبود!
2657) evict
2658) حکم به تخلي? جائي کردن
2659) evolution
2660) تکامل تدريجي
2661) exalt
2662) تمجيد کردن، تجليل کردن، بلند کردن


2663) Except
2664) به جز
2665) Exchange is no robbery
2666) چيزي که عوض داره ، گله نداره.
2667) Excited
2668) هيجان زده
2669) Exciting
2670) هيجان آور
2671) exciting book
2672) کتاب مهيج
2673) excursion
2674) گردش
2675) excuse me
2676) ببخشيد
2677) excuse my french
2678) گلاب به روت...روم به ديوار
2679) Excuse the mess
2680) ببخشيد که اينجا بهم ريخته هست
2681) Exercise helps your body (to) us the extra calories that are coming from food.
2682) ورزش به بدن شما كمك مي كند كه كالري هاي اضافي را كه از غذا مي آيند، استفاده كنيد
2683) Expect less than other
2684) کمتر از ديگران انتظار داشته باش
2685) expedite
2686) تسريع کردن در _ سرعت بخشيدن به
2687) Experience is the best teacher
2688) تجربه بهترين معلم است
2689) experssion
2690) اظهار-بيان
2691) exploit
2692) بيگاري کشيدن _ بهره کشي کردن
2693) extinguish
2694) خاموش و حقير
2695) Extreme values
2696) مقادير حد
2697) Fabulous
2698) عالي
2699) face
2700) روبرو بودن-مقابل بودن


2601) Every fox must pay his own skin at the flayer`s
2602) گذر پوست به دباغ خانه هم مي خوره
2603) Every hill has its valley
2604) هر سر بالايي يک سرازيري هم داره.
2605) every Jom dick and Harry knows
2606) هر کس و ناکسي مي دونه
2607) Every little help
2608) هر چيز که خوار آيد روزي به کار آيد.
2609) Every mad man thinks all other men mad
2610) کافر همه را به کيش خود پندارد


2611) Every nation is responsible for each act of its individuals.
2612) هر ملتي مسئول هر عملي است که از تک تک افرادش سر مي زند.
2613) Every night in my dreams
2614) هر شب در رويا هايم
2615) every one
2616) همه
2617) every one congradulated the bride
2618) همه به عروس تبريک گفتند
2619) every other day
2620) يک روز در ميان
2621) every other days
2622) يک روز در ميان
2623) every other week
2624) يک هفته در ميان
2625) Every peddler praises his needles
2626) کس نگويد که دوغ من ترش است.
2627) every place
2628) همه جا
2629) every thing
2630) همه چيز
2631) Every thing clicked back to me at once
2632) يک دفعه همه چيز يادم اومد
2633) every thing comes to him who waits
2634) گر صبر کني ز غوره حلوا سازي
2635) Every time I think of you
2636) هر وقت که بهت فکر مي کنم
2637) every where
2638) همه جا
2639) Everybody should have some kind of education whether they are rich or poor
2640) همه بايد نوعي از تحصيلات را داشته باشند چه ثروتمند باشند چه فقير
2641) Everyone has his weak side
2642) هر کسي يه نقطه ضعفي داره.
2643) Everyone is in the same boat
2644) بر هر که بنگري به همين درد مبتلاست
2645) Everyone thinks I’m a chicken
2646) همه فکر مي کنند من آدم ترسويي هستم
2647) Everyone was rolling of laugh
2648) همه ي ما از خنده روده بر شديم.
2649) Everything comes to him who waits
2650) گر صبر کني ز غوره حلوا سازي.

2551) enjoy
2552) لذت بردن
2553) Enjoy your meal
2554) نوش جان / گواراي وجود.
2555) Enough experience
2556) تجربه كافي
2557) Enough is as good as a feast
2558) نه به ان شوري شور نه به ان بي نمکي
2559) Enough is enough
2560) بس کن ديگه
2561) Enough money
2562) پول كافي


2564) Envelope
2565) پاكت نامه
2566) epicurean
2567) عياش – خوش گذران
2568) episode
2569) قسمت
2570) epitome
2571) سمبل _ مثال بارز _ نمونه کامل
2572) Erratic
2573) غير قابل پيشبيني-غير معقول
2574) error is human.
2575) انسان جايز الخطاس
2576) erstwhile
2577) سابقا-قبلا
2578) et.al
2579) همکاران
2580) even though it is available for the public.
2581) اگر چه آن را براي عموم در دسترس است
2582) every body
2583) همه-
2584) Every cloud has a silver lining
2585) در نااميدي بسي اميد است-پايان شب سيه سپيد است
2586) Every cook praises his own broth
2587) هيچ بقالي نمي گويد ، ماستش ترش است
2588) هيچ کس نمي گه دوغ من ترشه
2589) every day
2590) هر روز
2591) every day for us something new
2592) هر روز برايمان چيزهاي جديداتفاق خواهد افتاد
2593) Every day is Ashura and every land is Kerbala gol
2594) کل اليوم عاشورا و کل ارض کربلا
2595) Every dog has his day
2596) هر كس را عاقبت روزي خوشي است
2597) Every dog has its day
2598) هر کسي چند روزه نوبت اوست.
2599) Every dog is a lion at home
2600) هر كس به در خانه‌ي خويش دلير است


2451) Drop dead! Will you
2452) برو بمير. ميري؟
2453) Drop in sometimes
2454) گاهي سري به ما بزن.
2455) drop one's teeth
2456) از تعجب شاخ در آوردن
2457) dropped the charges
2458) از اتهام صرفنظر کردن - ديگر فرد را متهم به انجام کاري نکردن
2459) drove
2460) گذشته ي
2461) to drive رانندگي کردن
2462) dumb bunny
2463) مشنگ و منگل


2464) during our trip
2465) در طي سفرمان
2466) during the day
2467) در طول روز
2468) during the year
2469) در طول سال
2470) dying
2471) مُردن
2472) e.g
2473) براي مثال
2474) each head being the dust of that alley is happy
2475) هر سر كه غبار سر آن كوست خوش است
2476) Each heart being the captive of his affliction, is happy
2477) هر دل كه اسير محنت اوست خوش است
2478) each other
2479) با يکديگر
2480) Each time I open the door to my room
2481) هر وقت که در اطاقم رو باز مي کنم
2482) Each time you enter the room
2483) هر دفه که مي‌ياي توي اتاق
2484) eager beaver
2485) کشته مرده کار
2486) early
2487) زود
2488) Early bird catches the worm
2489) سحر خيز باش تا کامراو باشي
2490) Early To Bed And Early To Rise,Make The Man Healthy, Wealthy And Wise
2491) سحرخيز باش تا کامروا باشي
2492) earn
2493) بدست اوردن
2494) earnest
2495) مصمم و جدي
2496) easy com,easy go
2497) باد اورده را باد مي برد
2498) Easy come , easy go
2499) هر چه آسون يافتي ، آسون از دست مي دي
2500) باد آورده را باد مي بره
2401) Don’t try to run away
2402) سعي نكن فرار كني
2403) don’t you ever go again
2404) ديگه هرگز نري ها
2405) Doomed to die
2406) محکوم به مرگ
2407) Doorbell rings, go and get the door
2408) در مي زنند.برو ببين کيه.
2409) down to earth
2410) از خواب و خيال بيرون امدن
2411) Down town
2412) مرکز يا قسمت اداري شهر


2413) DRAG ONE'S FEET
2414) لفت دادن. فس فس كردن. اين پا و آن پا كردن
2415) Drainage
2416) زهكشي
2417) Drainage basin yield
2418) آورد حوزه
2419) Drainage density
2420) تراكم زهكشي
2421) draw
2422) کشيدن-رسم کردن
2423) dress
2424) لباس پوشيدن
2425) dress up like a cristmas tree
2426) تيپ زدن
2427) dressed to kill
2428) بهترين لباس خود را پوشيدن
2429) Drifting further everyday
2430) هر روز و هرروز دورتر ميشه
2431) drink more water in the morning, less at night
2432) در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.
2433) Drink of life
2434) نوش جان
2435) Drinking the forbidden wine with sincerity
2436) مي خور که صد گناه ز اغيار در حجاب
2437) Drive somebody up the wall
2438) کسي رو عصباني کردن
2439) drive someone up a wall
2440) کلافه کردن ، عاجز کردن ، ذله کردن
2441) Driven from pillar to post
2442) از چاله در امد توي چاه افتاد
2443) driving licenes
2444) گواهي نامه
2445) Driving test
2446) امتحان رانندگي
2447) drop
2448) انداختن-افتادن
2449) Drop dead
2450) برو بمير
2351) don’t be again
2352) ديگه نباشي ها
2353) Don’t be narrow and orange
2354) نازک نارنجي نباش
2355) Don’t be tired
2356) خسته نباشي
2357) Don’t be too long about it
2358) طولش نده!
2359) don’t be too sure
2360) زياد هم مطمئن نباش
2361) Don’t brown nose
2362) تملق نکن


2363) Don’t do it on my expense
2364) به حساب من نزن (با خرج من اين كاررو نكن)
2365) don’t do that yet.
2366) فعلا اون کار رو نکن
2367) Don’t drop worms
2368) کرم نريز
2369) Don’t flatter me
2370) تعريف الکي از من نکن-چاپلوسي من رو نکن
2371) Don’t get my monkey up
2372) روي سگ منو بالا نيار
2373) Don’t look at me left left
2374) بهم چپ چپ نگاه نکن
2375) Don’t make yourself spoiled
2376) خودتو لوس نکن
2377) Don’t mention it
2378) قابلي ندارد
2379) Don’t open the door , please
2380) لطفاً درب را باز نكن
2381) Don’t play that whit me
2382) برا من فيلم بازي نکن
2383) Don’t pull my leg
2384) سربه سرم نذار
2385) Don’t put a hat on my head
2386) سرم کلاه نگذار
2387) Don’t put watermelon under my arms
2388) هندونه زير بغلم نگذار
2389) Don’t rub it in
2390) اينقدر) به رخ ما نکش
2391) Don’t shoot off your mouth for me.
2392) براي من يکي ديگه لاف نزن
2393) Don’t show off
2394) پُز نده
2395) Don’t sit on the floor
2396) روي زمين ننشين
2397) Don’t smoke in there .
2398) اونجا سيگار نکش
2399) don’t tell them anything yet.
2400) فعلا به انها چيزي نگو
2301) Don't wait dinner for me
2302) شام منتظر من نباشيد.
2303) don't wait until people are dead to give them flower
2304) براي دادن گل به ديگران منتظر مراسم تدفين آنهانباشيد.
2305) Don't wait up for me tonight
2306) امشب منتظر من نمانيد.
2307) Don't worry
2308) نگران نباش
2309) Don't you dare talk to me like that
2310) مواظب باش كه با من داري اينجوري حرف ميزني
2311) Don't you see I'm working
2312) نمي بينيد دارم کار مي کنم


2313) Don`t borrow from a baby-boomer, if you borrow, don`t spend it
2314) از نو کيسه قرض مکن، قرض کردي خرج نکن
2315) Don`t look a gift horse in the mouth
2316) دندان هاي اسب پيش كش را نمي شمرند
2317) Don`t look the other way
2318) خودتو به کوچه علي چپ نزن
2319) Don`t make a fuss of it
2320) شلوغش نكن
2321) Don`t put the cart before the horse
2322) كالسكه را جلوي اسب نبند
2323) Don`t ride the high horse
2324) از خر شيطان بيا پايين
2325) Donkey head
2326) کله خر
2327) Donkey into donkey
2328) خرتوخره
2329) Donkey work
2330) خر حمالي
2331) Dont bargain the price is fix
2332) چونه نزن قيمت مقطوعه
2333) dont be too long about it
2334) طولش نده-معطلش نکن
2335) dont bother me
2336) مزاحم نشو
2337) dont bother me with foolish question
2338) با سوالات احمقانه مزاحم من نشو
2339) Dont count on your chikens before they are hatched
2340) اول چاه رو بكن بعدا منارو بدزد..
2341) dont deceive yoursef
2342) خودتو خر نکن
2343) dont pick on me
2344) سر به سر من نذار
2345) dont play tricks on my heart
2346) با قلب من بازي نکن
2347) dont put the blame on me
2348) تقصير را به گردن من نيانداز
2349) dont worry about the final exam
2350) نگران امتحان نهايي نباش
2251) Don't count your chickens
2252) جوجه رو اخر پاييز مي شمارند
2253) don't couse trouble
2254) کرم نريز
2255) Don't feel restrained
2256) موذب نباشيد
2257) don't get fresh with me
2258) پررويي نکن !
2259) Don't get me into panic
2260) ترسم نده.
2261) don't get on my bad side
2262) عصبانيم نکن-آن روي مرا بالا نياور


2263) Don't hesitate to call us if you have any question
2264) اگر سوالي داشتيد ترديد به خود راه ندهيد. از ما سوال كنيد.
2265) don't judge until you know the circumstance
2266) ندانسته قضاوت نکن
2267) Don't keep hassling me
2268) دست از سرم بردار
2269) Don't leave nothing behind
2270) هيچ‌چيز رو اون‌جا باقي نذاريد?
2271) Don't leave off till tomorrow what you can do today
2272) کار امروز به فردا مينداز
2273) Don't let the news get out
2274) اجازه نده خبر به جايي درز پيدا کنه
2275) Don't let the opportunity slip
2276) نگذار اين فرصت از چنگت در بره!
2277) Don't make a big deal out of it
2278) زياد قضيه رو بزرگ جلوه نده
2279) Don't make excuses
2280) عذر و بهانه نيار
2281) Don't mess with him
2282) با اون کاري نداشته باش
2283) Don't misuse it.
2284) درست ازش استفاده کن
2285) don't provoke me to talk
2286) دهنم را وا نکن
2287) Don't put the blame on me
2288) كاسه كوزه رو سر من نشكن
2289) Don't speak ill of the dead
2290) پشت سر مرده حرف نزن
2291) Don't split hairs
2292) مته به خشخاش نگذار
2293) don't spoil the child
2294) بچه رو لوسش نکن
2295) Don't throw your money down the drain
2296) بيخود پولاتو هدر نده
2297) Don't touch it if you think it's got an electrical fault
2298) اگر فکر ميکني مشکل الکتريکي داره بهش دست نزن
2299) Don't try to be good, you'll burn your finger
2300) ثواب نکن ، کباب ميشي.

2201) Do you want it refill?
2202) ميل داريد دوباره برايتان پُرش کنم؟
2203) do you want me to do it again
2204) مي خواهيد ان را دوباره انجام بدهم؟
2205) Do you want us to contact one of you
2206) آيا دوست داريد با كسي از طرف شما تماس بگيريم؟
2207) do you?
2208) مگه نه
2209) Do your best
2210) تمام تلاشت رو بکن
2211) Does he wear an overcoat?
2212) آيا او پالتو مي پوشد ؟


2213) Does Love need a Reason
2214) عشق دليل ميخواد؟
2215) Does that mean Christmas changes too
2216) يعني اين به اين معنيه که "کريسمس" هم تغيير کرده؟
2217) Dog as a verb
2218) هميشه در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بودن
2219) Dog day
2220) روز خيلي بد
2221) DOG-EAT-DOG
2222) سگ صاحابش رو نميشناسه-هر كي هركي
2223) Dog eats dog
2224) مثل مور و ملخ
2225) dog in the manger
2226) آدم بخيل ، آدم تنگ نظر
2227) Dog’s mustache
2228) سگ سبيل

2229) don t bite off more than you can chew
2230) گنده تر از دهنت لقمه بر ندار
2231) Don"t panic
2232) نترس
2233) Don't apply a remedy without need
2234) سري که درد نمي کنه دستمال نمي بندند.
2235) Don't be a chicken
2236) ترسو نباش
2237) Don't be so particular
2238) خيلي سخت پسند نباش
2239) Don't be such a baby
2240) تو که بچه نيستي
2241) Don't bit ur nails
2242) ناخنت رو نخور
2243) Don't bite my head off.
2244) کلمو نکن
2245) don't carrid away
2246) جو گير نشو
2247) Don't come away empty-handed
2248) دست خالي برنگرد
2249) don't count on me
2250) رو من حساب نکن
2151) do not have huge meals after 5pm
2152) بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذاي چرب خوداري كنيد.
2153) Do not share syringes and needles
2154) از سوزن و سرنگ مشترك استفاده نكنيد.
2155) Do not take more than the prescribes dose
2156) بيش از مقدار دستور داده شده استفاده نكنيد.
2157) do not take pills with cool water
2158) قرص و داروها را با آب خيلي سرد تناول نكنيد.
2159) do right
2160) درست انجام دادن
2161) Do right and fear no man
2162) ان را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است


2163) Do the best
2164) سنگ تمام گذاشتن، تمام تلاش خود را كردن
2165) Do the best you can
2166) سعي خودت رو بکن
2167) Do you believe me
2168) حرفم را باور مي کنيد؟
2169) Do you come from a large family .
2170) آيا شما از خانواده بزرگي هستيد؟
2171) Do you have 3rd party insurance?
2172) بيمه شخص ثالث داريد؟
2173) Do you have a genetic disease in youe family history?
2174) در سوابق خانوادگي شما آيا بيماري ارثي اي وجود دارد.
2175) Do you have high blood pressure
2176) آيا بيماري فشار خون داريد؟
2177) Do you mind if I ask you something
2178) اشكالي نداره اگر ازت چيزي بپرسم؟
2179) do you mind if I have my suitcase here
2180) اشکالي نداره چمدانم را اينجا بگذارم؟
2181) Do you mind if I join you
2182) اشکالي نداره به شما ملحق شوم؟
2183) do you mind if I open the window
2184) اشکالي نداره پنجره رو باز کنم؟
2185) Do you mind if I put some music on
2186) اجازه مي ديد موسيقي بذارم؟
2187) Do you mind if I smoke
2188) اشکالي نداره سيگار بکشم؟
2189) Do you mind if I take this book
2190) اشکالي نداره اين کتاب رو بردارم
2191) Do you need anything
2192) چيزي احتياج داريد؟
2193) Do you read me Bob
2194) مي فهمي چي ميگم؟
2195) Do you see anything of him
2196) آيا گهگاهي (هر از گاهي) او را مي بيني؟
2197) Do you smoke
2198) آيا دخانيات مصرف ميكنيد؟
2199) do you think
2200) اگه گفتي
2101) Different horses for different courses
2102) هر كسي را بهر كاري ساخته اند
2103) Diffusion Equation
2104) معادله پخشودگي
2105) dig your own grave
2106) گور خود را کندن
2107) Digital Elevation Models
2108) مدل رقومي ارتفاع
2109) Diligence is the mother of good luck
2110) پشتکار مادر خوش شانسي است
2111) Direct runoff
2112) روان اب مستقيم


2113) Direct Runoff Hydrograph
2114) هيدروگراف روان اب مستقيم
2115) Dirt on your head
2116) خاک برسرت
2117) Discover
2118) کشف کردن
2119) discuss
2120) بحث کردن
2121) Disdain
2122) اهانت - تحقير
2123) Disease
2124) بيماري-مرض!
2125) dislike
2126) متنفر بودن
2127) Disparity
2128) اختلاف -عدم توافق
2129) Distance
2130) فاصله
2131) Distributed modeling
2132) مدلسازي توزيعي
2133) Divide and rule
2134) تفرقه بيانداز و حکومت کن
2135) Division Ratio
2136) نسبت تقسيم
2137) Do as you would be done
2138) برکس مپسند آن چه ترا نيست پسند.
2139) do come back and see us again
2140) دوباره به ديدن ما بياييد
2141) Do I have to make another appointment
2142) آيا بايد وقت مجدد بگيرم؟
2143) Do it on private
2144) به طور محرمانه ان رو انجام بده
2145) Do me a favor and get off my back
2146) لطفي به من کن و دست از سرم بر دار
2147) Do not borrow from a parvenu
2148) از نو کيسه هرگز وام مخواه.
2149) do not drink coffee twice a day
2150) روزانه بيش از دو فنجان قهوه ننوشيد
2051) deployed
2052) مستقر شدند
2053) Depression storage
2054) ذخيره چالابي
2055) Deprived of all his thoughts
2056) از تفکراتش بي بهره مي ماند
2057) depth
2058) عمق
2059) derelict
2060) متروکه، رها شده
2061) deserter
2062) سرباز فراري


2063) Design flood
2064) سيل طرح
2065) Design storm
2066) رگبار طرح
2067) desk lamp
2068) چراغ مطالعه
2069) despite
2070) عليرغم
2071) destroy
2072) نابود کردن
2073) deteriorated into a fight
2074) جنگ و دعوا منجر شد
2075) deteriorated into something
2076) منجر شدن،
2077) detest
2078) تنفر داشتن
2079) Diamond in the rough
2080) لوطي، جوانمرد
2081) Dichotomy
2082) متضاد- دوگانگي
2083) Did he actually hit you
2084) ايا اون واقعا تو را زد
2085) did they?
2086) مگه نه؟
2087) Did you have to go?
2088) ايا تو مجبور بودي بروي؟
2089) Did you register yet
2090) ثبت نام کردي؟
2091) did you say,
2092) گفتي
2093) Didn't you feel me lock my arms around you
2094) دستام رو که دورت حلقه زدم احساس نکردي؟
2095) didn’t I?
2096) نکردم؟
2097) Die for someone who will have a fever for you
2098) براي کسي بمير که برات بميره
2099) different as chalk and cheese
2100) زمين تا آسمان فرق داشتن
2001) day in day out
2002) روزهاي متمادي
2003) day-to-day life
2004) زندگي روزانه
2005) Daylight robbery
2006) دزدي روز روشن
2007) Days have passed
2008) روزها گذشته است
2009) dead or alive
2010) زنده يا مرده
2011) deadly
2012) مرگبار


2013) deal with questions.
2014) پاسخ گويي به هر سوال
2015) Death greets me warm
2016) مرگ من رو به آغوش گرمش مي خونه
2017) death is a black camel that kneels before every door
2018) مرگ شتري است که در خانه همه مي خوابد
2019) Death is the black camel that kneels before every door
2020) مرگ شتري هست که در خونه ي همه زانومي زنه.
2021) Death keeps no calendar
2022) مرگ خبر نمي کند
2023) debacle
2024) افتضاح - شکست محض
2025) decide
2026) تصميم گرفتن
2027) Deconvolution
2028) از حالت پيچشي درآوردن
2029) deep
2030) عميق
2031) deep of winter
2032) شب يلدا
2033) deer
2034) اهو(ها)
2035) defer
2036) به تعويق انداختن
2037) delay
2038) به تاخير انداختن
2039) Delays are not denials
2040) دير و زود داره ، سوخت و سوز نداره.
2041) DEM Resolution
2042) تفكيك مدل رقومي ارتفاع
2043) Demmure girl
2044) دختر ناز نازي
2045) Democrat
2046) دموکرات
2047) deny
2048) انکار کردن
2049) depend on
2050) وابسته بودن به


1952) crowded
1953) شلوغ
1954) cry wolf
1955) چوپان دروغگو
1956) Cry your heart out
1957) خودت و خالي کن
1958) Cryptic
1959) مرموز
1960) Curiosity killed the cat
1961) فضول رو بردند جهنم ، گفت هيزمش تره.


