close
مجتمع فنی تهران
ضرب المثل های عربی و معادل فارسی آنها
تدریس زبان
سایت ابزارها قالب آموزگار رایگان تبليغات شما در اينجا تبليغات شما در اينجا
موضوعات سايت
ارتباط زنده با مدير
ديگر امکانات
ابزارها قالب
ضرب المثل های عربی و معادل فارسی آنها



آتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها.

معادل: هر کاری را بايد از راهش وارد شد.

الإحْسانُ عَبيدُ الْإنسانِ:

معادل:

سگ گيرنده چون دندان کند باز       تو حالی استخوانی پيشش انداز

إِحْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ وَ أَضاعُوا الثَّمَرَةَ.

معادل: تبر را گم کرده، پی سوزن می گردد. شتر را گم کرده پی افسارش می گردد.

أَحَرُّ مِنَ الْجَمْر.

معادل: کاسهﻯ داغ تر از آش.دايهﻯ مهربانتر از مادر. کاتوليک تر از پاپ.

آخِ الْأَکفاءَ وَ داهِنِ الْأَعْداءَ.

معادل:

آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا        «حافظ»

إِخْتَلَطَ الْحابِلُ بِالنَّابِلِ.

معادل: شير تو شير شد. خر تو خر شد. دوغ و دوشاب قاطی شد.

إِخْتَلَطَ الْخاثِرُ بِالزُّبادِ.

معادل: شير تو شير شد. خر تو خر شد. دوغ و دوشاب قاطی شد.

أَخُوکَ مَنْ واساکَ بِنَشَبٍ لا مَنْ واساکَ بِنَسَبٍ.

معادل: دوست آن است که گيرد دست دوست در پريشانحالی و درماندگی.

أَدَبُ الْمَرْءِ خَيرٌ مِنْ ذَهَبِهِ.

معادل: ادب سرمايهﻯ مرد است.

إِذا أَرادَ اللهُ هَلاکَ نَمْلَةٍ أَنْبَتَ لَها جَناحَيْنِ.

معادل: اجلش رسيد.اجل دور سرش می چرخد.

إِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلامُ.

معادل:

کم گوی و گزيده چون دُرّ       تا ز اندک تو جهان شود پُر          «سعدی»

إِذا ذَکَرْتَ الذِّئبَ فَأَعِدَّ لَهُ الْعَصا.

معادل: چو نام سگ بری، چوبی به دست ار. اسم سگ را بيار و چوب دست گير.

إِذا زَلَّ الْعالِمُ زَلَّ بِزَلَّتِهِ عالَمٌ.

ترجمه: هرگاه دانشمندی بلغزد (اشتباه کند)با لغزشش جهانی دچار لغزش می شود.

معادل:

هر چه بگندد نمکش می زنند     وای به روزی که بگندد نمک

إِذا صاحَتِ الدَّجاجَةُ صِياحَ الدِّيکِ فَلْتُذْبَحْ.

ترجمه: هرگاه مرغی صدای خروسی را در آورد، بايستی سرش را بريد.

معادل:

چه خيری برآيد از آن خاندان   که بانگ خروس آيد از ماکيان؟

إِذا کُنْتَ فی قَومٍ فَاحْلِبْ فی إِنائِهِمْ.

ترجمه: اگر در ميان مردمی زندگی کردی، با ظرف ايشان شير بدوش.

معادل:

چون سر و کار تو با کودک فُتاد پس زبان کودکی بايد گُشاد         «مولوی»

إِنْ کُنْتَ کَذُوباً فَکُنْ ذَکُوراً.

معادل: دروغگو کم حافظه است.

إِذا کانَ رَبُّ الْبَيتِ بِالدُّفِ ناقِراً فَشِيمَةُ أَهْلِ الْبَيتِ کُلِّهِم الرَّقْصُ

معادل: چو کفر از کعبه برخيزد، کجا ماند مسلمانی!

أَرادَ أَنْ يَأْکُلَ بِيَدَيْنِ.

ترجمه: می خواست با دو دست بخورد.

معادل: با يک دست دو هندوانه نمی توان برداشت.

إِرْحَمْ مَنْ دُونَکَ يَرْحَمْکَ مَنْ فَوقَکَ.

معادل: دست بالای دست بسيار است.

أَرَی أَلْفَ بانٍ لا يَقُومُ بِهادِمٍ         فَکَيْفَ بِبانٍ خَلْفَهُ أَلْفُ هادِمٍ

ترجمه: هزار سازنده در برابر يک ويرانگر دوام نمی آورند، يک سازنده در برابر هزار ويرانگر چطور؟!

معادل: قوز بالا قوز.

أَسْمَعُ صَوتاً وَ أَرَی فَوْتاً.

معادل: عالم بی عمل به چه ماند؟ به زنبور بی عسل.

إشتَهَينا الدَّجاجَةَ فَأَکَلناها بِرِيشِها.[2]

ترجمه: هوس مرغ کرديم، سپس مرغ را با پرش خورديم.

معادل: از هول حليم درون ديگ می افتد.

أُطْلُبُوا الْعلمَ مِنَ الْمَهْدِ إلی اللَّحْدِ.

