loading...

تدریس زبان

بعد از دو ماه نزد دوستش رفت وَ قالَ لَهُ: «هذا آخِرُ عَمَلی. » و به او گفت: «این آخرین کارِ من است. » جاءَ صاحِبُ الۡمَصۡنَِع وَ أعۡطاهُ مِفۡتاحاً ذَهَ

آخرین ارسال های انجمن

معنای درس هجدهم عربی سال هفتم

admin3 بازدید : 726 شنبه 29 آذر 1393 نظرات (1)

ترجمه و معنی درس هیجدهم کتاب عربی هفتم ابتدایی

 

الإخْلاصُ فی الْعَمَلِ:اخلاص درکار

 

کانَ نَجّارٌ وَ صاحِبُ مَصنٍَع صَدیقَینِ.

 

نجّاری و صاحب کارخانه ای با هم دوست بودند.

 

فی یَومٍ مِنَ الأیّامِ قالَ النَّجّارُ لصاحِبِ الۡمَصۡنَِع:

 

در روزی از روزها، نجّار به صاحب کارخانه گفت:

 

« أنا بحاجٍة إلَی التَّقاعُدِ. »

 

من نیاز به بازنشستگی دارم.

 

أجابَ صاحِبُ الۡمَصنَِع: «وَلکِنَّکَ ماهِرٌ فی عَمَِلکَ

 

وَ نحنُ بحاجٍة إلَیکَ یا صَدیقی. »

 

صاحب کارخانه جواب داد:ولی تو در کارت ماهر هستی

 

و ما به تو احتیاج داریم ای دوست من.

 

النَّجّارُ ماقَِبلَ.

 

نجّار قبول نکرد.

 

لَمّا رَأَی صاحِبُ الۡمَصۡنَِع إصۡرارَهُ؛ قَِبلَ

 

وقتی که صاحب کارخانه (اصرارش )

 

پافشاری اش را دید قبول کرد.(پذیرفت)

 

وَ طَلَبَ مِنۡهُ صُنۡعَ بَیتٍ خَشَبیٍّ کَآخِِرعَمَِلِه فی الۡمَصۡنَِع.

 

و از او خواست به عنوان آخرین کار در کارخانه؛

 

خانه ای چوبی بسازد.

 

ذَهَبَ النجّارُ إلَی السّوقِ لشِراِء الۡوَساِئلِ لصُنِۡع

 

الۡبَیتِ الۡخَشَبیِّ الۡجَدیدِ.

 

نجّار برای خریدنِ وسایل برای ساختنِ

 

خانهٔ چوبیِ جدید به بازار رفت.

 

هوَ اشۡتَرَی وَساِئلَ رَخیصةً وَ غَیرَ مُناسِبٍة.

 

او وسایل ارزان و غیر مناسب خرید.

 

وَ بَدَأَ بالۡعَمَلِ لکِنَّهُ ماکانَ مُجِدّاً فی الۡعَمَلِ.

 

و شروع به کار کرد، ولی در کار با(پشتکار )پر تلاش، جدّی نبود.

 

ما کانَتۡ أخۡشابُ الۡبَیۡتِ مَرغوبَةً.

 

چوب های خانه مرغوب نبود.(نبودند)

 

بَعۡدَ شَهۡرَیۡنِ ذَهَبَ عِنۡدَ صَدیِقِه

 

بعد از دو ماه نزد دوستش رفت

 

وَ قالَ لَهُ: «هذا آخِرُ عَمَلی. »

 

و به او گفت: «این آخرین کارِ من است. »

 

جاءَ صاحِبُ الۡمَصۡنَِع وَ أعۡطاهُ مِفۡتاحاً ذَهَبیّاً

 

صاحب کارخانه آمد و کلیدی طلایی به او داد

 

وَ قالَ لَهُ: «هذا مِفۡتاحُ بَیِتکَ. هذا الۡبَیۡتُ هَدیَّةٌ

 

لَکَ؛لِنَّکَ عَمِلۡتَ عِنۡدی سَنَواتٍ کَثیرَةً. »

 

و به وی گفت: این خانهٔ توست. این خانه هدیه ای

 

به تو است؛ زیرا تو سال های بسیاری نزد من کار کردی.

 

نَدِمَ النَّجّارُ مِنۡ عَمَِلِه

 

نجّار از کارش پشیمان شد

 

وَ قالَ فی نَفۡسِِه: «یالَیۡتَنی صَنَعۡتُ هذا الۡبَیۡتَ جَیِّداً! »

 

و با خودش گفت: ای کاش این خانه را خوب می ساختم.

 

(خوب ساخته بودم)

 

«رَحِمَ اللهُ امۡرَأً عَمِلَ

 

عَمَلاً فَأَتۡقَنَهُ! »

 

خدا انسانی را رحمت کند که کاری را انجام دهد(داد)

 

و آن را درست و محکم انجام دهد.

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط مری در تاریخ 8 سال پیش و 20:03 دقیقه ارسال شده است

عالی


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدام بخش سایت برای شما مفیدتر بود؟








    آمار سایت
  • کل مطالب : 996
  • کل نظرات : 136
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 745
  • آی پی امروز : 160
  • آی پی دیروز : 144
  • بازدید امروز : 537
  • باردید دیروز : 555
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 8
  • بازدید هفته : 537
  • بازدید ماه : 19,425
  • بازدید سال : 208,867
  • بازدید کلی : 3,929,714
  • کدهای اختصاصی