1962) Current meter
1963) سرعت سنج- مولينه
1964) Customs
1965) گمرک
1966) cut
1967) گذشته ي
1968) to cut بريدن
1969) CUT CORNERS
1970) صرفه جويي كردن-سمبل كردن. از سر و ته كاري زدن. از كار دزديدن
1971) cut down
1972) بريدن-کوتاه کردن-کم کردن
1973) Cut my legs and call me shorty
1974) تو گفتي و منم باور کردم
1975) Cut no ice
1976) حرفش برش ندارد
1977) Cut off a dog's tail and he will be still a dog
1978) جون به جونش بکني
1979) Cut tail
1980) دم بريده
1981) CUT THE CRAP
1982) دست از اين حرفهاي الکي بردار-چرت و پرت نگو. چرند نگو. مزخرف نگو
1983) Cut your coat according to your cloth
1984) پايت رو به اندازه گيلمت دراز کن
1985) Cuz you weren't there when I was scared
1986) چون وقتي من اونجا ترسيده بودم تو اونجا نبودي
1987) cynic
1988) بدبين-عيبجو
1989) Daddy is objecting to everything
1990) پدرم به همه چيز ايراد مي گيره
1991) Dare
1992) جرات داشتن
1993) Dark Ages
1994) عصر جاهليت
1995) Dark horse
1996) آدم مرموز و آب زيركاه
1997) Data
1998) داده ،آمار
1999) day after day
2000) روز به روز
1902) Could you let me off
1903) ممکن است من را پياده کنيد؟
1904) Could you let me off?
1905) ممکن است من رو پياده کنيد؟
1906) Could you please put my valuables into a locked safe
1907) آيا ميتوانيد اشياء قيمتي من را در محل امني قرار دهيد؟
1908) Could you speak English last year?
1909) آيا شما پارسال مي توانستيد انگليسي صحبت كنيد؟
1910) Could you voice your views on that?
1911) ممکن است نظر خود را در اين باره بيان کنيد؟


1912) couldn't be much more from the heart
1913) از قلبهايمان که نمي تواند نزديکتر باشد
1914) couldn't believe it
1915) اصلا باورم نميشه
1916) count my chickens until they have hatched
1917) جوجه رو اخر پاييز مي شمارند
1918) count the days
1919) روز شماري كردن
1920) countryman
1921) روستايي
1922) Courtesy demands that
1923) ادب اقتضا مي کنه که
1924) cover one’s tracks
1925) رد گم كردن
1926) Covering the truth for ever is out of question
1927) مخفي كردن حقيقت كاري ناشدني ( غير ممكن) است
1928) Cowards die Many times Before Their Death
1929) آدم ترسو هزار بار مى ميره
1930) crayon
1931) مداد شمعي
1932) creator
1933) خالق-افريدگار
1934) credence
1935) باور _ اعتقاد _ اعتماد
1936) critical
1937) بسيار مهم، ضروري
1938) Critical velocity
1939) سرعت بحراني
1940) Crocodile tears
1941) اشك تمساح ريختن
1942) Cross my heart
1943) به جونه خودم قسم
1944) Cross one's finger
1945) ارزوي موفقيت براي کسي کردن
1946) Cross section
1947) برش ارضي- مقطع ارضي
1948) cross swords
1949) سرشاخ شدن ، درگير شدن
1950) Cross your finger
1951) براي موفقيت چيزي يا کسي اميدوار بودن
1800) Come off your perch
1801) پياده شو با هم بريم
1802) Come rain or come shine
1803) چه باراني باشه، چه آفتابي
1804) Come short
1805) کوتاه بيا
1806) Come spring
1807) بهار آينده
1808) Come what may
1809) هر چه بادا باد-بي خيالش
1810) come what will
1811) هرچه بادا باد


1812) Come with me
1813) با من بيا
1814) Come, show yourself in the tavern
1815) بگذر به کوي ميکده تا زمره حضور
1816) comfortable
1817) راحت
1818) Coming events cast their shadow before
1819) سالي که نکوست از بهارش پيداست.
1820) commend one s soul to god
1821) جان به جان افرين تسليم کردن
1822) comment
1823) اضهار نظر
1824) comment about
1825) اضهار نظر کردن در مورد
1826) company limited
1827) شرکت سهامي
1828) compasses
1829) پرگار
1830) Competition
1831) رقابت
1832) complaisance
1833) حرف شنوي، توافق، خوشخوئي، ادب
1834) compliment
1835) خوب تعريف کردن، تمجيد کردن
1836) Compound hydrograph
1837) هيدروگراف مركب
1838) concoct
1839) سرهم کردن _ از خود بافتن _ از خود در آوردن
1840) condition
1841) وضع - شرط - حالت
1842) confessor
1843) کشيشي که نزد او به گناه اعتراف ميکنند.
1844) Confusing
1845) گيج كننده
1846) Congratulations on your promotion
1847) ترفيعت را تبريک مي گم
1848) connoisseur
1849) خبره - اهل فن
1850) consider
1851) بررسي کردن

1752) cleared of all charges
1753) تبرئه شدن
1754) Clerk
1755) كارمند
1756) Climate is the average of a regions weather over a period of time.
1757) آب و هوا يعني ميانگين هواي يك منطقه در طي يك دوره زمان.
1758) clone
1759) شبيه سازي
1760) close contest
1761) رقابت تنگاتنگ


1762) Close your eyes to something
1763) چشم پوشي کردن
1764) clothes do not make the man
1765) تن آدمي شريف است به جان آدميت .....نه همان لباس زيباست نشان آدميت
1766) coach
1767) مربي-کالسکه
1768) COCK-AND-BULL STORY
1769) خالي بندي،شر و ور گفتن
1770) Coefficient of variation
1771) ضريب تغيرات
1772) Coerce
1773) مجبور کردن - ناگزير کردن
1774) color pencil
1775) مداد رنگي
1776) Colorful
1777) رنگي
1778) Comactness coefficient
1779) ضريب فشردگي
1780) COME ALIVE
1781) زنده شدن. به وجد آمدن
1782) Come and get warm
1783) بيا گرم شو
1784) come and take it.
1785) بيا برش دار
1786) come clean
1787) صادق بودن
1788) come down to earth
1789) از رويا بيرون آمدن ، واقع بين بودن
1790) come in
1791) بيا تو-توليد مي شود-بيا
1792) Come in here.
1793) بيا اينجا
1794) come into the class.
1795) بيا توي کلاس
1796) COME OFF IT
1797) دست وردار-بابا ول کن
1798) Come off your high horse
1799) پياده شو با هم بريم
1702) Cheating play never thrives
1703) بار کج به منزل نمي رسد!
1704) check with someone
1705) با کسي چيزي را در ميان گذاشتن
1706) cheeky
1707) پر رو
1708) cheer
1709) تشويق کردن-آفرين- هلهله کردن
1710) cheer up
1711) شجاع باش- ماتم نگير


1712) Cheese it
1713) بزن به چاک(عاميانه)
1714) Chemist
1715) متخصص شيمي
1716) chicken chicken
1717) چقدر ترسو
1718) chicken feed
1719) پول خرد...ناچيز
1720) chicken scrach.
1721) خرچنگ قورباغه
1722) chicken's track
1723) خرچنگ قورباغه
1724) chicken_hearted
1725) بز دل
1726) Children and fools tell the truth
1727) حرف راست را از بچه بشنو
1728) choice fruit
1729) ميوه هاي آبدار درجه يک
1730) Choke
1731) خفه شو
1732) Choppy cat
1733) تقليد کردن
1734) christ sake
1735) خدا به دادمون برسه
1736) Christmas is here
1737) کريسمس" اينجاست
1738) circumstance
1739) موقعيت- کيفيت-رويداد
1740) Clap him
1741) براش دست بزنيد
1742) clapped
1743) کف زد
1744) Clasp one's hands
1745) دستهاي خود را به هم قلاب زدن
1746) Claw me, and i'll claw you
1747) نان به هم قرض دادن
1748) clean shave
1749) شيش تيغ
1750) Cleanliness is next to godliness
1751) نظافت قسمتي از ايمان است
1652) Catchment geomorphology
1653) ژئومورفولوژي حوزه آبخيز
1654) Catchment hydrology
1655) هيدرولوژي حوزه آبخيز
1656) Cats have nine lives
1657) مثل گربه هفته جون داره
1658) Cattle do no die frome the crow's cursing
1659) به حرف گربه سياه بارون نمياد
1660) caught my eye
1661) چشمم رو گرفته


1662) Caution is parent of safety
1663) احتياط شرط عقل است
1664) caution money
1665) وجه الضمانه
1666) cautionary signs
1667) علائم هشداردهنده
1668) Cease fire
1669) آتش بس
1670) Center tendency
1671) تمايل به مركز
1672) certainly not
1673) به هيچ وجه
1674) chalk
1675) گچ
1676) Chalk and chees
1677) اسمان و ريسمان به هم بافتن
1678) chance
1679) تصادف- فرصت- آزمايش
1680) Chance of life time
1681) فرصت طلايي زندگي
1682) chances are
1683) احتمال دارد
1684) change horse in midstream
1685) وسط دعوا نرخ تعيين کردن
1686) change into
1687) change into
1688) Channel precipitation
1689) كيال بارش (بارش مستقيم روي رود )
1690) Channel Routing
1691) روند سيل در رودخانه
1692) Channel storage
1693) ذخيره آبراهه
1694) Charity begins at home
1695) چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است
1696) Charity covers a multitude of sins
1697) صدقه رفع بلاست
1698) chased
1699) دنبال کرد
1700) Cheat
1701) تقلب آردن
1602) candid
1603) منصفانه - صاف و ساده
1604) candid camera
1605) دوربين مخفي
1606) cane
1607) ني-خوش نويس
1608) Cannot stand this hell I feel
1609) ديگه اين زندگي جهنمي رو نميتونم تحمل کنم
1610) can’t he?
1611) نميتونه؟


1612) can’t help
1613) چاره نداشتن
1614) can’t you go?
1615) نمي تواني بروي؟
1616) Capacity
1617) ظرفيت
1618) car hire
1619) سرويس کرايه اتومبيل
1620) careful
1621) دقيق
1622) careful student
1623) دانش اموز دقيق
1624) carefully
1625) با دقت
1626) carry arms
1627) دوش فنگ
1628) Carry coals to newcastle
1629) زيره به کرمان بردن
1630) carry water in a sieve
1631) اب در هاون کوبيدن
1632) Case
1633) مورد
1634) Cash down
1635) فقط نقد
1636) cast not dirt into the well that giwes you water
1637) بر چاهي که به تو اب مي دهد گنداب مريز
1638) Cat got your tongue
1639) گربه زبانت رو خورده
1640) catch
1641) گرفتن- گيرکردن
1642) catch cold
1643) در اصطلاح به معني سرما خوردنه
1644) Catch-phrase
1645) تكيه كلام
1646) CATCH SOMEONE RED-HANDED
1647) سر بزنگاه كسي را دستگير كردن. مچ كسي را گرفتن
1648) catch word
1649) تکيه کلام
1650) Catchment
1651) حوزه آبخيز
1552) Call out
1553) داد زدن
1554) Call up
1555) زنگ زدن به
1556) call_box
1557) باجه تلفن
1558) Calls at midnight that last for hours
1559) تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه
1560) calves
1561) گوساله ها


1562) Camel never see it's own hump
1563) هيچکس عيب خود را نمي بيند
1564) can
1565) توانستن
1566) Can I crash at your place on Saturday night
1567) ميتونم شنبه شب تو خونه تو (براي خوابيدن) بمونم؟
1568) Can I fast at this time
1569) آيا ميتوانم روزه بگيرم.
1570) Can I not like you for awhile?
1571) ميتونم يه لحظه هم دوست نداشته باشم؟
1572) can i put it in this way
1573) ميتونم اينجوري بگم؟
1574) Can the operation wait
1575) آيا عمل ميتواند به تاخير بيافتد؟
1576) Can you bend your knees
1577) آيا ميتوانيد زانوهايتان را خم كنيد؟
1578) can you fix me a
1579) مي تواني برايم درست کني يک....
1580) Can you give me a lift
1581) ميتوني من رو برسوني؟
1582) Can you go?
1583) مي تواني بروي؟
1584) Can you handle the job
1585) ايا از عهده ي کار بر مي اييد؟
1586) Can you hear the drums
1587) صداي طبل‌ها را مي‌شنوي
1588) Can you help me out ?
1589) ممکنه به من کمک کني؟
1590) can you make a cake
1591) مي تواني يک کيک درست کني
1592) can you make them busy somehow
1593) مي تواني انها رو سرگرم کني؟
1594) Can you please contact my family
1595) ممكن است خانواده من را مطلع سازيد
1596) Can you waiting on me
1597) ممکنه کار مارو راه بيندازيد؟
1598) can't hold a candle to someone
1599) به گرد کسي نرسيدن،انگشت کوچکه ي کسي هم نشدن،حريف کسي نبودن
1600) Can't remember what you did
1601) ديگه کارايي که کردي رو به ياد نميارم

1501) But we've thought of everything
1502) ولي ما فکر همه چي رو کرديم
1503) But you still have all of me
1504) با اين همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم
1505) But you won't let me
1506) ولي تو راحتم نميذاري
1507) Button one's lips
1508) زيپ دهان خود را کشيدن
1509) buy a pig in a poke
1510) نديده خريدن ، چشم بسته خريدن
1511) buy off
1512) رشوه دادن
1513) Buzz off
1514) بزن به چاک
1515) by
1516) توسط-تا-با-نزديک-کنار- در اخر جمله به معني از
1517) طريق(با)مي دهد
1518) by all means
1519) خواهش مي کنم
1520) by any chance
1521) اين اصطلاح براي پرسيدن درست بودن چيزي به کار مي رود
1522) by chance
1523) تصادفاً
1524) By George
1525) پناه بر خدا
1526) By heart
1527) از حفظ
1528) by himself.
1529) تنها خودش
1530) by means of
1531) به وسيله ي
1532) by no means certain
1533) احتمالا-ظاهرا
1534) By The Book
1535) طبق مقررات يا قانون-بر اساس قانون
1536) by the fire
1537) نزديک اتش
1538) By the way
1539) راستي-ضمنآ
1540) by way of apology
1541) براي نشان دادن تاسف براي معذرت خواهي
1542) bye
1543) خدا حافظ
1544) caked with blood
1545) مملو از خون خشک شده
1546) calculator
1547) ماشين حساب
1548) CALL A SPADE A SPADE
1549) بدون رو در بايستي گفتن. رك و پوست كنده گفتن. بي پرده حرف زدن
1550) call on
1551) ملاقات کردن
1451) busy
1452) مشغول
1453) But don,t live to eat
1454) ولي زندگي نکن براي خوردن
1455) but enjoy it less
1456) اما کمترلذت ميبريم
1457) But for the monks it would not shine
1458) اما براي راهبان نمي درخشيد
1459) but have less
1460) اما کمتر داريم
1461) but he can count up to ten.
1462) اما مي تواند از يک تا ده رو بشمارد
1463) but he is quite grown-up for his age
1464) ولي به اندازه ي سن و سالش خوب رشد کرده
1465) but I can prove
1466) اما ميتونم بهت ثابت كنم
1467) But I hate it
1468) ولي از اين متنفرم
1469) But I hate that I love you so
1470) و از اينکه اينقدر عاشقتم متنفرم
1471) But I just can't let you go
1472) ولي نميتونم بي خيالت بشم
1473) But I know
1474) اما من مي دانم
1475) but I really like you
1476) اماواقعا"‌دوست دارم
1477) but I stayed with it
1478) اما طاقت آوردم.
1479) but I want to be with you
1480) اما من ميخوام با تو باشم
1481) but in the end we will prevail
1482) ولي سرآخر برنده خواهيم شد
1483) but is one who needs the least
1484) بلکه کسي است که نياز کمتري دارد
1485) But it's not as if I mind
1486) ولي واقعا منظورم واقعا اين نيست
1487) but no but
1488) اما و آخه نداره
1489) but not anymore
1490) بار ديگه نه
1491) but that has nothing to do whit me
1492) اما من دخالتي نداشتم
1493) But that wasn't the case
1494) ولي موضوع فقط اين نبود
1495) But these are only boys
1496) ولي اينا يه مشت بچه هستن
1497) but they can do is let themselves be loved
1498) اما مي توان محبوب ديگران شد
1499) But though you're still with me
1500) ولي اگر چه هنوز با مني
1352) border guards
1353) گارد مرزي
1354) Bored
1355) كِسل
1356) Boring
1357) كسل كننده
1358) borrow
1359) قرض گرفتي
1360) bosom
1361) سينه
1362) Bother
1363) دردسر
1364) bother me and make me very angry.
1365) منو اذيت مي کنند و منو خيلي عصباني مي کنند
1366) bother the flies
1367) حوصلهء کاري را ندارد
1368) bound
1369) محدود کردن- حد- عازم
1370) Bounded by law and by heart
1371) با دل و جون آماده رفتن ميشم
1372) Bozo
1373) کم عقل
1374) branch
1375) شاخه-شعبه
1376) Bread and point
1377) کوزه گر از کوزه شکسته اب مي خورد
1378) bread line
1379) خط فقر
1380) break on's fast
1381) افطار کردن
1382) break one’s word
1383) زير قول خود زدن
1384) break the ice
1385) سر صحبت را باز کردن ، رو در بايسي را کنار گذاشتن
1386) breaking news
1387) خبرهاي ناگهاني رو ميگن
1388) Breathe one’s last
1389) نفسهاي اخر رو کشيدن
1390) breeze in
1391) شاد و شنگول وارد شدن
1392) breeze new life into
1393) تحول ايجاد کردن
1394) breeze out
1395) شاد و شنگول بيرون رفتن
1396) bridge
1397) پُل
1398) briefcase
1399) كيف سامسونت
1400) Bright
1401) روشن-درخشان
1301) BITE OFF MORE THAN ONE CAN CHEW
1302) لقمه ي بزرگتر از دهان خود برداشتن
1303) bite one’s tongue off
1304) زبان خود را گاز گرفتن
1305) bite the bull
1306) تحمل كردن شرايط سخت
1307) Bite the bullet
1308) طاقت آوردن. تحمل كردن. دندان روي جگر گذاشتن-سوختن و ساختن
1309) BITE THE DUST
1310) نقش بر زمين شدن. به هلاكت رسيدن. شكست خوردن
1311) Black art
1312) جادو جنبل
1313) Black head
1314) كله پوك
1315) Black will take no longer
1316) بالاتر از سياهي رنگي نيست
1317) blankety-blank
1318) فلان فلان شده
1319) bless you
1320) عافيت باشه
1321) blew
1322) گذشته ي
1323) to blow دميدن
1324) Blind
1325) كور
1326) Blind cat
1327) گربه کوره
1328) blithe
1329) خوشحال-بدون دغدغه
1330) Block
1331) چهار راه
1332) blow
1333) وزيدن
1334) blow it
1335) خراب کاري کردن
1336) blow one's top
1337) از کوره در رفتن ، به شدت عصباني شدن
1338) Blowing in the Wind
1339) در باد مي‌وزد
1340) Blue car
1341) اتوبوس آبي
1342) boil
1343) جوشاندن
1344) Bonehead
1345) خنگ
1346) boom town
1347) شهر پر رونق، شهر رشد يافته
1348) Booty
1349) کپل
1350) border dispute
1351) مناقشه ي مرزي
1252) Better late than never
1253) دير آي و باز آي
1254) better safe than sorry
1255) کار از محکم کاري عيب نمي کند
1256) دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است
1257) bettrer alive coward than a dead hero
1258) بهتره يه ترسو باشي تا يه قهرمان مرده
1259) Between tow stools one falls to the ground
1260) با يه دست نميشه دو تا هندوانه برداشت
1261) Between you and me
1262) بين خودمان باشد
1263) beware of pick pockets
1264) مواظب جيب برها باشيد
1265) Beyond the call of duty
1266) بيشتر از حد نياز
1267) Bias
1268) اريب
1269) bid
1270) دستور دادن
1271) Bifurcation
1272) انشعاب ( ابراهه ها
1273) Bifurcation ratio
1274) نسبت انشعاب
1275) big
1276) بزرگ
1277) Big bear
1278) خرس گنده
1279) big deal
1280) مهم نيست
1281) big mouth
1282) دهن لق-وراج
1283) Big noise
1284) كله گنده
1285) big-wig
1286) آدم مهم
1287) birds of a feather flock to gether
1288) كبوتر با كبوتر باز با باز
1289) Birds of a feather flock together
1290) كبوتر با كبوتر باز با باز
1291) Birds of a feather flok to gether
1292) کبوتر با کبوتر, باز با باز,کند هم جنس با هم جنس پرواز .
1293) birds of feather flock together
1294) كبوتر با كبوتر باز با باز كند هم جنس با هم جنس پرواز
1295) birth of his son
1296) تولد پسرش
1297) bit by bit
1298) رفته رفته
1299) bitchin
1300) خيلي خوب
1202) because your voice is sweet
1203) صدات گرم وخواستنيه
1204) before
1205) قبل
1206) Before a long , you'll speak fluently English
1207) طولي نمي کشه که راحت و روون انگليسي صحبت مي کني.
1208) before they change their minds
1209) پيش از آن‌که نظر‌شان تغيير کند
1210) Before you can say knife
1211) تا به خودم بجنبم