معادل:

چنين گفت پيغمبر راستگوی       ز گهواره تا گور دانش بجوی

إِطْعَمِ الْفَمَّ تَسْتَحِ الْعَينُ.

ترجمه: دهان را سير کن، چشم شرمسار می شود.

معادل: نان بده، فرمان بده.

أَعطِ خُبزَکَ لِلخَبَّازِ وَ لَو أَکَلَ نِصفَهُ.[1]

ترجمه: نانت را برای پختن به نانوا بده، اگرچه نيمی از آن را بخورد.

معادل: کار را به کاردان بسپار.

أَعْقِلْ وَ تَوَکَّلْ.

معادل:

گفت پيغمبر به آواز بلند          با توکل زانوی اشتر ببند

با خدا باش و پادشاهی کن               بی خدا باش، هرچه خواهی کن         «مولوی»

أُعَلَّمَهُ الرِّمايَةَ کُلَّ يَومٍ             فَلَما إِشْتَدَّ ساعِدُهُ رَمانِي

ترجمه: هر روز به او تيراندازی ياد می دهم، همين که بازوانش قوی می شوند ، به سوی من تيراندازی می کند.

معادل: مار در آستين پروردن.بدگهری را ياری کردن.

الْأَفْعالُ أَبْلَغُ مِنَ الْأَقْوالِ.

ترجمه: کردارها رساتر از گفتارها هستند.

معادل: دو صد گفته، چو نيم کردار نيست.

الْأَقارِبُ کَالْعَقارِبِ.

ترجمه: خويشاوندان مانند عقرب ( کژدم ) هستند

معادل: از ماست که بر ماست. خودم کردم که لعنت بر خودم باد.

الْأَقْرَبُونَ أَوْلَی بِالْمَعْرُوفِ.

معادل: چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.

أُقْصُرْ رَأْيَکَ عَلی ما يَعْنِيکَ.

معادل: هرکس بايد روی مرز خويش راه برود. آدم بايد لقمه را به اندازه دهنش بگيرد.

إِقْلَعْ شَوْکَکَ بِيَدِکَ.

معادل: کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من.

أَکْثَرُ مَصارِعِ الْعُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ الْمَطامِعِ.

معادل:

طمع آرد به مردان رنگ زردی   طمع را سر ببر گر مَردی           «ناصر خسرو»

الْإِکْرامُ بِالْإِتْمامِ.

معادل: کار را که کرد؟ آن که تمام کرد.

أَکَلْتُمْ تَمْرِي وَ عَصَيْتُمْ أَمْرِي.

معادل: نمک خوردن و نمکدان شکستن.چو ميوه سير خوردی، شاخ مشکن.

أَلا لَيْتَ الشَّبابَ يَعُودُ يَوماً                 فَأُخْبِرَهُ بِما فَعَلَ الْمَشِيبُ

معادل: جوانی کجايی که يادت بخير.

إلی الْماءِ يَسعَی مَنْ يَغُضُّ بِلُقْمَةٍ إلی أَيْنَ يَسعَی مَنْ يَغُضَّ بِماءٍ

معادل: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.

أَنا تَئِقٌ وَ أَنْتَ مَئِقٌ فَکَيْفَ نَتَّفِقُّ.[2]

معادل: آبشان به يک جوی نمی رود.

أَنا الْغَريقُ فَما خَوفِي مِنَ الْبَلَلِ.

معادل: آب که از سر گذشت، چه يک نی، چه صد نی.

الْإِنسانُ مَحَلُّ السَّهْوِ وَ النِّسيانِ.

[1] - عَطَی: داد. / يُعطِي: می دهد. / إعطاء: دادن / أَعطِ: بده / الخُبز: نان / الخَبَّاز: نانوا /

[2] - تَئِق: خشمگين/ مَئِق: ناشکيبا.

[1] - البقرة / 44

[2] - الدَّجاجَة: مرغ / الرِّيش: پَر /

نويسنده: admin2 || تعداد بازديد از اين مطلب: 247 || javascript:SendComment(999)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: شنبه 20 دي 1393
ديدگاه هاي کاربران
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

تبليغات
آمار
تاريخ امروز: سه شنبه 21 آذر 1396
  • تعداد مطالب: 996
  • تعداد ديگاه ها: 136
  • تعداد اعضا: 739
  • بازديد امروز: 475
  • بازديد ديروز: 1,417
  • ورودي گوگل امروز: 5
  • ورودي گوگل ديروز: 52
  • بازديد سال: 891,078
  • بازديد کلي: 2,718,247

  • افراد آنلاين: 5
  • آي پي شما: 54.83.122.227
  • مرورگر شما:
  • سيستم عامل شما:
  • تبليغات
    محل تبليغات شما محل تبليغات شما
    سایت freeenglish ایجاد شده برای تمرکز تخصصی روی آموزش زبان انگلیسی
    در خبرنامه ي سايت عضو شويد و تمام مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد و از اخبار سايت باخبر شويد.
    شما مي توانيد خيلي ساده با وارد کردن ايميل خود در فرم زير عضو خبرنامه ي سايت شويد.

    همه ي مطالب اين سايت متعلق به "تدریس زبان" است و هر گونه کپي برداري از مطالب و قالب آن حرام و غيرقانوني بوده و پيگرد قانوني دارد.