1212) beg
1213) خواستن، خواهش کردن
1214) Beg the question
1215) طفره رفتن، ماست مالي كردن
1216) Begin your web T and god will send you the thread
1217) از تو حرکت از خدا برکت
1218) Behave less foolishly
1219) دست از حماقت بردار
1220) Behave yourself
1221) مواظب رفتارت باش
1222) behind his back
1223) پشت سرش
1224) Behind the veil, many schemes remain
1225) حالي درون پرده بسي فتنه مي رود
1226) being kept
1227) نگهداري شدن
1228) Believe in yourself
1229) خودتو باور کن
1230) belongs
1231) تعلق داشتن
1232) bend over backwards
1233) از جان مايه گذاشتن
1234) BENN OVER BACKWARDS
1235) از جان مايه گذاشتن
1236) besides all this
1237) علاوه بر اينها
1238) Bet you wish you'd arrived earlier
1239) شرط ميبندم که تو آرزو ميکني که زودتر آمده بودي.
1240) Better a lock than doubt
1241) در رو قفل کن همسايه ات را دزد نکن
1242) Better a wise enemy than a foolish friend
1243) دشمن دانا به از نادان دوست.
1244) Better an egg today than a hen tomorrow
1245) امروز يک تخم مرغ بهتر از فردا يک تخم مرغ
1246) Better be safe than sorry
1247) چرا عاقل کند کاري که باز آرد پشيماني؟
1248) Better buzz off
1249) جيم بشيم
1250) Better face a danger once than be always in danger
1251) مرگ يه بار شيون هم يه بار
1152) be interested in
1153) علاقه مند بودن
1154) be intrested in
1155) علاقمند بودن به
1156) Be it so
1157) امين-الهي
1158) be kind to
1159) مهرباني كردن با
1160) Be lowman on totem pole
1161) مثل خر لنگ بودن

1162) be made up of
1163) متشکل بودن-تشکيل شدن از
1164) be obliged to
1165) مودبانه از کسي تشکر کردن
1166) be off balance
1167) تعادل نداشتن
1168) be so bold
1169) جسورانه عمل کردن
1170) be surprised
1171) متعجب شدن-شگفت زده شدن
1172) be the life of the party
1173) نقل مجلس بودن
1174) be to hand
1175) در دسترس بودن
1176) be touch and go
1177) اوضاع نامشخص
1178) Be true and fear not
1179) آنرا كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است
1180) BE UP TO ONE'S EARS TO SOMETHING
1181) تا خرخره در چيزي غرق بودن
1182) bear
1183) بردن، آوردن
1184) BEAT ABOUT THE BUSH.
1185) صغري كبري چيدن و طفره رفتن. حاشيه رفتن
1186) Beat the drum
1187) بوق و كرنا به راه انداختن
1188) beats me
1189) اصلا نمي دونم ، سر در نمي آرم ، نمي دونم
1190) Beauty opens locked doors
1191) اندكى جمال به از بسيارى مال
1192) Becareful someone don't kiss the floor
1193) مواظب باش کسي زمين نيوفته
1194) because of your every movements
1195) بخاطر همه حركاتت
1196) because of your smile
1197) بخاطر لبخندت
1198) because you are beautiful
1199) چون خوشگلي
1200) because you are caring
1201) چون هميشه بهم اهميت ميدي
1102) BC
1103) پيش از ميلاد
1104) be
1105) باشد-بودن
1106) be a breeze
1107) فوت اب بودن
1108) be a good felow and do it
1109) جون من اينکار رو بکن

1110) be a long shot
1111) تيري در تاريکي
1112) be a longer
1113) تک رو بودن
1114) be a man of his word
1115) سر قول خود ايستادن
1116) be a yes -man
1117) بله قربان گو
1118) be able to
1119) توانستن-قادر بودن
1120) be advised by me
1121) پند مرا بپذير
1122) be afraid
1123) ترسيدن از
1124) Be alert
1125) حواست جمع باشه
1126) be all thumbs
1127) دست و پا چلفتي
1128) be an early bird
1129) سحر خيز بودن
1130) be an old hand at something
1131) کهنه کار بودن در کاري
1132) be born
1133) متولد شدن
1134) be careful
1135) با دقت باش
1136) Be careful he is eavesdropping.
1137) مراقب باش-داره استراق سمع مي کنه
1138) be cool toward someone
1139) سرد بودن با ديگران
1140) be down to earth
1141) خاکي بودن
1142) Be fair with my increasing love
1143) بي معرفت مباش که در من يزيد عشق
1144) Be frank with me
1145) با من رو راست باش
1146) be going to
1147) قصد داشتن-خيال کاري رو داشتن
1148) Be in harmony
1149) هماهنگ باش
1150) Be in the same boat
1151) در شرايط مشابهي بودن
1052) Baby you
1053) عزيزم
1054) baccalaureate
1055) مدرک ليسانس.
1056) back breaking job
1057) شغل سخت و کمر شکن
1058) back me up
1059) مراقبم باش , هوامو داشته باش
1060) back out
1061) جر زدن، خلف وعده کردن

1062) back pack
1063) كوله پشتي
1064) back rent
1065) اجاره پس افتاده
1066) back to square one
1067) روز از نو روزي از نو
1068) back to the subject
1069) اصل مطلب را بگو
1070) backward in coming forward
1071) رودروايسي داشتن
1072) Backwater
1073) برگشت آب
1074) bad egg
1075) آدم نفرت انگيز، مشمئز کننده
1076) Bad excuse is worse than none
1077) عذر بدتر از گناه.
1078) bad hair day
1079) روز بد
1080) bake
1081) پختني-پختن
1082) ball point pen
1083) خودکار
1084) bank's safe
1085) گاو صندوق بانک
1086) bare one s heart
1087) دل خود را خالي کردن-سفره دل خود را باز کردن
1088) BARK UP THE WRONG TREE
1089) تيرت خطا رفت-بيراهه رفتن. اشتباه رفتن
1090) BARK WORSE THAN ONE'S BITE
1091) به اندازه اي كه نشون ميده بد نيست
1092) Barking dogs don't bite
1093) آز آن نترس هاي و هو دارد از آن بترس كه سر به زير دارد
1094) barking dogs seldom bite
1095) سگي كه پارس ميكنه گاز نميگيره
1096) base a fate
1097) بر اساس قضا، بر حسب اتفاق
1098) Base flow
1099) آب پايه
1100) Basic data
1101) داده هاي پايه
252) at the expense of
253) با کم گذاشتن در، با ضرر رساندن به،
254) At the front
255) جلوي
256) at the moment
257) در اين لحظه
258) at will
259) هر موقع که بخواهي/به ميل خودت
260) at your desk
261) پشت ميزت

262) at your earliest convenience
263) در اولين فرصت
264) Attention to detail is essential in this job
265) در اين شغل توجه به جزئيات ضروري است
266) Attractive
267) جذاب-قشنگ
268) augment
269) افزودن، زياد کردن
270) Aunt sally
271) آلت دست، بازيچه
272) Auricular
273) شنوايي
274) Automatic Delineation of Watershed
275) استخراج اتوماتيك حوزه آبخيز
276) Average
277) متوسط
278) Average minds discuss events
279) مغزهاي متوسط به حادثه ها فکر مي کنند
280) Average velocity
281) سرعت متوسط
282) Avert
283) دفع کردن - مانع وقوع چيزي شدن
284) avoid
285) اجتناب کردن
286) Avoid climbing unnecessary stairs
287) از بالا رفتن غير ضروري از پله ها اجتناب كنيد.
288) Avoid overexertion
289) از ورزش زياد (فعاليت زياد) اجتناب كنيد
290) Award
291) تقديم كردن
292) away from
293) دور از
294) away with
295) گير افتادن
296) b.c
297) قبل از ميلاد
298) ba a good
299) در کاري مهارت داشتن
300) Baby I got this feeling
301) عزيزم من اين احساس دارم
202) As you think fit
203) هر طور صلاح ميدونيد
204) asbestos
205) ماد? نسوز، پنب? نسوز
206) Ashamed of
207) خجالت زده از
208) aside
209) کنار
210) Ask and you shall receive
211) پرسان پرسان مي روند هندوستان

212) ask for trouble
213) زماني بكار ميره كه يه نفر خودش به استقبال درد سر ميره
214) Ask much to have a little
215) به مرگ بگير تا به تب راضي بشه
216) asked the crowd to cheer
217) از حضار خواست که مشروب صرف کنند
218) Aspect
219) جنبه
220) assure
221) اطمينان دادن
222) Asymmetrical distribution
223) توزيع نامتقارن
224) at
225) در-کنار-نزديک-دم
226) at a loss
227) با سردرگمي، با ترديد
228) at a snail s pace
229) به سرعت مورچه-خيلي يواش
230) at all cost
231) به هر قيمتي
232) at call
233) عند المطالبه
234) at home
235) در خانه
236) at last
237) سرانجام-بالاخره
238) At odd times
239) وقت و بي وقت
240) at present
241) در حال حاضر
242) at school
243) در مدرسه
244) at the case maybe
245) تا مورد چه باشد
246) At the end of
247) در انتها-در پايان
248) AT THE END OF ONE'S ROPE
249) جان كسي به لب رسيدن. كارد به استخوان كسي رسيدن
250) At the end of the day
251) سر آخر
151) As smooth as a baby’s bottom
152) مثل برگ گُل
153) As smooth as a velvet
154) مثل مخمل
155) As sober as a judge
156) مثل لقمان حکيم
157) As soft as wax
158) مثل موم
159) as soon as
160) به محض اينکه

161) As sour as a crab
162) مثل برج زهر مار
163) As steady as a rock
164) مثل کوه استوار
165) As stubborn as a mule
166) مثل اسب وحشي
167) As stupid as a donkey
168) مثل خر
169) As sure as dead
170) قطعا، بدون شك
171) as sweet as honey
172) به شيريني عسل
173) as tall as
174) هم قد
175) As the creator of people
176) به عنوان خالق انسانها
177) As the question, so the answer
178) از هر دستي بدي از همون دست پس ميگيري
179) As thick as pea soup
180) مثل سرشير غليظ
181) As thin as a rack
182) مثل ني قليان
183) As thin as the gossamer wings
184) مثل پوست پياز
185) as to
186) براي اينکه
187) as usual
188) طبق معمول
189) As white as a sheet
190) مثل پنبه ي سفيد
191) As white as snow
192) مثل برف سفيد
193) as yet
194) تا کنون
195) As you make your bed, so you must lie in it
196) خودکرده را تدبير نيست.
197) آش کشک خالته، بخوري پاته، نخوري پاته!
198) As you salute, you'll be saluted
199) احترام گذار ، احترام مي بينه.
200) As you sow, so shall you reap
201) هر چه کني کشت، همان بدروي
101) As likely
102) به احتمال قوي
103) as long as
104) ماداميکه
105) As loose as a rope of sand
106) مثل ماست شُل
107) As mad as a hatter
108) مثل ديوانه ها
109) As mad as a hornet
110) مثل پلنگ تير خورده

111) as mad as a wet hen
112) وقتي كه يك نفر خيلي عصباني باشه
113) As meek as a lamb
114) مثل بره
115) As much as I love you
116) خيلي دوست دارم
117) As much as I need you
118) خيلي بهت نياز دارم
119) As old as
120) مثل عمر نوح
121) As old as adam
122) به اندازه ي عمر هفت کرکس زندگي کرده
123) As pale as a ghost
124) مثل مُرده رنگ پريده
125) As pale as ashes
126) مثل گچ رنگ پريده
127) As patient as job
128) مثل ايوب صبور
129) As people say
130) به قول معروف
131) As plain as the nose on one’s face
132) مثل روز روشن
133) As plentiful as blackberries
134) مثل ريگ بيابان-مثل رستم
135) As poor as a church mouse
136) اه ندارد با ناله سودا کند
137) As pretty as a picture
138) مثل ماه شب چهارده
139) As proud as peacock
140) انگار از اسمان افتاده-انگار از دماغ فيل افتاده
141) As quick as a wink
142) مثل تير شهاب
143) As quiet as a mouse
144) مثل موش
145) As right as rain
146) مثل شاخ شمشاد
147) As scare as hen’s teeth
148) مثل زعفران ناياب
149) As slippery as an eel
150) همانقدر که روي زمين است ده باربر زير زمين است
51) As fat as a pig
52) مثل خرس چاق
53) As fierce as a tiger
54) مثل ببر
55) As flat as a pancake
56) مثل کاغذ صاف
57) As fresh as a rose
58) مثل يک دسته گُل
59) As full as a tick
60) مثل خيک پُر شده

61) As funny as a crutch
62) مثل يخ بي مزه
63) As good as gold
64) مثل يک تيکه جواهر
65) As grasping as a miser
66) ناخن خشک است
67) As greedy as a wolf
68) مثل گرگ
69) As happy as a lark
70) مثل پرنده پر در اورد
71) As hard as nails
72) مثل سنگ سفت
73) As harmless as a dove
74) مثل مورچه بي ازار
75) As heavy as a lead
76) مثل سرب سنگين
77) As high as a kite
78) مثل کوه سر به فلک کشيده
79) As high as sky
80) مثل کوه سر به فلک کشيده
81) As hot as fire
82) مثل فلفل تند
83) As hot as hell
84) مثل جهنم گرم و سوزان
85) As hungry as a bear
86) مثل گرگ گرسنه
87) as if
88) گويي-انگار
89) As if I have a rapid pulse
90) گويا نبضم سريع ميزند.
91) As innocent as a dove
92) مثل فرشته معصوم
93) As innocent as a lamb
94) مثل فرشته معصوم
95) As large as life
96) دزد حاضر بز حاضر
97) As like as two peas
98) مثل سيبي که از وسط نصف کرده باشند
99) AS LIKE AS TWO PEAS IN A POD
100) مثل سيبي كه از وسط نصف كرده باشند. كاملا شبيه هم بودن
1) As bright as a day
2) مثل روز
3) As brittle as glass
4) مثل شيشه
5) As busy as a bee/a beaver
6) مثل خر کار کردن
7) as busy as grand central station
8) مثل کاروانسرا
9) as clean as a whistle
10) کاملا تميز

11) As clear as a day
12) مثل روز
13) As clear as a sunny day
14) مثل روز روشن
15) As clear as crystal
16) مثل اشک چشم
17) As clear as day
18) مثل روز روشن
19) As clear as the nose on one’s face
20) مثل روز روشن
21) As cold as ice
22) مثل يخ
23) as cool as a cucumber
24) انگار نه انگار-خونسرد
25) as crazy as a loom
26) مثل خُل و چل ها
27) as cruel as nero
28) مثل شمر ذلجوشن
29) As cunning as a fox
30) مثل روباه پير
31) As dark as night
32) چشم چشم را نمي بينه
33) As dead as a dodo
34) مثل سنگ بي جان
35) As dead as a doornail
36) مثل چوب خشک هفت کفن پوسانده
37) as dry as a bone
38) مثل چوب خشک
39) As dumb as a statue
40) مثل مجسمه
41) As easy as abc
42) مثل اب خوردن
43) As egg as egg
44) مثل روز روشنه
45) As fair as a rose
46) مثل ماه شب چهارده
47) As far as
48) تا آنجائي كه
49) as far as i m concerned
50) تا اونجايي كه من ميدونم يا به نظر من
1) Are you in pain
2) آيا درد داريد؟
3) Are you nauseated
4) آيا حال تهوع داريد
5) Are you nuts
6) خُل شدي
7) Are you pulling my leg
8) دستم مي ندازي؟
9) Area
10) منطقه – ناحيه-مساحت
11) Area Ratio
12) نسبت مساحت
13) Arithmetic mean
14) ميانگين حسابي
15) Arms akimbo
16) دست به کمر
17) around
18) به دور -اطراف
19) as
20) همانند
21) As a last resort
22) مثل اخرين تير در تيردان
23) As a matter of fact
24) راستشو بخواي
25) As a pain in the neck
26) مثل استخواني که در گلو گير کرده
27) as a rule
28) قانوناُ
29) As bad as another
30) سنگ زرد برادر شغال است
31) As bare as a bone
32) مثل کدو
33) As bare as the palm of one’s hand
34) مثل کف دست خالي
35) As big as life and twice as ugly
36) مثل اينکه مويش را اتش زده اند
37) as bitter as gull
38) سنگ مي خورد پيشواز گرگ مي رود
39) As black as coal
40) مثل زغال
41) As black as hell
42) مثل شب تار
43) As black as one is painted
44) بشنو و باور نکن
45) As blind as a bat
46) مثل موش کور
47) As bold as brass
48) روش مثل سنگ پا قزوينه
49) As brave as a lion
50) با اسمان شاخ به شاخ شدن

201) anybody
202) هيچ کسي
203) anymore/any longer.
204) ديگه نه-بيشتر نه
205) Anything else, madam?
206) چيز ديگري لازم داريد خانم ؟
207) Apathy
208) بي علاقه گي - نداشتن انگيزه
209) appeal
210) درخواست/ التماس
211) Appearances are deceptive
212) گول ظاهر رو نبايد خورد
213) Apple of someone`s eye
214) نور چشمي
215) apple polisher
216) پاچه خوار
217) Apply this ointment to the effected area
218) اين پماد را روي محل بماليد.
219) appreciate
220) تحسين کردن
221) Appropriate
222) مربوط-مناسب
223) Are there ant side effects
224) آيا عوارض هم وجود دارد؟
225) are there any remarks
226) کسي حرفي دارد
227) are used to
228) عادت داشتن به
229) Are you absolutely sure you don't mind
230) مطمئني که اهميتي نمي دهي؟
231) Are you aware of consequences to you
232) از عواقب کارت خبر داري
233) Are you aware of what you make me feel, baby
234) اصلا حواست حس که باعث شدي چه احساسي داشته باشم، عزيزم؟
235) Are you bored
236) آيا خسته شدي؟
237) are you bullshiting me
238) داري منو دست ميندازي
239) Are you cruising for brusing.
240) تنت ميخواره؟
241) Are you drowsy
242) آيا احساس خواب آلودگي ميكنيد؟
243) Are you enjoying yourself?
244) آيا به شما خوش ميگذرد؟
245) Are you getting into trouble at school lately
246) تازگي ها تو مدرسه مشکل پيدا کردي (تو دردسر افتادي)؟
247) Are you getting into trouble at school lately?
248) تازگي ها تو مدرسه مشکل پيدا کردي؟
249) Are you happy or married.
250) مجردي يا متاهل.؟
Chicken out......اين اصطلاح براي فردي استفاده ميشه که جا ميزنه تو کارا
to make two ends meat..........به معني بخور و نمير(بيشتر براي جواب دادن در مورد شغل استفاده ميشود)
First learn the rules then break some....اول قانون رو ياد بگير بعد اونو زير پا بزار
Great people come late........ادماي با کلاس دير ميان
He has money to burn......اصطلاح براي ادم خرپول
He is loaded with money..../ / / / / / / / / /
He is made of money......................../ /
He is rolling in it............................../ /
He is well off................................../ /
He was born with a silver spoon in his mouth........../ /
the weather has changed.....شرايط عوض شده
She was born on the wrong side of the bed........حرام زاده
I wasn`t born yesterday.......موهامو تو اسياب سفيد نکردم
talk of devils...........(حلال زاده) وقتي در مورد کسي صحبت ميکنيم و همان موقع وارد ميشود اصطلاحا ميگوييم طرف حلال زاده است
rool the red carpet for somebody..........جلوي کسي گاو کشتن...احترام خيلي زياد
to flatter....پاچه خواري
to kissup somebody.....پاچه خواري
apple polisher.....پاچه خوار
give someone lip service.......شير کردن کسي با حرف
chicken chicken.....چقدر ترسو
chicken feed....پول خرد...ناچيز
chicken scrach....خرچنگ قورباغه
how much bread have u got..........مايه تيله چقد داري؟
bread line......خط فقر
copy cat.......کسي که زود هر چيز را تقليد ميکند

back breaking job......شغل سخت و کمر شکن
has the penny dropped........دوزاريت افتاد؟
get off my bag..........بابا ولمون کن..دست از سرم بردار
dress up like a cristmas tree.....تيپ زدن
you shine like a new penny......اصطلاح براي تعريف از افراد خوشتيپ
thick skull.....کله پوک
how can i put it into your thick skull......چطوري توي کله پوکت فرو کنم
you look lost.....گيج ميزني
error is human........انسان جايز الخطاس
when there is a will, the is a way........خواستن توانستن است
christ sake........خدا به دادمون برسه
i put it down to experience.......پشت دستم رو داغ گذاشتم
I learned my lesson.........../ /
I got the message............/ /
براي ابراز عقيده چند تا جمله و راه بلديد؟........هر وقت از شما سوالي ميشه اکثرا ميگيد.....I think
ولي جمله هاي ديگه اي هم وجود دارن که براتون مينويسم...


In my book
Im of the opinion that
In my point of view
I express the idea that
I feel strongly that
In my estimation
It`s important........مهمه که.....
It is of capital importance......در راس مسائل مهم.....
It is of crucial importance....../ /
I pot significant................../ /
One is important is that........يه چيزي که خيلي مهمه اينه که......
to the best of my knowledge.........تا اونجايي که ميدونم

Goody Goody........کسي که پاچه خواري يا خود شيريني ميکنه بهش ميگن
Im just picking on you......فقط سر به سرت ميزارم....سر کارت گذاشتم
i will fix you........پدرتو در ميارم
i will put you in your place.........حالتو ميگيرم
i will teach you a good lesson......./ /
I will send you on a trip......يه کاري کنم حال کني
give it to him.........بزار تو کاسش
kick someone`s ass.......تو برجک کسي زدن
X Y Z...........eXamine Your Zipper.......زيپت بازه
you`ve got belly.........شکم اوردي
your shirt is what i really adore............لباست منو کشته........لباس فقط براي مثال هست
stop talking rubbish...........شر و ور نگو
stop talking nonsense.........مزخرف نگو
excuse my french..........گلاب به روت...روم به ديوار
don`t you just love it..........حال ميکنيا
Im having fun with you.......دارم باهات حال(صفا) ميکنم
free loader.......اصطلاح براي ادمهاي چتر باز که خونه فک و فاميل يا دوستاشون چتر بازي ميکنن

white wash.......ماست مالي
I will rip you in half........دو شقه ات ميکنم
I will eat you without salt.......اصطلاحي که دختر و پسرهاي جوون به همديگه ميگن (جيگرتو بخورم)
there`s the bell....زنگ خورد
the class is missed.../ /
tell me what to do..........تکليف منو روشن کن
I was ruined.......پدرم در اومد
I had one of those days......../ /
It`s a big bell......اين يه اخطاره
He has a hand in high places.........طرف خرش خيلي ميره
Im getting nicked.......دارم کلافه ميشم
You look like an apple on stick........اين اصطلاح را براي افرادي استفاده ميکنيم که موهايشان نا مرتب و بسيار بلند است
Cause my finger.........وقتي چيزي رو به سمت کسي پرتاب ميکنيم براي عذر خواهي اين اصطلاح رو ميگيم
Apple of someone`s eye.......نور چشمي
Be in harmony.........هماهنگ باش
To be in tune with.......هماهنگي
No offence........دور از جون........و بعضي مواقع به معني جسارت نباشه
We are moving at snail`s pace......خيلي کند پيش ميريم
Im loaded........توپ توپم(وقتي غذا زياد خورديم)
I stuffed my face........تا خرخره خوردم
Home boy ..Home girl........هر دو به معني بچه محل
It rings a bell to me.......برام اشناس
He is a man full of shit........ادم ....است
He is a bunch of shit........... / /
he is an understanding boy.........پسر فهميده اي است
he is impossible........اون غير قابل تحمله
You cant eat your cake and have it...........هم خدا رو ميخواد هم خرما
he is a head and shoulder above me..........يه سر و گردن بلند تره
dont let the cat out of the bag...........راز رو فاش نکن
as cold as cucamber........ادم بي روح و بي احساس (سيرابي)
Any body for tennis...........کسي حاضره؟....کسي داوطلب هست؟
let me set the fire.........بذار دعواتون بندازم

a superficial observer: شخص ظاهربين


a sustaining:روزي رسان


a swift wit: ذكاوت هوش

a swingeing lie: دروغ بزرگ لاف زدن

a sworn evidence:. شهادت دادن گواهني با سوگند
 
بالاتر از سياهي رنگي نيست
In for a penny, in for a pound
Or
Black will take no other hue.

بخت به او رو آورد
Luck smiled on him


برج زهر مار است
He’s like a bear with a sore head

جا خوردم
I was taken aback

به هم نان قرض ميدهند
They scratch each other’s back


برو پي کارت
go fly a kite

تو نمي تواني با حرف اين مسئله را حل کني

you cant argue away this matter

ا و بيش از حد خوش خوراک است


her tastes are too expensive


او مدام در مورد مشکلاتش صحبت ميکرد

she babbled on about his problem

او هميشه از دوستانش حمايت مي کند
he always backs up his friends


او آنرا با عصبانيت روي ميز کوبيد
she banged it back on the table


انتظار آنچه را که اتفاق افتاد نداشتم
i didnt bargain for what happened

 
او ماشينش را درب و داغان کرده است

she has bashed up her car

 

او آماده رفتن به سرکار است
he is about to go to work


سرش را از تنش جدا کنيد
chop his head off

a single heart: دل ساده

a skilled workman: استاد كار


Touchscreen Watch ساعت صفحه لمسي
 
 
 
a slave of passion: اسير و غلام شهوت

a slip of the tongue: اشتياه لپي

is to بايستي
.
yet با اين وجود
.
than تا اينکه-از-نسبت به
.
i can,t help it چاره اي ندارم
i can,t but go چاره اي جز رفتن ندارم
.
it can be said that مي توان گفت که
.
i over than you من از شما بزرگترم
.
the menu pleas غذا را بيا ر
.
good appetite نوش جان
.
با درجات مختلف some degree
.
try on پرو کردن
.
take in کوتاه کردن شلوار
.
the ultimate result نتيجهء نهايي
.
as to راجع به
.
simply فقط
.
take a leave=take a vacation مرخصي گرفتن
.
and so on=and so forth=etc و غيره
.
traffic ticket جريمه

as to=about براي اينکه
.
صرفنظر از اين مسئله regardless of=
.
in order to = بر حسب
.
بطوريکه so that=
.
despite=in spite of عليرغم
.
so am i من هم همينطور
.
as soon as به محض اينکه
.
تخم مرغ نيمرو one sided fried egg
.
any way=any how بهر حال
.
as yet تا کنون
.
what a pitty! حيف شد
.
by the way راستي

in order that بترتيبي که
.
as yet تا کنون
.
owe to =due to ناشي از
.
far off =far a way دور
.
it,s the weather آن از آب و هواست
weather آيا
.
it,s itself خود خودش
.
..i mean it معني دادن-جدي مي گم آ
.
i,ll show you نشونت مي دم-خيال کردي
.
welcome back رسيدن بخير
.
in which که در آن
for whom که براي آن
.
e.g براي مثال
i.e يعني
et.al همکاران
.
have a seat بفرما بشينtake a seat بفرما بشين

i,m by the window من کنار پنجره هستم
.
knock at the door در را زدن
.
once زمانيکه-يکبار
.
that is=to say=namely يعني
.
put on پوشيدن
have on به تن داشتن
.
call on=visit ملاقات کردن
call up تلفن کردن
.
hearing aid سمعک
.
retired باز نشسته
.
are عبارتنداز
.
the more---------------------the more هر چه بيشتر............. همانقدر بيشتر
the more---------------------the less هر چه بيشتر ..............همانقدر کمتر
.
that is all همه اش همين
not at all قابل شما رو ندارد
.
so long خدا حافظي صميمي


Pull someone's leg سرکار گذاشتن کسي


A little bird told me بهم الهام شد - به دلم افتاد


It is all up with him اب از سرش گذشته


Stick Out One's Neck ريسک کردن

a squeezed orange: ادم سخت كوشش ادم مقاوم

a stout heart: قوت قلب: جرات جسارت
a speech having no pith:سخن بي مغز

a spoilt child: يك بچه لوس

a sound mind in a sound body: عقل سالم در بدن سالم است

a specially: حج

a.son: پسر خواننده

a souls day: روز فراخواني ارواح

a sly person: ادم زر كاه: ناقولا

a solus of problem: راه حله يك مسئله

i,m confident=i,m positive=i,m sure = من مطمئنم

as to=in order to براي اينکه

so that بطوريکه
.
i,m in the dark اطلاعي از آن ندارم

i,m not in the picture من در جريانش نيستم

tin=can قوطي کنسرو شده
can of peach کمپوت هلو
tined meat گوشت کنسرو شده

can you can? مي توني قوطي رو کنسرو کني؟
.
how ever اما
.
or else! والا
.
in that=beacouse=as=for=since چون
.
9 month in gone 9 ماهش است(ما ما يي)
.
at all به هيچ وجه
not at all قابل شما را ندارد
it is not at all اصلا خوب نيست
.
be over =finish تمام شدن

 
God willing انشا الله
.
as to=about براي اينکه
.
صرفنظر از اين مسئله regardless of=
.
in order to = بر حسب
.
بطوريکه so that=
.
despite=in spite of عليرغم
.
so am i من هم همينطور
.
as soon as به محض اينکه
.
تخم مرغ نيمرو one sided fried egg
.
any way=any how بهر حال
.
as yet تا کنون
.
what a pitty! حيف شد
.
by the way راستي


 
25.i have had enough,thanks a lot براي هفت پشتم بس.

.

26.don,t count on me رو من حساب نکن .

 

27.there is only tow possibilityes از دو حال خارج نيست.

 

28.he has a great deal pull الاغش مي رود .

 

29.don,t spoil the child بچه رو لوسش نکن .

 

30.spoil my appetite اشتهام را کور کرد.

 

31.i was keeping my fingers crossed خدا خدا مي کردم .

 

32.what on earth shall i do now? حالا چه خاکي به سرم بريزم

 

33.a sound mind in a sound body عقل سالم در بدن سالم است .

 

34.you can not get blood out of astone کف دستم را بو نکردم.

 

35.a garden full of weeds عالم بي عمل نبور بي عسل .

 

36.plenty,in time of adversity not one many twenty تا پول داري رفيقتم قربون بند کيفتم.

 

37.cool down=take it easy .جوش نزن

 

38.they that dance must pay the fiddler هر کسي خربزه مي خورد پاي لرزش هم مي نشيند.

 

39.many a little makes a mickle اندک اندک جمع شود وانگهي دريا شود.

39.little and often fills the purse همان مفهوم بالايي.

 

40.take it or leave it ! مي خواي بخواي, نمي خواي نخواي

 

41.she will never realiz this wish آرزو بر دلش مي ماند.

 

42.suddenly he showed up ناگهان سرو کله اش پيدا شد .

 

43.he is no fool آنقدرها هم احمق نيست .

 

44.it is much more than he deserves از سرش هم زياد .

 

45.the night is still young هنوز اول شب .

 

46.he has no sense of shame. خجالت سرش نمي شود

 

47.what the hell do you want?به چه کوفتي مي خواي؟


14.i felt it in my bones به دلم برات شده بود .

 

15.put yourself to gether حواست را جمع کن .

 

16.i don,t feel well حال ندارم.

 

17.i,m in a good mood سر حالم.

 

18.we are even ما حساب نداريم .

 

19.you are asking for it تنت مي خارد.

 

20.pleas exuse my back ببخشيد پشتم به شماست

 

21.be a good felow and do it جون من اينکار رو بکن.

 

22.lightly come ,light go باد آورده را باد مي برد.

 

23.one swallow doesn,t make a summer با يک گل بهار نمي شود

1.once upon a timeيکي بود يکي نبود

 

2.when there is a will,there is wayخواستن توانستن است .

 

3.take no painزحمت نکش.

 

4.it slipped my tungeاز دهنم در رفت.

 

5.i decided to do without itاز خيرش گذشتم.

 

6.do not cost your pearls before swineپول علف خرس است.

 

7.longer is the best sauceآدم گرسنه سنگ هم مي خورد

 

دلخوشي ازش ندارم 8.iam sore at her

 

9.you can not serve God & mammonشما نمي توانيد هم به خدا خدمت کنيد هم به ثروت

 

10.you don,t lose by itاز آن بد نمي بيني.

 

11.heven help him this timeخدا به دادش برسد.

 

12.it is a herculean task کار حضرت فيل است .

 

13.you must be out of your mind تو بايد ديوونه شده باشي

1- Busy as a bee: به كسي گفته مي شود كه خيلي سرش شلوغ است و كار زياد دارد يا مثل زنبور اين طرف و آن طرف مي رود تا كارها را انجام دهد.
2- The bee's knees: كاري كه خوب و با كيفيت عالي انجام شده باشد.
3- To have a bee in your bonnet: وقتي كسي خيلي نگران است و دائما درباره نگراني اش حرف مي زند

.1- To monkey around: احمقانه رفتار كردن

2- Monkey business: رفتار بد يا بدون صداقت
3- To make a monkey out of someone: كسي را احمق جلوه دادن

1- There's something fishy about this: "اين موضوع بو داره"، اين موضوع مشكوك به نظر مي رسد
2- A big fish in a small pond: به فردي اطلاق مي شود كه قابليت هاي زياد او بلااستفاده مانده و اين وضعيت باعث كلافگي و ياس او شده است
3- A fish out of water: به فردي اطلاق مي شود كه توانايي انجام كاري را كه به او داده شده ندارد و سردرگم است

1- To eat like a horse: پرخوري بي اندازه، به اندازه زياد غذا خوردن
2- Straight from a horse's mouth: شنيدن موضوعي از يك منبع موثق
3- To flog a dead horse: "به اسب مرده لگد نمي زنند"، آدم بدبخت را نبايد بيشتر آزار داد

1- Pigs might fly: وقوع اتفاقي غيرممكن مثل پرواز يك حيوان چهارپا (خوك)
2- This place is a pigsty: (مكان) كثيف و ريخت و پاش، "اتاقش مثل طويله يا خوكدوني است"
3- To make a pig's ear of something: كاري را خيلي بد انجام دادن

4952) I take back what I said
4953) من حرفم راپس ميگيرم.
4954) I take my hat off to you.
4955) بابا ايوالله
4956) I take size 38 in my shoes
4957) شماره پايم 38 است
4958) I thanked him,
4959) من از اون تشکر کردم
4960) I think I had a very happy childhood
4961) من فکر مي کنم دوران کودکي بسيار خوبي داشتم


4962) I think that you can do it easily.
4963) من فكر مي كنم كه شما مي توانيد آن را به راحتي انجام دهيد.
4964) I thought
4965) فکر کردم
4966) I thought the play was, dare I say it, boring
4967) فكر ميكنم كه به جرات ميتوان گفت كه نمايش خسته كننده بود
4968) I to die and you to live
4969) من مي ميرم و شما زنده مي مانيد
4970) I told him to his face
4971) جلوي چشمش بهش گفتم.
4972) I told mary to do her homework carfully.
4973) من به مري گفتم كه تكاليفش را با دقت انجام دهد
4974) I travel to Romantis
4975) به تخيلات سفر مي کنم
4976) I try to tell you about I’m me
4977) سعي مي كنم كه بهت بگم ولي من
4978) I try to tell you how I feel
4979) سعي مي كنم كه بهت بگم احساسم چيه
4980) I used to own a bicycle.
4981) من سابقا يک دوچرخه داشتم
4982) I usually go to school by bus but today I am going to go by taxi.
4983) من معمولاً با اتوبوس به مدرسه مي روم اما امروز قصد دارم يكشنبه فوتبال بازي كنيم
4984) I voted aye
4985) راي مثبت دادم
4986) I want make you happy
4987) ميخوام خوشحالت کنم
4988) I want the donkey and the dates
4989) هم خر و ميخواد هم خرما رو
4990) I want to break into a run
4991) دوست داشتم پا به فرار بذارم
4992) I want to know
4993) ميخوام بدونم
4994) i want to make up my mind about it
4995) من مي خواهم بيشتر فکر بکنم.
4996) I want to present my point
4997) من مي خواهم نقطه نظرم رو متذکر شوم
4998) I want to press charges
4999) من مي خواهم شکايت کنم
5000) I want to see them.
5001) مي خواهم انها رو ببينم

4901) I remember long ago
4902) خيلي وقت پيش را به‌ياد مي آورم
4903) I said ,If you have the time
4904) گفتم اگر وقت داشته باشيد
4905) I said it for laugh
4906) براي خنده گفتم.
4907) I saw a Saw that saw a Saw
4908) من ديدم يک ارّه که داشت ارّه ديگه رو ميبريد
4909) (دست بالا دست بسياره)
4910) I saw his car outside your house
4911) خودم ماشينشو بيرون خونه ات ديدم


4912) I saw it in the night
4913) آن را در شب ديدم
4914) I see her there
4915) اون رو اونجا ديدم
4916) I see him every day
4917) من او را هر روز مي بينم
4918) I see no sense in going on
4919) هيچ دليلي براي ادامه نمي بينم
4920) I see you
4921) مي بينمت
4922) I sent him packing
4923) دست به سرش کردم
4924) I should have gone there.
4925) من بايستي مي رفتم انجا (که نرفتم)
4926) I shouldn’t have gone there.
4927) من نبايستي مي رفتم(ولي رفتم)
4928) I stand bu what I say
4929) من روي حرف خودم هستم.
4930) I stayed uo late
4931) تا دير وقت بيدار بودم
4932) I still don't want him to go
4933) نميخواهم که او برود
4934) I still haven't finished
4935) هنوز تمام نکرده ام
4936) I still LOVE YOU
4937) من هنوز هم عاشقتم
4938) I stop speaking to the man.
4939) من از صحبت کردن با مرد دست مي کشم
4940) I stopped following the treatmen scince the supply ran out
4941) از وقتي كه دارويم تمام شده ادامه درمان را متوقف كرده ام.
4942) I stopped to speak to the man.
4943) من ايستادم تا با مرد صحبت کنم
4944) I stuffed my face
4945) تا خرخره خوردم
4946) I suffer from insomnia at nights
4947) شبها از بي خوابي رنج مي برم.
4948) I swear
4949) قسم مي خورم
4950) I swear to God I didn't do that
4951) بخدا قسم کارمن نيست

4801) I know my own mind
4802) مي دونم چي مي خوام-خودم رو مي شناسم
4803) I know that winter is coming.
4804) من مي دانم كه زمستان دارد مي آيد.
4805) I know that you come.
4806) من مي دونم که تو مي ايي
4807) I know what I must do
4808) ميدونم چيکار بايد انجام بدم
4809) I know what you are going through
4810) شما رو درک مي کنم
4811) I know what you are up to
4812) مي دونم چيکار مي خواهي بکني


4813) I know where you go
4814) من مي دونم کجا مي ري
4815) I know where your shoes pinch
4816) مي دونم کجات مي سوزه!
4817) I know you feel the same
4818) مي دانم تو هم همان احساس را داري
4819) I let you have it this time
4820) فقط اين دفعه رو بهت اجازه مي دهم
4821) I licked my lips
4822) دهنم آب افتاد
4823) I like John to learn English.
4824) من دوست دارم كه جان انگليسي را ياد بگيريد
4825) I look forward to hear from you
4826) من اميدوارم در آينده بيشتر از شما بشنوم
4827) I looked out everywhere
4828) همه جا رو زير و رو کردم
4829) I lost a filling
4830) پر شدگي دندانم افتاده است
4831) i made a mistake
4832) اشتباه کردم
4833) I make it up to you
4834) جبران ميکنم برات
4835) I mean business
4836) دارم خيلي جدي ميگم
4837) i mean it
4838) معني دادن-جدي مي گم آ
4839) I mean you
4840) تو را مي گويم
4841) I misheard you
4842) من بد فهميدم
4843) I miss you
4844) دلم برت تنگ شده
4845) I must answer the questions.
4846) من بايد به سؤالات پاسخ بدهم
4847) I must be allowed to pray at specific times
4848) بايد به من اجازه داده شود كه در مواقع مشخص نماز بخوانم.
4849) I must beg to differ on this point
4850) من کاملا با اين نکته مخالفم
4751) I have problem with my eyesight
4752) از لحاظ بينائي مشكل دارم
4753) I have some work to catch up on
4754) بايد به کارم برسم
4755) I have sweet tooth
4756) به شيريني علاقه دارم، شيريني خيلي دوست دارم
4757) I haven't ever really found a place that I call home
4758) هيچ وقت نتونستم جايي رو پيدا کنم که بتونم اسمش رو خونه بذارم
4759) I haven't got all day
4760) تمام روز كه وقت نداريم (وقتمان كم است
4761) I haven't made up my mind
4762) تصميم نگرفتم


4763) I haven’t notified them.
4764) من به انها اطلاع نداده ام
4765) I hear my country call me
4766) ميشنوم که کشورم من را صدا مي زنه
4767) I heard surprising news yesterday.
4768) من ديروز اخبار متعجب كننده اي شنيدم
4769) I hide my ills from false physicians
4770) دردم نهفته به ز طبيبان مدعي
4771) I hit the ceiling
4772) از عصبانيت منفجر شدم
4773) I hope everything works out well
4774) اميدوارم همه چيز روبراه باشد
4775) I hope in God
4776) اميدم خداست
4777) I hope that you remember me
4778) اميدوارم مرا به ياد داشته باشي
4779) I hope that you succeed in your exam.
4780) من اميدوارم كه شما در امتحانتان موفق شويد.
4781) I hope your eyes go blind
4782) چشمت کور
4783) I hope your mind goes up
4784) فهمت بره بالا
4785) I invited Mary to the party.
4786) من مري را به مهماني دعوت كردم
4787) I just don't feel quite myself
4788) احساس خوبي از خودم ندارم
4789) I just sat down and cried
4790) فقط نشستم و گريه كردم
4791) I know
4792) من مي دونم
4793) I know him by name
4794) به اسم او را مي شناسم.
4795) I know him by sight
4796) به قيافه او را مي شناسم.
4797) I know him like the palm of my hand
4798) مثل کفت دستم مي شناسمش
4799) I know I've found you
4800) ميدونم که پيدات کردم

 
 
4701) I have a reputation to protect
4702) من اينجا ابرو دارم
4703) I have a runny nose
4704) بيني ام آبريزي دارد.
4705) I have a stuffy nosy
4706) بيني ام گرفته است.
4707) I have a tightness in my chest
4708) در قفسه سينه ام احساس فشار ميكنم
4709) I have a valid excuse
4710) عذرش موجه است
4711) I have an irregular pulse
4712) ضربان قلبم نا منظم است.


4713) I have been badly let down
4714) سنگ رو يخ شدم.
4715) I have been busy with exams
4716) گرفتار امتحانات بودم.
4717) I have been here
4718) من اين‌جا بوده ام
4719) I have been in Tehran since 1368
4720) من از 1368 در تهران بوده ام.
4721) I have been trying to get him all day
4722) از صبح تا حالا دنبالش مي گردم
4723) I have eaten my dinner
4724) من شام خودم را خورده ام
4725) i have had enough,thanks a lot
4726) براي هفت پشتم بسه
4727) I have indigestion
4728) دچار سوء هاضمه شده ام.
4729) I have lost the will to live
4730) ميل به زندگي کردن رو از دست دادم
4731) I have lost weight
4732) وزنم کم شده است
4733) I have made a cake
4734) من يك كيك درست كرده ام.
4735) I have motion sickness
4736) بيماري سفر دارم (هنگام مسافرت حال تهوع به من دست ميدهد).
4737) I have my job on the line
4738) شغلم در خطر است
4739) I have never been to
4740) من هرگز نرفته ام به
4741) I have no appetite
4742) اشتها ندارم.
4743) I have no doubt in my mind
4744) هيچ شکي ندارم
4745) I have no idea what's happened to that dream
4746) نمي فهمم که چي سر اون همه رويا اومد!
4747) I have no money about me
4748) پول همراهم نيست.
4749) I have noticed that I am short of breath when I exercise
4750) متوجه شده ام که هنگام ورزش نفسم تنگ ميشود


 
4651) i got my hair cut
4652) موي سرم رو کوتاه کرده ام
4653) I got stack in traffic
4654) تو ترافيک گير کرده بودم
4655) I got to go
4656) بايد برم
4657) I got your point
4658) منظورت رو فهميدم
4659) I grabbed it out of his belly
4660) از دلش در آوردم
4661) i had a cat nap
4662) چرتي کوتاه زدم.


4663) I had been doing the cooking
4664) من داشتم اشپزي مي کردم
4665) I had been teaching
4666) من داشتم درس مي دادم
4667) I had fortune on my side
4668) بخت يارم بود
4669) I had gone
4670) من رفته بودم
4671) I had known him for two years.
4672) دو سال بود اون رو مي شناختم
4673) I had no other alternative
4674) چاره ديگه اي نداشتم
4675) I had some crazy dream last night
4676) ديشب خواب هاي آشفته / پريشان ديدم.
4677) I had taken no examination
4678) امتحاني نداده بودم
4679) I had these symptoms before
4680) اين علائم را پيش از اين هم داشته ام
4681) I had to answer the questions last night.
4682) من بايد ديشب به سؤالات پاسخ مي دادم
4683) I had to be sure
4684) من اطمينان داشتم
4685) I happened to be out when you called
4686) اتفاقاً وقتي زنگ زدي من خونه نبودم.
4687) I hate you
4688) ازت متنفرم
4689) I have a bone to pick with you
4690) من مي خواهم از تو گله کنم
4691) I have a boring job.
4692) من يك شغل خسته كننده دارم
4693) I have a chipped tooth
4694) دندانم کرم خورده است.
4695) I have a crampy pain
4696) درد قولنج دارم.
4697) I have a justified excuse for my absence
4698) براي غيبتم عذر موجه دارم
4699) I have a rash in my skin
4700) بثورات پوستي دارم
4601) i.e
4602) يعني
4603) I eat
4604) من مي خورم
4605) I eat little
4606) من کم غذا مي خورم
4607) I eat the apple.
4608) من سيب را مي خورم
4609) I enjoy climbing montains.
4610) من از كوهنوردي لذت مي برم
4611) I expect you to take this seriously
4612) انتظار دارم اين مسئله رو جدي بگيري


4613) I feel an excessive fatigue
4614) احساس خستگي بيش از حد داردم.
4615) I feel an extreme agitation
4616) احساس بي قراري شديدي دارم.
4617) I feel honored to have you as a friend
4618) از اينکه با شما دوستم احساس افتخار مي کنم
4619) I Feel Like A Steak
4620) من دوست دارم استيک بخورم
4621) I feel like I've been re-born
4622) احساس مي کنم دوباره به دنيا امده ام
4623) i feel pins and needle in my foot
4624) پا هام خواب رفته
4625) i feel sorry for you
4626) دلم برات مي سوزه
4627) I feel with you in your sorrow
4628) مرا در غم خود شريک بدان.
4629) I feel you
4630) احساست مي کنم
4631) I felt it in my bone
4632) به دلم برات شده بود
4633) I felt it in my bones
4634) به دلم برات شده بود
4635) I felt like a fool
4636) سنگ رو يخ شدم
4637) I felt sleepy
4638) احساس خواب الودگي کردم
4639) I gave him a piece of my mind
4640) شستمش گذاشتمش کنار
4641) I gave him a strong punch to his head
4642) يک مشت ابدار به سرش کوفتم
4643) i give you blessings
4644) نعمت از من
4645) I got cold feet
4646) دستپاچه شدم
4647) I got into my stride
4648) روي غلتک افتادم(عادت کردم)
4649) I got it from a very reliable source!
4650) من از يه جاي مطمئن فهميدم
4552) I don't know how to say
4553) نمي دونم چجوري بگم
4554) I don't know how will turn out
4555) نمي دونم چه ميشه
4556) I don't know what is what
4557) نمي دونم چي به چيه.
4558) I don't know what's wrong
4559) نميدونم چي شده
4560) I don't know why you keep chasing her around
4561) نميدونم چرا هي داري اون رو اين اطراف تعقيب ميکني


4562) I don't mean it
4563) منظوري نداشتم.
4564) I don't no the Jack
4565) من گم شده ام
4566) I don't think he is ill at all
4567) خودش رو زده به مريضي
4568) I don't want to be here, I'm much too tired
4569) ديگه نمي خوام اينجا بمونم، خيلي خيلي خسته شدم
4570) I don't want to ruin your face
4571) نمي خوام آبروي تو رو ببرم
4572) I don't want to teach my grandmother to suck eggs
4573) به لقمان حکمت آموزي چه باشد!
4574) I don`t trust you with my car
4575) من به تو اعتماد نميکنم ماشينم را به تو بسپارم
4576) I don’t have a dog chance
4577) شانس سگ و ندارم
4578) خر شانس نيستم
4579) I don’t have anything to do in return
4580) نمي تونم محبت شما رو جبران کنم
4581) I don’t have anything to give in return
4582) نمي دونم محبت شما را چگونه جبران کنم
4583) I don’t know.
4584) نمي دونم
4585) I don’t know what to do
4586) نمي‌دونم چه گلي به سرم بگيرم
4587) I don’t know when she left home
4588) من نمي دانم او چه وقت منزل را ترك كرد
4589) I don’t know who types the letters
4590) من نمي دانم چه كسي نامه ها را تايپ مي كند
4591) I don’t mean to sound ungreatful
4592) منظورم اين نيست که از شما تشکر نکنم
4593) I don’t mind at all
4594) اصلا اشکالي نداره-اختيار داريد
4595) I don’t want to be a burdon to you
4596) نمي خواهم باعث زحمت شما بشوم
4597) I dreamed
4598) خواب ديدم
4599) I dreamed I had an interview with god
4600) خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم


4502) I come straight to the point
4503) مستقيم مي رم سر اصل مطلب
4504) I could do with a change of scenery
4505) ميخواهم چشم انداز (نماي چيزي را) را عوض كنم
4506) I could do with a hot drink
4507) يك نوشيدني داغ ميچسبه
4508) I could hardly even bear to see them go
4509) به سختي مي تونستم رفتنشون رو تحمل کنم
4510) I could kick myself for doing it
4511) گردنم بشكنه كه اين كار رو كردم


4512) I could listen all night
4513) كل شب را ميتوانم (به حرفهايت) گوش كنم
4514) I could not swallow the pills
4515) نميتوانسم قرص را قورت بدهم.
4516) I could speak English last year.
4517) من پارسال مي توانستم انگليسي صحبت كنم
4518) I couldn't make sense of what you said
4519) نتوانستم از چيزي که گفتيد سر در بياورم
4520) I couldn’t speak English last year.
4521) من پارسال نمي توانستم انگليسي صحبت كنم
4522) I crashed out on the sofa this afternoon
4523) امروز بعد از ظهر روي كاناپه افتادم و خوابيدم
4524) I cross my fingers for you
4525) برات آرزوي موفقيت مي کنم
4526) I decided to do without it
4527) از خيرش گذشتم
4528) I deeply regret
4529) من واقعا پشيمانم
4530) I deeply regret what I said to you yesterday
4531) من واقعا از حرفي که ديروز به تو زدم پشيمانم
4532) I didn't have adequate time to prepare
4533) براي اماده شدن وقت کافي نداشتم
4534) I didn't quite catch that
4535) دقيقا متوجه نشدم چي گفتيد
4536) I didn't want to offend you
4537) منظور بدي نداشتم
4538) I didn’t go to party last night
4539) من ديشت به مهماني نرفتم
4540) I died from laughter
4541) از خنده مردم
4542) I don't care
4543) برام مهم نيست به من چه!
4544) I don't feel well
4545) حال ندارم
4546) I don't have any money right now
4547) الان اصلا پول ندارم
4548) I don't have the foggiest idea what his address is
4549) اصلا نمدونم كه آدرسش كجاست
4550) I don't intend to be late!
4551) من قصد ندارم دير بيايم


 
4452) I came on foot
4453) پياده اومدم.
4454) I came to myself
4455) به خودم اومدم
4456) I can do it myself
4457) من خودم مي توانم اين کار رو بکنم
4458) i can not bear him
4459) حوصله او را ندارم
4460) I can see it in your eyes
4461) مي‌توانم اين‌ را از چشمانت بخوانم
4462) I can speak English.
4463) من مي توانم انگليسي صحبت كنم
4464) I can t get him out of my mind
4465) نمي تونم از فکرش بيام بيرون
4466) I can t tell the reason
4467) دليلشو نميدونم
4468) I can't beat it into his head
4469) هر کاري مي کنم تو کله اش فرو نمي ره.
4470) I can't go anywhere!
4471) من نمي تونم هيچ جا بيام


4472) I can't help it
4473) من نمي تونم کاريش کنم-من نمي تونم کمکت کنم
4474) I can't make it out
4475) من که سر در نمي يارم.
4476) I can't stand
4477) تحملش را ندارم
4478) I can't stand how much I need you
4479) نميتونم اينو تحمل کنم که چقدر بهت نياز دارم
4480) I can't stand you
4481) نميتونم در برابرت مقاومت کنم
4482) I can't take joking
4483) من اهل شوخي نيستم.
4484) I can't understand it.
4485) نمي تونم بفهمم
4486) I cannot repay you for what you have done for me
4487) کاري که شما در حق من کرديد قابل جبران نيست.
4488) i cant make it for lunch today
4489) به ناهار امروز نمي رسم
4490) I can’t accept your invitation
4491) نميتوانم دعوتتان را قبول کنم
4492) I can’t find the way to tell you
4493) راهي رو براي گفتن پيدا نكردم
4494) I catch my breath
4495) نفسم سر جاش بياد
4496) I clean forgot
4497) پاک از يادم رفت
4498) I clean my room every Friday.
4499) من هر جمعه اتاقم را تميز مي كنم
4500) I come from japan
4501) من اهل ژاپن هستم

 
2) i am sore_hearted
4403) دلم خون است
4404) I am suffering from a chest pain
4405) از درد ناحي? قفس? سينه رنج ميبرم.
4406) I am sure
4407) من مطمئنم
4408) I am sure deep down
4409) من يک جورايي مطمئنم
4410) i am sure you can make it
4411) مطمئنم مي تواني موفق شوي
4412) I am surprised because the results are surprising.
4413) من متعجب هستم چون نتايج متعجب كننده اند.


4414) I am terribly sorry
4415) خيلي متاسفم
4416) I am through with the thread and thimbles
4417) از هفت خان رستم گذشتم
4418) I am tired of walking.
4419) من از پياده روي خسته شدم.
4420) I am twenty
4421) بيست سالم است
4422) I am waiting for a train
4423) منتظر رسيدن قطارم
4424) I am your humble
4425) كوچيك شما هستم
4426) I apologize that once again I'm not in love
4427) ببخشيد اگه باز عاشق نيستم
4428) I appreciate what you are doing for me
4429) از کارهايي که برا من انجام مي دهي ممنونم
4430) I asked god to give me happiness
4431) گفتم مرا خوشبخت کن
4432) I asked god to make my spirit grow
4433) از او خواستم روحم را رشد دهد
4434) I asked them to help me.
4435) من از آنها خواستم كه به من كمک كنند
4436) I asked you a very somber question
4437) من از تو يك سوال خيلي جدي پرسيدم
4438) I bagge u a padern
4439) معذرت ميخوام ازتون
4440) I beg you to pray
4441) التماس دعا دارم
4442) i beg your pardon
4443) ببخشيد
4444) I believe that the heart does go on
4445) مطمئنم که قلبت هنوز (برام) مي زنه
4446) i benefited by his advice
4447) از پند او استفاده کردم
4448) I bet she won't come
4449) من مطمئنم که او نمي آيد.
4450) I bet you she won't come
4451) باهات شرط ميبندم که او نميآد.
 
4352) I always will be true
4353) من هميشه پابرجا خواهم ماند
4354) I am a bit drained
4355) يه ذره شل و ولم
4356) I am a diabetic
4357) من بيماري قند دارم
4358) I am all eyes
4359) چهار چشمي مراقب هستم
4360) I am allergic to adhesive plaster
4361) به نوار چسب (چسب زخم) حساست دارم.


4362) I am allergic to penicillin
4363) نسبت به پني سيلين حساسيت دارم
4364) I am baffled as to how my daddy brought us up
4365) گيج شدم که پدرم چه طوري مارو تربيت مي کرد
4366) I am bored because my job is boring.
4367) من خسته هستم چون كار من خسته كننده است
4368) I am caught in bad jam
4369) عجب گرفتاري شديم ها
4370) I am dizzy
4371) سرم گيج ميرود.
4372) I am feeling depressed
4373) احساس افسردگي ميكنم
4374) I am fixing to go
4375) دارم اماده مي شم که بروم
4376) I am flattered
4377) اين لطف شماست-شرمنده مي فرماييد
4378) I am full
4379) من سيرم
4380) I am glad to see you up and about.
4381) خوشحالم از اينكه شما را سرپا و سرحال مي‌بينم
4382) I am going to put in stitches
4383) الان بخيه ميزنم.
4384) I am going to stay here to night.
4385) من قصد دارم امشب اينجا بمانم
4386) I am in low water
4387) دستم تنگ است
4388) I am inundated with work
4389) هزار جور كار سرم ريخته
4390) I am just picking on you
4391) سر کارت گذاشتم
4392) I am not in a good mood today
4393) امروز زياد حال و حوصله ندارم
4394) I am over the hill
4395) ديگه خيلي پير شده ام
4396) I am scattered-minded
4397) تمرکز ندارم
4398) i am single_handed
4399) دست تنهام
4400) I am sore at her
4401) دل خوشي ازش ندارم

4302) how on earth
4303) اخر چطور
4304) How smart you look today
4305) چقدر خوشتيپ شدي؟
4306) how tall
4307) چه قد و اندازه اي
4308) How tall is this building
4309) بلندي اين ساختمان چقدر است؟
4310) How to use this inhaler
4311) چگونه از اين دستگاه بخور استفاده كنم؟
4312) How you take advantage of the fact
4313) که داري از اين قضيه سوئ استفاده مي کني


4314) How's it going
4315) حال و احوالت چطوره؟ کار و بارت چطوره؟
4316) How's your husband
4317) شوهرت چطوره؟
4318) However
4319) به هر حال
4320) Human blood is all of a colour
4321) بني ادم اعضاي يکديگرند که در افرينش ز يک گوهرند
4322) Hungry dogs will eat dirty pudding
4323) گربه گر گشنه شود ، گشنيز خورد.
4324) آدم گشنه سنگ هم مي خوره.
4325) Hurry up
4326) عجله کن
4327) hurt
4328) گذشته ي
4329) to hurt زخمي کردن
4330) Hurt feeling
4331) احساسات كسي را جريحه دار كردن
4332) hush up!
4333) ساکت باش
4334) I accidentally locked myself out of the house
4335) اشتباهي در را بستم و بيرون خانه جا ماندم
4336) i ache all over
4337) تمام بدنم درد مي کند
4338) I ache for her
4339) دلم برايش پر ميزند
4340) I acted on your advice
4341) نصيحت شما رو به كار بستم
4342) i agree with you
4343) موافق تو هستم
4344) I ain't ever gonna let you get away
4345) من حتي نميخوام بذارم تو بري
4346) I always go there.
4347) من هميشه انجا مي روم
4348) I always start the day by going through the email
4349) هميشه روزم رو با چک کردن ايميل هام آغاز مي کنم.
4350) I always stay over time.
4351) من هميشه اضافه کاري مي کنم


 
4252) How long I should follow this treatment
4253) چه مدت بايد اين درمان را ادامه دهم؟
4254) how many
4255) چه تعداد
4256) How many are there in your family?
4257) در خانواده شما چند نفر وجود دارند؟
4258) How many buses are there in the street?
4259) چند عدد اتوبوس در خيابان وجود دارد؟
4260) How many cars are there in the street?
4261) چند تا اتومبيل در خيابان وجود دارد؟
4262) How many friends do you have?
4263) شما چند تا دوست داريد؟


4264) How men can see the wisdom in a war
4265) چطور مردم جنگيدن رو عاقلانه ميبينن؟!
4266) how much
4267) چه مقدار
4268) how much are you asking
4269) قيمتش چند است؟
4270) How much can I take
4271) آدم مگه چقدر تحمل داره ؟
4272) how much did they offer
4273) چقدر پيشنهاد کردند
4274) How much do you weigh?
4275) وزن شما چقدر است؟
4276) how much is it
4277) قيمتش چند است؟
4278) how much is it?
4279) قيمت آن چند است؟
4280) How much mild does he want ?
4281) او چقدر شير مي خواهد ؟
4282) How much money did you say you have on you?
4283) گفتي چقدر پول همراهت داري؟
4284) How much money do you have?
4285) شما چقدر پول داري ؟
4286) How odd
4287) چقدر عجيب-چقدر شگفت انگيز
4288) how often
4289) چند دفعه
4290) How often do I need to change the dressing
4291) هر چند وقت بايد پانسمان را عوض كنم؟
4292) how old
4293) چند ساله
4294) how old are you
4295) چند سالته
4296) How old are you ?
4297) چند سالته؟
4298) How old do you think I am?
4299) اگه گفتي من چند سالمه؟
4300) How old is he
4301) او چند سال دارد؟


 
202) how can you expect to
4203) مگه چه انتظاري (از من) داريد
4204) How can you say you love me?
4205) چطور ميتوني بگي عاشقمي؟
4206) how come
4207) چه عجب!
4208) How come the front door is open?
4209) چطور ممکنه که در ورودي باز باشه؟
4210) How come you remembered us
4211) چطور شد يادي از ما کردي؟
4212) How come you've ended up here
4213) چطور شد كه كارتون به اينجا كشيده شد


4214) How did he get hurt?
4215) چطور صدمه ديد؟
4216) How did she do that?
4217) او چطور اين کار را کرد؟
4218) How did you come by that money
4219) اين همه پول ازکجا آوردي؟
4220) How did you come to this conclusion
4221) چطور شد به اين نتيجه رسيدي؟
4222) How did you figure?
4223) چه طوري حساب كردي؟
4224) How Do I Get There
4225) چه جوري بروم آنجا؟
4226) How do I take this medication
4227) چگونه بايد اين دارو را بخورم؟
4228) How do you get on in your new job
4229) با کار جديدت چطوري؟
4230) How do you make your bread and butter
4231) از چه طريق امرار معاش مي کنيد؟
4232) how far
4233) چه مسافتي
4234) How far is it from here?
4235) از اينجا چقدر دور هست؟
4236) how fast
4237) چه سرعتي
4238) How is everything going with you nowadays?
4239) اين روزها اوضاع احوال چطور است
4240) How is life treating you.
4241) وضع زندگيت چطوره؟
4242) how long
4243) چه مدت
4244) How long did you Do That
4245) چه مدت آن کار را انجام دادي؟
4246) How long does it take to become HIV positive
4247) چه مدت طول خواهد كشيد كه خون از نظر ايدز مثبت شود.
4248) how long have you been living in here?
4249) چه مدته شما اينجا زندگي ميکنيد؟
4250) How long have you felt this way
4251) چند وقت است كه اين حالت را داريد؟
 
4152) HOLD YOUR HORSES
4153) دست نگه دار. تند نرو. عجله نكن
4154) Holy cow
4155) خداي من-اه
4156) Home boy
4157) بچه محل
4158) honesty
4159) صداقت-درستي
4160) Honesty is the best business.
4161) راستي و درستي بهترين كار است.
4162) Honourable death is better an inglorious life
4163) مرگ با عزت بهتر از زندگي با ذلت است
4164) Hop in
4165) بپر بالا
4166) Hope keeps man alive
4167) انسان به اميد زنده است.
4168) HORSE AROUND
4169) بيهوده دور خود چرخيدن از. زير كار در رفتن. ورجه وورجه كردن. بازيگوشي كردن
4170) Horse of a different color
4171) Horse of a different color


4172) horse trade
4173) چانه زدن
4174) host
4175) ميزبان
4176) HOT UNDER THE COLLAR
4177) جوش آوردن. دو آتيشه عصباني بودن. داغ كردن
4178) hotbed of sth
4179) پاتق
4180) how
4181) چگونه-چطور
4182) How about this one ?
4183) اين يكي چطور است؟
4184) how about this one?
4185) اين يکي چطور؟
4186) How about you
4187) شما چطور؟
4188) How are we fixed for Monday
4189) براي قرارمون) دوشنبه چطوره؟
4190) How are you fixed for cash
4191) چقدر پول نقد ميخواي؟
4192) How are you travelling home
4193) با چه وسيله اي به منزل بر ميگريد.
4194) How bad do you want it
4195) چقدر دلت ميخواد که اون داشته باشي؟
4196) How can I help you?
4197) چه کمکي ميتونم بهتون بکنم؟
4198) how can i put it into your thick skull
4199) چطوري توي کله پوکت فرو کنم
4200) How can we pray acceptably
4201) چگونه ميتوانيم به شکل قابل قبولي دعا کنيم؟
 
4103) His health is a ball
4104) حالش توپه
4105) His metal is bad
4106) فلزش خراب است.
4107) his mind is made up
4108) اون تصميمش رو گرفته
4109) His mouth has no fastening
4110) دهنش چفت و بست نداره.
4111) His mouth still smells like milk
4112) هنوز دهنش بوي شير ميده
4113) His mouth watered
4114) دهنش آب افتاد-آب از لب و لوچه اش سرازير شد.
4115) His penny finally dropped
4116) بالآخره دو رياليش افتاد
4117) His resolution is not to resign
4118) او تصميم ندارد که استعفا بدهد
4119) his teacher
4120) معلمش


4121) His work absorbs him
4122) تمام توجه ووقتش صرف كارش است
4123) hit
4124) گذشته ي
4125) to hit زدن
4126) hit and miss
4127) ناخوش آيند
4128) HIT BELOW THE BELT
4129) نامردي كردن. نارو زدن
4130) HIT THE HEY
4131) توي رختخواب پريدن. خوابيدن
4132) HIT THE NAIL ON THE HEAD
4133) تو خال زدن. به هدف زدن. درست حدس زدن
4134) HIT THE ROAD
4135) راه افتادن. عازم سفر شدن
4136) hit the spot
4137) چسبيدن ، جون دادن
4138) Hobby
4139) سرگرمي
4140) Hold me responsible for that
4141) من مسئوليتش را قبول مي‌كنم
4142) Hold on
4143) يک لحظه صبر کن
4144) HOLD ONE'S TONGUE
4145) جلو زبان خود را گرفتن. مواظب زبان خود بودن.
4146) Hold the floor
4147) مجال صحبت به كسي ندادن
4148) hold up
4149) متوقف كردن
4150) Hold your horse
4151) زياد دور برندار


 
4051) Here I am.
4052) اينهاشم
4053) Here is the ball and here is the field
4054) اين گوي و اين ميدان.
4055) Here Is Your Paradise
4056) اين‌جاست بهشت تو
4057) Here it is
4058) اينهاش
4059) Here you are.
4060) بفرما-ديدي
4061) Here's what I have to say
4062) و حالا) اين چيزيه که ميخوام بگم
4063) hers
4064) مال او(مونث)
4065) Heven help him this time
4066) خدا به دادش برسد
4067) high
4068) مرتفع-بلند
4069) high lighter
4070) ماژيك فسفري


4071) High places have their precipices
4072) هر فرازى را نشيبى است
4073) HILLY-BILLY
4074) شلخته
4075) his
4076) مال او(مذکر)
4077) his bark is worse than his bite
4078) مثل ببر تو خالي
4079) his behaviour leaves much to be desired
4080) خيلي مانده تا رفتارش عوض شود
4081) His bowels don’t move
4082) شكمش كار نمي كنه
4083) his bread is buttered on both sides
4084) نانش تو روغن است
4085) His brothers would gladly have sold
4086) ترسم برادران غيورش قبا کنند
4087) His cake is dough
4088) دستش نمک نداره
4089) His departure / death was abrupt and completely unexpected.
4090) مرگ اون ناگهاني و غير منتظره بود
4091) His donkey passed the bridge
4092) خرش از پل گذشت
4093) his elder brother
4094) برادر بزرگش
4095) His English has come on well
4096) انگليسيش خوب شده(پيشرفت کرده)
4097) His fingers are all thumbs
4098) خيلي دست و پا چلفتي است
4099) His hand is crooked
4100) دستش کجه.
4101) His head is playing with his tail
4102) سرش با دمش (..) بازي مي کنه .

4002) Hear me out first
4003) اول گوش کن ببين چي مي گم
4004) hearing aid
4005) سمعک
4006) Heart and soul
4007) با دل و جان- با تمام قوا
4008) Heart is through his stomach
4009) مايه عيش آدمي، شكم است
4010) Heart speaks to heart
4011) دل به دل راه داره.
4012) Heartwarming tales of lovers in this world
4013) گر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدار
4014) Heaven forbid
4015) خدا نكند
4016) Heaven help him this time
4017) خدا به دادش برسد
4018) height
4019) ارتفاع
4020) held
4021) گذشته ي
4022) to hold نگهداشتن


4023) Help your self
4024) تعارف براي خوردن
4025) Help yourselves
4026) از خودتان پذيرايي کنيد
4027) hen - packed husband
4028) مرد زن ذليل ، شوهر تو سري خور
4029) hen-pecked husband
4030) مرد زن ذليل
4031) Henpecked
4032) زن ذليل
4033) her bark is worse than her bite
4034) زبونش مثل نيش مار
4035) Her colour has jumped away
4036) رنگش پريده
4037) her family will come before her career
4038) خانواده اش براش مهم تر از کارش است
4039) Her stomach is happy
4040) دلش خوشه
4041) Her tear fall fast
4042) اشکش در مشکشه.
4043) Her watch
4044) ساعت او
4045) here
4046) اينجا
4047) here by agree
4048) بدين وسيله موافقت مي شود
4049) Here comes the bus.
4050) اينهاش-اتوبوس داره مي ايد


3952) He's a doctor.
3953) او يك دكتر است
3954) He's a farmer .
3955) و يك كشاورز است
3956) He's a Geramn
3957) او يك آلماني است
3958) he's a good for nothing
3959) آبي از او گرم نمي شود
3960) He's a mechanic.
3961) او يك مكانيك (تعميركار)است
3962) He's a mum's boy
3963) بچه ننه ست.
3964) He's a pain in the neck
3965) واقعا مايه دردسره
3966) He's a tough kid and he acts up a lot
3967) او بچ? سرسختي است و کلي بي ادبي ميکند.
3968) he's all the world to me
3969) همه چيز من اوست
3970) He's always making excuses
3971) هميشه عذر و بهانه مياره


3972) He's battled constantly
3973) بي وقفه در حال ستيز بوده
3974) He's birdbrained
3975) احمق
3976) He's doing fine
3977) خوبه
3978) He's from Canada.
3979) او اهل كانادا است
3980) He's on his way up
3981) او خودش را بالا مي کشد
3982) He's pea brained
3983) مغز گنجشکي
3984) He's the oldest teacher in our school
3985) اون مسن ترين معلم مدرسه ي ماست
3986) He's wearing a white shirt.
3987) او همان است كه بلوز سفيد پوشيده است
3988) He`s all thumb
3989) ادم شلخته
3990) Head or tail?
3991) شير يا خط؟
3992) Headache
3993) سردرد
3994) headed
3995) پيشتاز
3996) Heads or tails
3997) شير يا خط
3998) Hear about
3999) شنيدن درباره ي
4000) Hear and don’t believe
4001) بشنو و باور نکن


3902) he was raised to the rank of colonel
3903) او را به مقام سرهنگي رساندن
3904) he was standing in the hall
3905) او در سرسرا ايستاده بود
3906) He was stuck between the earth and the sky
3907) مونده بود بين زمين و آسمون
3908) he was supposed
3909) اون قرار بود كه...
3910) He watches T.v everyday.
3911) او هر روز تلويزيون تماشا مي كند
3912) He went for wool , but came home shorn
3913) خواست ابروشو برداره زد چشمش رو هم کور کرد
3914) He went to school yesterday
3915) او ديروز به مدرسه رفت.
3916) He went to USA to continue his studies.
3917) او به ايالات متحده رفت كه مطالعاتش را ادامه دهد
3918) He who blows into fire will have sparkles in his eyes
3919) چاه مکن بهر کسي اول خودت دوم کسي
3920) He who comes uncalled sits unserved
3921) مهمون ناخوانده ، خرجش پاي خودشه.
3922) He who sows the wind shall reap
3923) هر که خربزه مي خوره پا لرزش مي شينه


3924) He who sups with the devil should have a long spoon
3925) اگر با شيطان هم غذا شدي ، بايد قاشق بزرگ و بلندي اختيار کني
3926) he woke up on the wrong side of the bed today
3927) اون امروز سرحال نيست
3928) He won't have a leg to stand on
3929) اون دليلي براي اثبات گفته هاي خود نخواهد داشت
3930) he wont be long making up his mind
3931) زود تصميمش رو مي گيره
3932) He works
3933) او کار مي کند
3934) He works hard
3935) او سخت كار مي كند
3936) he wouldn't have been injured
3937) مجروح نمي شد
3938) He wouldn't hear it
3939) گوشش به اين حرفا بدهكار نيست
3940) He wouldn't hurt a fly
3941) آزارش به يک مورچه هم نمي رسه.
3942) He'll be under the knife next week
3943) هفته ي آينده ميره زير تيغ
3944) He'll get more settled
3945) او جايگاهش را محکم تر خواهد کرد
3946) He'll need a raise
3947) او به ارتقاء درجه نياز خواهد داشت
3948) He's a bag egg
3949) ادم بد طينت و بي صداقت
3950) he's a changeable person
3951) آدم خاکشير مزاجي است

3852) He thinks himself very clever
3853) فکر مي کنه خيلي زرنگه.
3854) He thinks of nothing but bed
3855) به فکر هيچي نيس الا زير شکم !!
3856) He took a week leave
3857) اون يک هفته مرخصي گرفت
3858) He took for my brother
3859) او را جاي برادرم گرفت.
3860) He took her tear out
3861) اشکشو در آوردي
3862) He took it on the chin
3863) اصلا) به روي خود نياورد
3864) He treads on air
3865) روي پا بند نيست
3866) He tries to please them all
3867) سعي مي کند که آنها را خوشنود نگه دارد
3868) He turned out to be a crook
3869) آدم حقه بازي از آب در اومد.


3870) He types the letters in the morning.
3871) او در صبح نامه ها را تايپ مي كند
3872) He vs she in Office
3873) آقا بر عکس خانم در اداره
3874) He was a great connoisseur of paintings
3875) او در نقاشي يک خبره بود
3876) He was accused of murder
3877) به او تهمت قتل زدند
3878) he was all smiles
3879) قند توي دلش آب شد
3880) he was appointed chief
3881) به رياست منصوب شد
3882) He was as cool as cucumber
3883) آب تو دلش تکان نخورد
3884) he was bound apprentice to me
3885) نزد من شاگرد شد
3886) He was caught in a shower
3887) بارون گير شد.
3888) He was dead good-looking
3889) او خيلي زيبا بود
3890) He was driving at full speed
3891) با سرعت تمام مي راند
3892) He was found guilty of the charge
3893) اون گنهکار شناخته شد
3894) He was framed
3895) براش پاپوش درست کردند
3896) He was in shiraz last week.
3897) او هفته گذشته در شيراز بود
3898) He was over yesterday
3899) ديروز خونه ي ما بود.
3900) He was quite a man in his days
3901) زماني براي خودش ادمي بود
 
3802) He opens up a can of worms
3803) مثل کلاف سر در گُم
3804) He outgrows all his clothes
3805) لباساش براش کوچيک شدند.
3806) he paid the penalty
3807) تقاص پس داد
3808) He plays football everyday.
3809) او هر روز فوتبال بازي مي كند
3810) He put a finishing stone
3811) سنگ تمام گذاشت
3812) He put his best foot forward
3813) از دل و جان مايه گذاشت
3814) He put it right on him
3815) نه گذاشت و نه برداشت خيلي رك بهش گفت


3816) he put me to shame
3817) آبروي مرا برد
3818) He ran into debt
3819) قرض بالا آورد
3820) He really opened up
3821) روش باز شد.
3822) He regrets very much
3823) مثل سگ پشيمان شده
3824) he s long on advice
3825) دست به نذر دادنش خوب است
3826) he s long on brains
3827) مخش خوب کار مي کند
3828) he s not long for this world
3829) عمرش به دنيا نيست-پاش لب گوره
3830) He says it fell down from the sky
3831) مي‌گويد که از آسمان به پايين افتاده
3832) he seems to be keen on my brother.
3833) انگار از برادرم خوشش اومده
3834) he shot himself
3835) او خودش را با تير زد
3836) He should study tonight
3837) و بايد امشب مطالعه كند
3838) He sits on the fence
3839) مثل عثمان بي طرف
3840) He smokes like a chimney
3841) خيلي سيگار مي كشه-کاه دود مي کنه.
3842) He spends money like water
3843) مثل ريگ رودخونه پول خرج مي کنه.
3844) He splurge money around
3845) او پولش را به آتش مي‌كشه (خيلي بي حساب و كتاب خرج مي‌كنه)
3846) He teaches the devil
3847) به شيطون درس مي ده.
3848) He that seeks finds
3849) جوينده يابنده است
3850) He that will steal an egg will steal a cow
3851) تخم مرغ دزد شتر دزد مي شود.


3752) He is very quick witted
3753) او خيلي بامزه و حاضرجواب است
3754) He is very sloppy
3755) شلخته ست.
3756) He is very watchful of his flock
3757) او خيلي مواظب گله اش است
3758) He is wet behind the ears
3759) دهنش بوي شير ميده
3760) He is working at the moment.
3761) اون دارد در اين لحظه کار مي کند
3762) He is wrapped in his work
3763) سرش به کار خودشه.

Home boy & Home girl...... بچه محل
Are U happy or married.......... ؟. مجردي یا متاهل
I must talk so my self.... تعریف از خود نباشه
I wasn`t born yesterday....... موهامو توآسیاب سفید نکردم
She doesn`t lift a finger.......... دست به سیاه و سفید نمیزنه
Whenever he opens he`s mouth he puts he`s feet in it....... اومد حرف بزنه راه رفت
how much bread have u got..........؟ مایه تیله چقد داري
error is human........ انسان جایز الخطاس
i will put you in your place......... حالتو میگیرم
No offence........ دور از جون........و بعضی مواقع به معنی جسارت نباشه
You cant eat your cake and have it........... هم خدا رو میخواد هم خرما
what a stupid thing i did........ عجب غلطی کردم
Cause my finger...... وقتی چیزي رو به سمت کسی پرتاب میکنیم براي عذر خواهی این اصطلاح رو میگیم
he is so behind.......... طرف شوته
her bark is worse than her bite.......... زبونش مثل نیش مار میمونه
Variety is the spice of life.......... تنوع چاشنی زندگیه
it's beyond his mind............ عقلش قد نمیده
Great boast little toast....... پزعالی جیب خالی
i am as i am............. همینم که هستم
double whamming........... قوز بالا قوز
Rock the boat...... سنگ جلوي پاي کسی انداختن
He has a big mouth....... ادم دهن لق
Are u with me........؟... داري منو
Don`t look the other way.......... خودتو به کوچه علی چپ نزن
Poor fellow......... بنده خدا
He is post master at .............. طرف خداي فلان کار است
Cut my legs and call me shorty........ تو گفتی و منم باور کردم
She`s a liar liar........ روده راست تو شکمش پیدا نمیشه یه
ta ta for now ......... ( خداحافظ (فعلا
night night boy....... سوسول
Chicken out...... این اصطلاح براي فردي استفاده میشه که جا میزنه تو کارا
to make two ends meat.( بیشتر براي جواب دادن در مورد شغل استفاده میشود (به معنی بخور و نمیر
First learn the rules then break some.... اول قانون رو یاد بگیر بعد اونو زیر پا بزار
He has money to burn...... اصطلاح براي ادم خرپول
He is loaded with money
He is made of money
He is rolling in it
He is well off
He was born with a silver spoon in his mouth
the weather has changed..... شرایط عوض شده
She was born on the wrong side of the bed........ حرام زاده
push arround the bush........ طفره رفتن
He`s all thumb...... آدم شلخته
talk of devils........... حلال زاده است
rool the red carpet for somebody.......... جلوي کسی گاو کشتن...احترام خیلی زیاد
to flatter.... پاچه خواري
to kissup somebody..... پاچه خواري
apple polisher..... پاچه خوار
give someone lip service....... شیر کردن کسی با حرف
chicken chicken..... چقدر ترسو
chicken feed.... پول خرد...ناچیز
chicken scrach.... خرچنگ قورباغه
bread line...... خط فقر
copy cat....... کسی که زود هر چیز را تقلید میکند
back breaking job...... شغل سخت و کمر شکن
has the penny dropped........؟ دوزاریت افتاد
dress up like a cristmas tree..... تیپ زدن
you shine like a new penny...... اصطلاح براي تعریف از افراد خوشتیپ
thick skull..... کله پوك
how can i put it into your thick skull...... چطوري توي کله پوکت فرو کنم
you look lost..... گیج میزنی
when there is a will, the is a way........ خواستن توانستن است
christ sake........ خدا به دادمون برسه
i put it down to experience....... پشت دستم رو داغ گذاشتم
I learned my lesson
I got the message
Goody Goody........ کسی که پاچه خواري یا خود شیرینی میکنه بهش میگن
Im just picking on you...... فقط سر به سرت میزارم....سر کارت گذاشتم
i will fix you........ پدرتو در میارم
i will teach you a good lesson
I will send you on a trip...... یه کاري کنم حال کنی
you`ve got belly........ شکم آوردي
your shirt is what i really adore......... ( لباست منو کشته ( لباس فقط براي مثال هست
stop talking rubbish........... شر و ور نگو
stop talking nonsense......... مزخرف نگو
excuse my french.......... گلاب به روت روم به دیوار
free loader...... اصطلاح براي ادمهاي چتر باز که خونه فک و فامیل یا دوستاشون چتر بازي میکنن
white wash....... ماست مالی
I will rip you in half........ دو شقه ات میکنم
there`s the bell.... زنگ خورد
the class is missed
tell me what to do.......... تکلیف منو روشن کن
I was ruined....... پدرم در اومد
I had one of those days.
It`s a big bell...... این یه اخطاره
He has a hand in high places......... طرف خرش خیلی میره
Im getting nicked...... دارم کلافه میشم
You look like an apple on stick........ این اصطلاح را براي افرادي استفاده میکنیم که موهایشان نا مرتب و بسیار بلند است
Apple of someone`s eye....... نور چشمی
Be in harmony......... هماهنگ باش
To be in tune with....... هماهنگی
We are moving at snail`s pace...... خیلی کند پیش میریم
Im loaded........( توپ توپم(وقتی غذا زیاد خوردیم
I stuffed my face........ تا خرخره خوردم
It rings a bell to me....... برام آشناس
he is an understanding boy......... پسر فهمیده اي است
he is impossible........ اون غیر قابل تحمله
he is a head and shoulder above me.......... یه سر و گردن بلند تره
dont let the cat out of the bag........... راز رو فاش نکن
as cold as cucamber.......( آدم بی روح و بی احساس (سیرابی
Any body for tennis........... ؟ کسی حاضره؟کسی داوطلب هست
let me set the fire......... بذار دعواتون بندازم
can i put it in this way...............؟ میتونم اینجوري بگم
please correct me if im wrong......... اگه اشتباه میگم منو تصحیح کنید
what comes first....... چیزي که در مرحله اول مهمه
He looks proud......... خودشو میگیره
he has no right........ غلط کرده
if you dont go into too much trouble...... اگه تو زحمت نمی افتی
but no but........ اما و آخه نداره
you are the ultimate........ تو خود خودشی.....تو آخرشی
you are it
to sentence someone.......... محکوم کردن کسی
dont finger your point on someone`s else......... تقصیر کس دیگه اي ننداز
dont duck the responsibility
you should face the music.......... باید قبول کنی
strike a light...........( یه چراغ روشن .بعضی مواقع هم میگیم(بابا ایول
dont play tricks on my heart........ با قلب من بازي نکن
she is second to none............ دومی نداره آخرشه
its as A B C........ خیلی راحته مثل آب خوردن
other stuff like this......... یه چیزي تو این مایه ها
I beg you to pray....... التماس دعا دارم
he has got itchy feet........ اصطلاح براي کسی که دوست داره زیاد سفر بره
bark up the wrong tree......... تیرت خطا رفت
Bet on the wrong horse....... کسی که آینده نگریش خوب نیست
bull in a china shop.......... دست و پا چلفتی
cat get one`s tongue........ گربه زبونب و خورده
change horse in midstream........ وسط دعوا نرخ تعیین کردن
cry wolf......... چوپان دروغگو
making a roll call........ حاضر غایب کردن
my foot is twisted...... خورده پام پیچ
my hand is swollen..... دستم ورم کرده
Im having second thought....... نظرم عوض شد
for no reason....... همینجوري
you look fishy....... مشکوك میزنی
It calls question...... مشکوکه
Alles for you........ واي به حالت
We will se about it....... خواهیم دید
Must be nice........... وقتی از چیزي خوشحال میشیم
he has got snake in his pocket......... اصلاح براي آدمهاي خسیس
He is charming....... مهره مار داره...جذابه
dont mock anyone........ کسی رو مسخره نکن
Pull the rog from under someone........ زیر آب کسی رو زدن
You blew it......... خیت کاشتی...گند زدي....ضایع کردي
it was publicly known....... گندش در اومد
he is in game....... طرف اهل حاله- اهل دل
wipe that smile of your face........ نیشتو ببند
that`s you....... اگه کسی به شما بد و بیراه گفت با این جمله ساده اصطلاحا میگین: خودتی
back at you...... اینم جوابت
im getting sick and tired of you........ دیگه داري حالمو بهم میزنی
i cant stand the sight of you.......... مرده شورتو ببرن
Out of sight,Out of mine......... از دل برود هر آنکه از دیده رود
legwork......... پادویی
it seems we are in the same boat....... به نظر میرسه راهمون یکیه
what a chick...... بچه پررو
you are so chicky........... عجب رویی داري-خیلی پررویی
its on the tip of my tongue........... نوك زبونمه
sleep of my tongue....... اشتباه لپی
piss off..... بزن به چاك
im a bit lost...... یه کمی گیج شدم
how could you do that with me.........؟ چطور تونستی این کارو با من بکنی
he is playing with you...... داره بازیت میده
do i have your word on it....... میتونم روت حساب کنم
let me clear up a couple of things............ بزار چند تا چیزو روشن کنم
dont use that tone with me...... با من اینجوري حرف نزن
he is a fun sucker........ اهل دل
suck fun out of everything........ فقط حال کن ...فقط خوش باش
are you listening to a word im saying........ اصلا گوش میکنی ببینی چی میگم
dance about the truth......... گربه رقصونی
sit that ass down........... بتمرگ
nothing major........ چیز مهمی نیست
its diffrent with me......... وضعیت من فرق فوکوله
are you bullshiting me.........؟ داري منو دست میندازي؟ اسگلمون کردي
im dying tobe with you...... میمیرم واسه اینکه با تو باشم
we`ll make jack so jelous...... یه کاري میکنیم بقیه از حسرت بترکن
throw your fear away.... رو دور بریز ترست
he is such a hash.......... (طرف عملیه) مواد مخدر استفاده میکنه
opium taker......... تریاکی
dig in....... بزن تو رگ
lets have a bite........ یه لقمه بزن
my mouth waters........ دهنم اب افتاد
you have no tolerance........ خیلی بی جنبه اي - ظرفیت نداري
you have little tolerance......... کم جنبه اي
there are limits to my tolerance.......... ظرفیت منم حدي داره- تحمل منم حدي داره
let it out and have a good cry........ گریه کن ...خودتو خالی کن
do you like to party....... دوست داري مواد مصرف کنی
he has a thing for speed.......... عشق سرعت
piegon fancier...... کفتر باز
enough is enough....... دیگه به اینجام رسیده....دیگه بسه
my job is on the line.......... شغلم در خطره
my pride is on the line........ آبروم در خطره
dont make me lose the face....... آبرومو نبر- ضایعم نکن
dont discredit me
i proud of you........ بهت افتخار میکنم
dont show off......... قیف نیا- کلاس نزار
Hey bulky.......... هی گنده بک
Arm wresteling...... مچ انداختن
Break the wishbone....... جناق شکستن
She drank a massive amount of wine..... ( خودشو خفه کرده بود(با شراب
Redneck..... جواد-خز
Hillbilly....... جواد جوات
Preserve your eyesight.......( مراقب چشماتون باشید(به کسی که چشم چرونی میکنه میگی
Pray in public but criticize in private........ تو جمع تشویق کن تو خلوت انتقاد
Rainy day...... روز مبادا
Work for rainy day...... براي روز مبادا کار کن
Let me agree to disagree....... بزار ادامه ندم- بیخیال شو
Let us leave it in that point
There is no point coming to this clay....... فایده اي نداره
The point is that........ نکته اینجاست
Thankyou for pointing that out....... ممنون که به این نکته اشاره کردین
I have a funny feeling.......... حالم یه جوریه- یه جور ناجور
Does he resent my being here........؟ دلخور شده من اومدم اینجا
Don’t molest me....... اذیت نکن کرم نریز
He is not like you........ به قیافت نمیخوره
Likes like like........... کبوتر با کبوتر
It doesn’t concern you........ به تو ربطی نداره
It has nothing to do with you
Mind your own business........ سرت تو کار خودت باشه
Spring cleaning.......... خانه تکانی
Fat chance...... غیر ممکن
Noway!............ عمرا
Never in a million.
Noway?............؟ راه نداره
curiosity killed the cat.......... کنجکاوي زیاد سر آدم رو به باد میده
dog eat dog....... سگ صاحابش رو نمیشناسه
donkey`s years..... یک قرن طول کشیدن
dumb bunny.......... مشنگ و منگل
eager beaver.......... کشته مرده کار
eat like a horse.....( مثل اسب خوردن(به قول ایرانیها مثل خر خوردن
every dog has his day........ یه روز هم نوبت ما میشه
fraidy cat....... ببو و بزدل
get on one`s high horse.......... از خود متشکر
get off one`s high horse......... از خر شیطون بیا پایین
go ape....... قاط زدن
hit the bulls eye....... (زدن توي خال)دقیقا به نکته اشاره کردن
hold one`s horse........ دندون رو جیگر گذاشتن
holy cow...........( طرف فیوزش پریده (قاط زده
horse around........ آتیش سوزوندن
horse trade......... چانه زدن
in the dog house.......... مثل سگ میترسه
kangaroo court........ ( کسی که خودش قضاوت میکنه و تنها به قاضی میره (دادگاه سر خود
heart is through his stomach ......... مردها بنده شکم اند
when you are in Rome do as the Romans do.... خواهی نشوي رسوا همرنک جماعت شو
don't bite off more than you can chew ......... لقمه را به اندازه دهانت بردار
don't bite the hand that feeds you......... نمک خوردى نمکدان مشکن
don't cry over spilt milk ریخته رو نمیشه جمع کرد ............ آب
he kicked the bucket yesterday.......... دیروز غزل خداحافظی رو خوند
he is all thumb.......... آدم دست و پا چلفتیه
lets sleeping dogs lie....... پا روي دم شیر نذار
live high on the hog...... زندگی بر وفق مراد بود
lock the barn door after the horse is gone...... اصطلاح به معنی نوش دارو پس از مرگ سهراب
make the mountain out of a molehill.......... از کاه کوه ساختن
monkey business........ خر کاري
put the cart before the horse........ کارها رو سر و ته انجام دادن
rain cats and dogs........ (آسمان سوراخ شده) وقتی باران شدید میاد این اصطلاح رو به کار میبریم
rat out on........ کلاه کسی رو برداشتن- به کسی خیانت کردن
rat arce......... چرخیدن- گیج زدن دور خود
road hog....... لایی کشیدن تو خیابون
scarely cat........ ببو...شوت
smell a rat........ اینکه کاسه اي زیر نیم کاسه است
straight from the horse`s mouth.......... منبع موثق
straw that breaks the camel`s back......... این رو زمانی استفاده میکنیم که یک مشکل شوخی شوخی جدي میشه
Tail between one`s leg......... از خجالت آب شدن
Take the bull by the horns..... دل به دریا زدن
Talk until the cows come home....... مغز همه رو خوردن
Throw someone to the wolves....... تو دل شیر رفتن
Turn tail.......... دم روي کول گذاشتن
Wolf in sheep`s clothing....... (گرگ در لباس بره) اصطلاح براي ادمی که سعی میکنه خودشو خوب جلوه بده
Black will take no longer......... بالاتر از سیاهی رنگی نیست
No pains,no gains........ نابرده رنج گنج میسر نمیشود
Everyone is in the same boat........ بر هر که بنگري به همبن درد مبتلاست
He that hunts two hares will catch neither....... با یک دست نمیشه دو هندوانه برداشت
Knowledge is power.......... توانا بود هر که دانا بود
What comes with the wind goes with the water............ باد آورده رو باد میبره
To kill a man with a cushin........... با پنبه سر بریدن
One cant make war with rose water.......... تو دعوا حلوا پخش نمیکنن
He`s more catholic than the pope........... کاسه داغ تر از آش
He build castles in the air............ آدم خیالاتی ....کسی که خیال خام تو سرش داره
The proof of pudding is in the eating.......... حلواي تنتنانی تا نخوري ندانی
In the long run right will out............. حق به حق دارمیرسه
Exchange is no robbery.......... چیزي که عوض داره گله نداره
It is six of one and half a dozen of the other............. چه علی خواجه چه خواجه علی
Charity begins at home......... چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است
There is a honour among thieves........ چاقو دسته خودشو نمیبره
There is no room to swing....... جاي سوزن انداختن نیست
His foot is on the verge of the tomb.......... پاش لب گوره
He is rolling in money....... غلط میخوره توي پول
To play a lyre in vain to an ass.......... یاسین به گوش خر خوندن
After death the doctor........ نوش دارو پس از مرگ سهراب
He snapped his finger at his friend........ به ریش دوستش خندید
The nest of the blind is made by God........... خدا کس بی کسان است
Bird of a feather flock together......... کند هم جنس با هم جنس پرواز
A pebble and a diamond are all alike to a blind man.......... براي کور تاریک و روشن یکسان است
A bad vessel is seldom broken.............. بادمجان بم آفت نداره
One word leads to another......... حرف حرف میاره
As you make your bed,so you must lie on it........ خودکرده را تدبیر نیست
The nearer the church, the further the grace......... کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره
Here is the thief, and here is the goat....... دزد حاضر و بز حاضر
Nothing is so easy as revenge, nothing is so grand as forgiveness........ درعفو لذتی است که در انتقام نیست
I was embarrassed to death............. از خجالت مردم
What brings you here..........؟.. از این طرفا
Watch for man....... مواظب مردا باش
Do you have any dirty secret...........؟ گناه ناجوري کردي
Watch out...... بپا
Shut the hell up........ خفه شو..دهنتو ببند
Sit the hell down........ بتمرگ
It was like this........ اینجوري شد...اینطوري شروع شد
He is not my type.......... ما به هم نمیاي
Swear on god........... قسم به خدا
Shaking........ قر دادن- رقصیدن
I will make your life a living hell......... زندگیتو جهنم میکنم
You will spoil the effect........ از دهن میفته...مثلا شامت از دهن میفته
It is going to beg.......... باد کرده
To be supposed to....... قرار بود
Skip the class...... دودر کردن کلاس
Gate crasher........ مهمان ناخوانده
Make face..... شکلک در آوردن
Make mock
Don’t teas me......... اذیت نکن
Henpecked..... زن ذلیل
patriarch....... مرد سالاري
Matriarch...... زن سالاري
Distraction........... نکته و یا گزینه انحرافی
It isn’t worth a penny.......... پشیزي نمیارزه
You are the abbreviated from of nothing........... هیچی نیستی ...سوسکی
She burst into tears........ زد زیر گریه
Shed tear........ اشک ریختن
Cry slightly....... خیلی ارام گریه کردن
Disloyal......... بی وفا
It is crystal clear......... تابلوئه...کاملا واضح
Don’t make a spectacle of your self.......... تابلو بازي در نیار
It is obviously to all........ همه میدونن
Man of house........ مرد خونه....مثلا خانوما میگن مرد خونه نیست
How nice....... چه خوب
Since that is the case......... حالا که اینجوریه
Jump in........ وسط حرف کسی پریدن
Weird thing..... حال عجیب
I heard from mouth of a horse......... از یه منبع موثق شنیدم
Thisworld........ این دنیا .....afterworld....... جهان آخرت
Underworld......... دنیاي تبهکاران
Don’t do rascality..... پدر سوخته بازي در نیار
Be in the pink......... چاق و چله بودن.......سرحال و قبراق بودن
To be in the red...... بدهکار بودن..حساب منفی داشتن...بد حساب بودن
Be in the black......... موجودي داشتن...خوش حساب بودن
Catch someone red handed........ سر بزنگاه کسی را گرفتن...مچ کسی را گرفتن
White lie....... دروغ مصلحت آمیز
Get out of the red.......... از زیر بار قرض بیرون امدن
Red carpet........ پذیرایی مخصوص...جلوي کسی گاو کشتن
Rose-colored spectacles.......... عینک خوش بینی
In a brown study............ در عالم هپروت
To give someone the green light.............. چراغ سبز نشان دادن
Out of the blue.......... مثل عجل معلق
A white elephant....... گران...پر دردسر...بی خاصیت
Hey disloyal….dont you love me anymore? آهاي بی وفا دیگه دوستم نداري
Here we go....... بزن بریم ...بسم ا
Come apart at seams........ از کوره در رفتن
Lend someone an ear...... دل به دل کسی دادن
Not hold a candle to someone........ به گرد پاي کسی نرسیدن
Bark up the wrong tree...... سوراخ دعا را گم کردن
Be low man on the totem pole......... مثل خر لنگ بودن
In nothing flat...... به سرعت باد... مثل باد
In a flash........ مثل برق
See the writing on the wall........ نتیجه مثل روز ..مثل آفتاب روشن
Be green...... تازه کار بودن
Be wet behind the car........ ناشی بودن
Go to nuts and bolts.......... سراغ اصل مطلب رفتن
Have a green thumb.......... دست خوب داشتن
Chain smoker........ (کسی که سیگار پشت سیگار روشن میکنه)سیگاري قهار
spend money like water........ مثل ریگ پول خرج کردن
run arround like a chiken with its head cut off............ مثل مرغ سر کنده دور خود چرخیدن
be tough as nails....... مثل کوه استوار
like a bat out of hell....... مثل فشفشه
easy as pie.......... مثل آب خوردن
be sharp as tack................ تیز بودن
be like looking for a needle in a haystack............ توي کاهدان دنبال سوزن گشتن
quick as a wink........... به یک چشم به هم زدن
tell like it is............... روراست بودن....بی پرده حرف زدن
to play lyre in vain to an ass.......... یاسین به گوش خر خوندن
to rinse the prayer carpet......... جانماز آب کشیدن
be a hit below the belt.......... ضربه ناجوانمردانه
be a loner....... تک رو بودن
be a long shot........ تیري در تاریکی
cannot change a leopard`s spots......... آش کشک خالته
Drag one`s feet....... لفت دادن و کش دادن کار
Elbow one`s way in........... سرخر شدن
Face up to sth............ تن در دادن به کاري
Fair shake....... حق کسی را دادن
Fall apart......... از پا در آمدن
Fall down on the job.......... مثل خر تو گل ماندن
Feel fenced in.......... گیر افتادن
Feel hemmed in........ تو تله افتادن..گیر افتادن
Feel like a million bucks.............. مثل اینکه خدا دنیا رو بهش داده
Find middle ground....... میانه روي کردن
Flip out......... فیوزش پریده...طرف چت میزنه
Flow the tide........... همرنگ جماعت شدن..با باد حرکت کردن
Fly off the handle............. ترمز از دستش در رفت....خیلی عصبانی شد....قاط زد
Get ahead......... پیشرفت کردن
Get burned............ نقره داغ شدن
Get the show on the road........ دست به کار شدن
Give someone`s a piece of one`s mind.............. هر چی از دهنش در اومد گفت
Give someone the ax.............. از پشت به کسی خنجر زدن...بی خبر خنجرزدن
reward............ مژدگانی
touch me that..... اونو بده من
finishing touch....... حسن ختام
set the table.......... چیدن میز
help your self............. وقتی چیزي تعارف میکنیم بفرمایید
pick on somebody on your own size........ با یکی شوخی کن که هم قد خودت باشه
chewbreaking language........ زبان عامیانه
to kill somebody with kindness.............. دوستی خاله خرسه
he is a new money.......... آدم تازه به دوران رسیده
his days are numbered.......... پاش لب گوره
squeak throw a test .............. نمره ناپلئونی
kick the bucket.......... به درك واصل شدن
you have got bags underyour eyes............. زیر چشات پف کرده
cats eye........... شبرنگ
dream on.........( خواب دیدي خیر باشه (به حالت مسخره
cold sore........... تبخال
burn to a crisp........... جزغاله شدن
set somebody up.......... پاپوش درست کردن براي کسی
frame somebody
she married beneath......... با پایینتر از خودش ازدواج کرده
on me...... مهمون من
on my treat
roughneck......... گردن کلفت
giant idiot.......... نره خر
this idiot didn`t get what i said....... گاگول اصلا نفهمید من چی گفتم
they cannot handle it........... ظرفیتشو ندارن
dont be funny............ مزه نریز
i`ll get a charter.......... دربست میگیرم
go and fly a kite.......... برو بابا
I will recieve your benediction........ دعاي خیر
U are adorable together........ واقعا برازنده هم هستید
you should be ashamed........ خجالت بکش از خودت
I give U a point........ یه آوانس میدم بهت
He is off the record......... خودمونی
i had a narrow escape...... خطر از بیخ گوشم گذشت
we are now even...... حالا با هم بی حساب شدیم
that will be even........ اینجوري بی حساب میشیم
i kept telling you...........؟... هی بهت نگفتم
she gave me cold shoulder...... بهم بی محلی کرد
back at you......... اینم جوابت
you are dreaming....... دلت خوشه ها
dream on....... به همین خیال باش
have one...take one....... براي تعارف کردن میوه یاچیز دیگه
talk highly of someone.......... از کسی تعریف کردن
You are going too fun........ دیگه شورش رو در آوردیا
U r so behind...... خیلی شوتیا
dont idle your time...... وقتتو تلف نکن
moral lesson......... پیام اخلاقی
He charmed his way in my heart........... تو دلم جا باز کرده
You can be of no help....... از دستت کمکی بر نمیاد
I didn`t mean to upset you......... نمیخواستم ناراحتت کنم
talk highly of someone....... از کسی تعریف کردن
why did you discourage him.........؟ چرا زدي تو ذوقش
zid up....... دهنتو گل بگیر
I will show you some skill......... یه چشمه اي بهت نشون میدم
let settle it....... شر رو بخوابونیم
the situation is way out of control.......... کار از این حرفا گذشته
put some effort....... یه خودي نشون بده
get this straight to your ear.......... اینو خوب تو گوشت فرو کن
why do U make fun of me..........؟ مگه من شدم مسخره شما؟....چرا منو مسخره میکنی
U were saying......... داشتید میفرمودید
testtify against someone.......... بر علیه کسی شهادت دادن
U were a babe in the arm......... بچه بودي به سیب زمینی میگفتی دیبدمینی
That`s that....... همینی که هست
see someone off...... بدرقه کردن
U made me like dumy...... عروسکی بودم برات
when I say no i mean it........... وقتی میگم نه یعنی نه
Its a Guy thing..... مساله مردونس
Have U ever seen this side of him.....( تا حالا اون روشو دیدي(مثلا ادماي دو رو
u scared the wits out of me...... زهرمو آب کردي
U R so cheap..... خیلی پستی
U R bagged...... سوسک شدي
I wrote it by mistake........ دستم خط خورد
right on....... دمت گرم
strike a light........ بابا ایول دمت گرم...بزن قدش
no hard feeling........ آشتی آشتی
burry the hatches........ آشتی کردن
uncross with with U......... باهات قهرم
hackle & haggle on the price.......... چک و چونه زدن سر قیمت
bargain with someone over the price
big spender........ دست و دلباز
he is intelligent......... کله اش کار میکنه
he faced an obstacle......... سرش به سنگ خورد
he has a stony heart......... دلش از سنگه
I feel sad......... دلم گرفته
he has the habit of stealing.......... دستش کجه
he can earn his living.......... دستش به دهنش میرسه
I took a risk.......... دل به دریا زدم
he has dangerous political views.......... کله اش بوي قرمه سبزي میده
I desire to be with you.......... دلم هواتو کرده
I can do nothing.......... دستم به جایی بند نیست
I am broken these days.......... دستم تنگه
he was scared to death.......... بند دلش پاره شد
he came to his senses.......... حالش جا امد
I dont have the face to tell him.......... رویم نمیشه که بهش بگم
he is half-seas-over........... کله اش گرمه
he made a scene............ قیامتی بر پا کرد
he is no scholar........... چیزي بارش نیست
dont lose your hair........... دستپاچه نشو
play hard to get................ طاقچه بالا گذاشتن/ ناز کردن
get cute with............. سر کسی شیره مالیدن
I'm game ............... پایه ام
go dutch with.............. دنگی حساب کردن
on the house............ مجانی/ مفت/ به قول ایرانیا صلواتی
do time ............... آب خنک خوردن/ زندانی کشیدن
skip town............. جیم شدن
wouldn't be caught dead............... عمرا
till the cows come home
stick out like a sore thumb............. تابلو شدن
throw a monkey wrench in the works................. چوب لاي چرخ کسی گذاشتن
give somebody your word................. قول شرف دادن
keep someone posted......... در جریان گذاشتن
Play ball with someone ........ دست به دست کسی دادن ، با کسی همکاري کردن
The coast is clear......... اوضاع روبراهه ، خبري نیست
Turn someone off........... حال کسی را گرفتن ، دلسرد کردن
All ears.............. سرا پا گوش بودن
bend over backwards to do something................ از جان مایع گذاشتن
Come down to earth............ از رویا بیروین آمدن ، واقع بین بودن
at six and sevens.............. سر در گم ، به هم ریخته ، آشفته
Sitting pretty................ در بهترین شرایط قرار داشتن
Let sleeping dog lie............. پا روي دم سگ (کسی) نگذاشتن ، دنبال دردسر نگشتن
[
The party is over............ دیگه بازي تموم شد
When the pigs fly............ وقت گل نی
white wash............. ماسمالی
put sb down................. کسی رو ضایع کردن
Making goof....................... سوتی دادن
have a golden touch....................... یعنی دست به هر چیزي می زنه طلا می شه
grin and bear it. ............... دندان روي جگر گذاشتن
come off one’s high horse.............. از خر شیطون پایین اومدن
take a leap in the dark...................... دل به در یا زدن
I have nothing to do with you ................... دیگه نه من نه تو
ask for sb's hands .................. تقاضاي ازدواج کردن
اعداد در اصطلاحات
All in one......... همه با هم
All rolled up in one....... در یک آن به طور هم زمان
At one time......... یک زمانی...اون وقتها آن زمان
At one with someone...... هم عقیده بودن...یک حرف بودن
Back to square one.......... سر خانه اول...دوباره از صفر شروع کردن برگشتن
Dressed to the nines...... هفت قلم آرایش کرده بود
For one thing........... اولا ...یکی اینکه
Forty winks....... چرت...خواب مختصر
Give three cheers for someone.......... هورا کشیدن ..تشویق کردن
Great one for something........... عشقش اینه که
Hundred to one shot/chance............ شانسش زیر صفر...شانس یک در هزار
In two minds about something......... دودل بودن
In two shakes of a lamb`s tail............ سه سوت...ایکی ثانیه
Kill two birds with one stone............ با یک تیر دو نشان زدن
New one on me........... تازگی داشتن..غیر منتظره بودن
Nine-day wonder........... جلب نظر میکنه اصطلاح براي چیزي که یه مدت
Nine times out of ten.......... اکثرا..اغلب
On all fours....... چهار دست و پا
On cloud nine.......... ذوق زده شدن
One and only........ عالیترین..بهترین
One and the same........ فرقی نمیکنه
One by one....... یکی یکی
One good turn deserves another.......... جبران کردن...از خجالت کسی در اومدن
one in a million........ بی همتا
one of the boys....... پاي ثابت گروه...اصطلاحا میگیم ادم پایه
one of these days..... یکی از همین روزا
one of those days....... روز بدبیاري یا رو شانس نبودن
one of those things......... بدبیاري...بد شانسی
one ro two..... تعداد انگشت شمار
the one that got away....... قسر در رفتن
one`s lucky number comes up........... شانس در خانه کسی را زدن
one`s opposite number............ همتا ...هم ردیف
pull a fast one one someone......... کلاه کسی را برداشتن
put two and two together........... شصت کسی خبر دار شدن
quick one.......... نفسی تازه کردن
Seventh heaven......... در پوست خود نگنجیدن
A stitch in time saves nine......... علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
Ten to one....... به احتمال قوي ...احتمال ده بر یک
There are no two ways about it........... راه چاره دیگري وجود ندارد
Two can play game....... چیزي که عوض داره گله نداره
Two heads are better than one.......... هر سري یک فکري دارد
Two wrong don’t make a right........ خون رو با خون نمیشورن
Two`s company there`s a crowd........ دو تا خوب سه تا زیاد
Have a swallen head........ کله پر باد داشتن
Make someone`s blood boil......... خون کسی رو به جوش آوردن
Be at someone`s elbow....... تو دست و بال کسی بودن
Bite off more than one can chew......... لقمه بزرگ تر از دهان برداشتن
Be out of lunch.......... توي باغ نبودن
Be tickled pink............ قند توي دل کسی آب شدن
Beat the odds........... دل به دریا زدن
Count to ten........ (صلوات بفرست) هنگام عصبانی شدن
the ABC of sth ............. الفباي چیزي - مقدمات چیزي
be about to................ در آستانه کاري- در شرف اقدام به کاري
abrupt turns(in the road)..............( پیچ هاي تند(در جاده
his accent gave him away................ لهجه اش او را لو داد
accidents will happen.................... جلوي سوانح را نمی شود گرفت
of one's own accord.................... داوطلبانه -به میل خود
of no account........................... بی اهمیت- بی ارزش و اعتبار
there's no accounting for taste....................... هر کس سلیقه اي دارد
sb's achilles heel.................................... نقطه ضعف شخصی
act of God...................................... مشیت الهی
act/play fool ............................. دیوانه بازي در آوردن
actions speak louder than words.................... به عمل کار بر آید به سخن دانی نیست دو صد گفته چون نیم کردار نیست
add fuel to the fire......................... آتش را دامن زدن
add insult to injury.............. روي زخم کسی نمک پاشیدن.بد را بدتر کردن
that is my affair.................. به خودم مربوط است
after pnc's own heart................. دلخواه کسی- باب میل کسی
after you,please...................( اول شما بفرمایید!(در آستانه درب ورودي
against the grain....................... بر خلاف میل یا آرزوي شخصی
be against the grain..................... مایه دردسر بودن- نگران کننده بودن
habies in the world........................ افراد ساده و معصوم
a baby in arms....................( بچه بغلی(کنایه از افراد بی تجربه و نابالغ
like the back of abus.................. خیلی زشت و بد ترکیب
on one's back................... مریض- بستري
back out..................... شانه خالی کردن-زیر قول زدن
back stairs..................... غیر مستقیم-غیر رسمی
backroom boys.................. اهل مطالعه- اهل تحقیق
a bad workman blames his tools.................. عروس نمی تواند برقصد می گوید زمین کج است
stop hemming and hawing around................... اینقدر من و من نکن
in a mad rush................ هول هولکی- با عجله
that is that....................... همین و بس
a bird of ill omen............. آدم بد قدم
his name is mud...................... اسمش بد در رفته
to some extend ................ تا حدودي
where there is a will,there is a way........... کار نشد نداره
Behave yourself........... مودب باش
Shame on you........... خجالت بکش
No waves are made.................. آب از آب تکون نمی خوره
Sorry excuse................ عذر بدتر از گناه
Don not get on my bad side.............. آن روي منو بالا نیار
he let it slip................. از دهنش در رفت
rack your brain................... به مغزت فشار بیار
Keep under your hat .............. به کسی نگیا
knock my socks off........... کفم برید
Go fly a kite............... بزن به چاك
in the hole................... هشتش گروي نهشه
Shake a leg................ بجنب-عجله کن
dead and buried ............... هفت کفن پوسانده
with a high hand........................... پر فیس و افاده
have ( got ) mixed feeling.................. بر سر دو راهی گیر کردن
no pains no gains....................... نابرده رنج گنج میسر نمیشود
nothing venture ,nothing gain.......................... براي رسیدن به چیزي که میخواهی باید ریسک کنی
Let bygones be bygones .............................. گذشته ها گذشته، بیا گذشته رو فراموش کن
pile on the agony .................. ننه من غریبم در اوردن
a shoulder to cry on ..................... سنگ صبور ، همدرد
اندامهاي بدن در اصطلاحات
heart to heart talk........ گفتگوي صمیمانه
putting our heads together....... فکر هاي خود را روي هم ریختن
learn by heart...... از حفظ کردن...از بر کردن
the answer is right under your nose....... جواب مثل روز روشنه
hit the nail on the head......... تو خال زدن
see eye to eye....... هم دل بودن..هم عقیده بودن
have one`s nose in the book........... دائم سرش تو کتاب است
took the words out of my mouth........ سخن از زبان من گفتن
getting to the heart of the matter.......... دست روي اصل مطلب گذاشتن
be all thumb........ دست پا چلفتی بودن
make no bones about it.......... رك و پوسکنده گفتن
there is more to the matter than meets the eye........... مسئله پیچیده تر از اونه که میبینیم
the matter in hand........... موضوع مورد بحث
turn a blind eye......... نادیده گرفتن..چشم پوشی کردن
make head or tail of something........... سر در آوردن از چیزي
get off your chest............. خود را خالی کردن دق دل
off hand...... فی البداهه....سر ضرب
Tell something straight from the shoulder........ بدون رودربایستی گفتن
To earmark something for this end........ اختصاص دادن براي این هدف
Take fresh heart at something........ به چیزي دلگرم شدن..به چیزي دل بستن
Be a heartening development............ پیشرفت دلگرم کننده...چشمگیر
Eat one`s heart out........ غصه چیزي را خوردن
Take the responsibility on one`s shoulder........... مسئولیت چیزي رو به عهده گرفتن
The Achilles` heel of something......... نقطه ضعف چیزي...پاشنه آشیل
Take heart....... دلگرم شدن... جرات کردن
Put one`s best foot forward............ زیاد هر چه سریعتر ..با سرعت
Heart of the matter......... جان کلام...لب مطلب
Have some ideas in my head........... یه فکرایی دارم
Keep one`s fingers crossed............. انشاله خدا کنه
اصطلاحات راجع به زمان، بسیار ساده ولی کاربردي
In no time....... آنی
Times without number...... پی در پی..بی شمار
Take your time..... عجله نکن
The other day..... چند روز قبل
It was high time....... وقت اون رسیده..دیگه وقتشه
When the time was ripe...... در وقت مناسب/مقتضی
For the time being..... حال حاضر در
In the short run........ در کوتاه مدت
In the long run......... دراز مدت در
Time alone will tell....... آینده معلوم میکنه
One of these days...... همین روزا ...به زودي
At the eleventh hour........ درآاخرین لحظه
Once in a blue moon...... خیلی به ندرت
Every now and then........ هر از گاهی
Work against the clock..... به کوب کار کردن
At your earliest convenience........ در اولین فرصت
Time and again....... چندین بار...بارها
Every other day............ یک روز در میان
Time presses...... وقت تنگ است
Spare time........ وقت آزاد...اوقات فراغت
Time is up....... وقت تمام است
In the nick of time....... سر بزنگاه
fine است و معمولا همه در جواب میگن how are u یکی از ساده ترین سوالهایی که در طول روز از ما پرسیده میشه
ولی آیا جواب دیگه اي وجود نداره؟ thanks
زمانی که شما احساس خوبی میکنید
How are you
in the pink
I feel exellent
I feel great
I feel marvelous
All the systems go well
Everything in the garden is lovely
Over the moon
On the top of the world
I`m having the time of my life
In seventh heaven
As right as rain
وقتی شما عادي هستید و احساس خاصی ندارید
How R U
Surviving
Hanging in there
So So
Alive and kicking........ اي رنده ایم
Could be better
Decent
وقتی احساس خوبی ندارید یا ناراحت هستید
How R U
I feel blue
I feel low
I feel lousy
I`m having one of those days
I`m not feeling well
Could be worse
وقتی شما احساس خستگی میکنید
How R U
Im dead on my feet
exhausted
I feel like a bus ran over me
Im wipped out
Im dog tired
Im dead tired
وقتی شما احساس نگرانی میکنید
How R U
In the jam
In the soup
between the devil and deep sea
Anxious
ولی جمله هاي دیگه اي هم وجود I think براي ابراز عقیده چند تا جمله و راه بلدید؟ هر وقت از شما سوالی میشه اکثرا میگید
دارند :
In my book
Im of the opinion that
In my point of view
I express the idea that
I feel strongly that
In my estimation
It`s important........ مهمه که
It is of capital importance...... مهم در راس مسائل
It is of crucial importance
I pot significant
One is important is that........ خیلی مهمه اینه که یه چیزي که
to the best of my knowledge......... میدونم تا اونجایی که

He is a gentleman all round
اون از هر جهت يم ادم با شخصيت است

He is a handy man
مثل آچار فرانسه

He is a hard worker
او كارگر سخت كوشي است

he is a jack of all trades
ذي فنون

He is a little wrong in the upper story
بالا خانه اش مشکل داره.

He is a man of influence
اون مرد صاحب نفوذي هست


He is a money bags
رو گنج نشسته.

He is a naughty boy
او پسر شيطاني است

He is a nobody
کاره اي نيست.

He is a rubber neck
او خيلي فضوله

He is a tough guy
اون ادم پرطاقت و قرصي است

he is a well-dressed and a polite youth.
اون يک جوان اراسته و مودب است

he is a yes-man.
او آدم بله قربان گويي است.

He is about your age
تقريباً هم سن شماست.

he is above himself
او مغرور است

He is above telling a lie
اهل دروغ نيست.

He is acting a part
داره نقش بازي مي کنه

He is acting a part. I don't think he is ill at all
داره نقش بازي مي کنه.خودش رو زده به مريضي.

He is ahead of his class
شاگرد اول کلاسه.

He Is Ahead Of His Time
از زمان خودش جلوتره

he is all thumb
ادم دست و پا چلفتيه

He is all wet to the skin
مثل موش اب کشيده

He is always crying poverty
هميشه زار مي زنه.

He is always on the go
آرام و قرار نداره.

He is always on the move
مدام در حرکته.

He has an evil eye
چشمش شور است


He has an iron will
اون اراده ي اهنين دارد

He has ants in his pants
آروم و قرار نداره

He has been kicked by a mosquito
پشه لگدش زده .

he has changed a good deal
خيلي تغيير کرده

He has gone off his head
ديوونس. عقلش رو به کلي از دست داده.


He has got a terrible temper
اون اخلاق بدي دارد

he has got sticky finger
طرف دستش کجه

He has light fingers
دستش کج است

he has no right
غلط کرده

he has no sense of shame
خجالت سرش نمي شود

He has not a penny to bless himself
اه ندارد که با ناله سودا کند

He has not a penny to bless himself with
گور ندارد که کفن داشته باشه.

he has not fixed
تعمير نکرده است

He Has Nothing Between His Ears
اصلاً عقل تو کلش نيست

He has nothing of his own
در هفت آسمان يک ستاره هم ندارد

he has something in his hand
او چيزي در دست دارد

He has style
صاحب سبک است

He has to go.
اون مجبور است برود

he hits his aim
به مقصودش رسيد

he is a big shot
او ادم مهم و با نفوذي است

He is a drivers badly
او به طور بدي رانندگي مي كند

he is a fair_weather friend
رفيق نيمه راهه

He is a football enthusiast
ديوونه ي فوتباله.

he is a free loader
آدم چتر بازيه


He does long tongue
زبون درازي مي کنه

He doesn't care a pin
ککش هم نمي گزد

He doesn't have the heart to
دلش رو نداره.

He doesn't look his age
اصلاً نشون نمي ده.

He doesn’t have to
اون مجبور نيست

He fell down on spot
افتاد و در جا مرد.


He gave me the cold shoulder
اون به من کم محلي کرد

He goes
او مي رود

He goes to school everyday
او هر روز به مدرسه مي رود.

He got a good beating
يك كتك خوبي خورد

he got a raise
اضافه حقوق گرفت

He got a soft job
کار راحت و آسوني پيدا کرده.

HE got an unfair deal
آقا:يک معاملهء نا مناسب انجام داده است

He got the best mark in the exam
او بهترين نمره را در امتحان گرفت

He graciously acceded to our request
او با نهايت مهرباني با خواهش ما موافقت کرد

He had been telling a pack of lies
يک مشت دروغ تحويل ما داده.

He had picked
او چيده بود

He had to teach.
او مجبور بود درس بدهد

he has 6 mouth to eat
سر عائله دارد

He has a big mouth
ادم دهن لق-دهن لق است

he has a finger in every pie
نخود هر آش است

he has a great deal pull
خريش مي رود

He has a hand in high places
طرف خرش خيلي ميره

he has a high sense of duty
او وظيفه شناس است

He has a loose tongue
دهنش چفت و بست نداره.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 17474 || javascript:SendComment(394)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392
در موضوعات: اصطلاحات انگليسي ، روزمره ،
ديدگاه هاي کاربران
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
اين نظر توسط حاتمی در تاريخ 1394/4/21 و 16:24 دقيقه ارسال شده است

ایوالله
ایکاش تلفظ فارسیش هم مینوشتید
پاسخ : سلام
برای یاد گرفتن تلفظ ها ، از نرم افزار tookan dictionary (که در سایت هم هست) استفاده کنید.

تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

تبليغات
آمار
تاريخ امروز: پنجشنبه 23 آذر 1396
  • تعداد مطالب: 996
  • تعداد ديگاه ها: 136
  • تعداد اعضا: 739
  • بازديد امروز: 328
  • بازديد ديروز: 2,184
  • ورودي گوگل امروز: 3
  • ورودي گوگل ديروز: 41
  • بازديد سال: 895,274
  • بازديد کلي: 2,722,443

  • افراد آنلاين: 1
  • آي پي شما: 54.83.122.227
  • مرورگر شما:
  • سيستم عامل شما:
  • تبليغات
    محل تبليغات شما محل تبليغات شما
    سایت freeenglish ایجاد شده برای تمرکز تخصصی روی آموزش زبان انگلیسی
    در خبرنامه ي سايت عضو شويد و تمام مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد و از اخبار سايت باخبر شويد.
    شما مي توانيد خيلي ساده با وارد کردن ايميل خود در فرم زير عضو خبرنامه ي سايت شويد.

    همه ي مطالب اين سايت متعلق به "تدریس زبان" است و هر گونه کپي برداري از مطالب و قالب آن حرام و غيرقانوني بوده و پيگرد قانوني دارد.