close
تبلیغات در اینترنت
تدریس زبان - 70
تدریس زبان
سایت ابزارها قالب آموزگار رایگان تبليغات شما در اينجا تبليغات شما در اينجا
موضوعات سايت
ارتباط زنده با مدير
ديگر امکانات
ابزارها قالب

Last week I went to the theater, the play was very interesting. I didn’t enjoy it! A couple was sitting behind me, talking loudly. I couldn’t hear the actors; so I looked at them angrily. They didn’t pay any attention.
“I can’t hear a word” I said angrily.” it’s none of your business,” he said.” this is a private conversation!”

 

براي مشاهده ي ترجمه ي داستان به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 1442 || javascript:SendComment(462)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 17 خرداد 1392
در موضوعات: خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب

ONCE upon a time a peacock and a tortoise became great friends. The peacock lived on a tree by the banks of the stream in which the tortoise had his home. Everyday, after he had a drink of water, the peacock will dance near the stream to the amusement of his tortoise friend.
One unfortunate day, a bird-catcher caught the peacock and was about to take him away to the market. The unhappy bird begged his captor to allow him to bid his friend, the tortoise good-bye.
The bird-catcher allowed him his request and took him to the tortoise. The tortoise was greatly disturbed to see his friend a captive.
The tortoise asked the bird-catcher to let the peacock go in return for an expensive present. The bird-catcher agreed. The tortoise then, dived into the water and in a few seconds came up with a handsome pearl, to the great astonishment of the bird-catcher. As this was beyond his exceptions, he let the peacock go immediately.
A short time after, the greedy man came back and told the tortoise that he had not paid enough for the release of his friend, and threatened to catch the peacock again unless an exact match of the pearl is given to him. The tortoise, who had already advised his friend, the peacock, to leave the place to a distant jungle upon being set free, was greatly enraged at the greed of this man.
“Well,” said the tortoise, “if you insist on having another pearl like it, give it to me and I will fish you out an exact match for it.” Due to his greed, the bird-catcher gave the pearl to the tortoise, who swam away with it saying, “I am no fool to take one and give two!” The tortoise then disappeared into the water, leaving the bird-catcher without a single pearl

 

برای مشاهده ی ترجمه ی داستان به ادامه ی مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 557 || javascript:SendComment(461)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 17 خرداد 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب

قضیه از این قراره که ما تو انگلیسی ساختاری با نام "چندمین" نداریم. یعنی اینکه تو انگلیسی شما نمی تونین از کسی مثلا بپرسین "شما چندمین فرزند خونواده هستین" !!! (میتونین حتی از بهترین استادان زبان هم بپرسین تا ببینین چطور هنگ می کنین! (واسه رو کم کنی هم که شده امتحان کنین!).

و جالب اینجاس که ما جوابشو تو انگلیسی داریم. یعنی مثلا وقتی از کسی میپرسیم "این چندمین ازدواج شماست؟" خیلی راحت می تونه در جواب به انگلیسی بگه: "this is my second marriage" اما نمیتونیم به صورت مستقیم از کسی بپرسیم که "این چندمین ازدواج شماست؟".

 

براي مشاهده ي متن كامل به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 462 || javascript:SendComment(460)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392
ادامه ي مطلب


on principle: رو میشه ...از نظر اصول اخلاقی...ترجمه کرد ....

example:: alcohol drinking has no merit on principle
مصرف مشروب از نظر اخلاقی پسندیده نیست

اما پست امروز  که ساده هست داخل فایل صوتی هم یه سری اصطلاح رو گفتم که اونها رو هم توضیح میدم

 

sara:: how are things with you and mina??

omid: things with mina and me are great

sara: how long have you been seen each other??

omid: about two and a half years and i know we'll at last tie the knot

sara: when do you think that will be??

omid: well its just around the corner but i plan on popping the question on her birthday but don't tell her it'll ruin the

surprise

sara: what exciting news !! my lips are sealed

 

براي دانلود فايل صوتي اين مكالمه و توضيحاتي درباره ي آن + ترجمه به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 267 || javascript:SendComment(459)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

FO shizzle ma nizzle

اگه تجزیه تحلیلش کنیم fo همون for ـه ، shizzle همون sure (for sure یعنی باشه ، حتما) ، ma هم my ، nizzle هم همون nigga که اینجا یعنی دوست ، رفیق

Fo shizzle ma nizzle = For sure my bro


براي مشاهده ي مثال ها و توضيحات بيشتر به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 424 || javascript:SendComment(458)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

Nora: hey Jake, are yo suck in sth? You aren’t looking yourself!!

Jake: yeah, you know yesterday I found that one of my employees embezzled the company funds.

Nora: my bad, who?

Jake: José !!! You know him?

Nora: its out of the question!! He came across as a reliable and hard working man.

Jake: you're right, but some people come off quite differently than they are.

Nora: how much he embezzled?

Jake: about 100000 bucks.

Nora: 100000 bucks what a rip off!!

Jake: to tell yo the truth I still couldn’t believe that José played such a double game to me.

Nora: what do yo wanna do now?

Jake: to tell you the truth, im at a loss what to do!

 

براي مشاهده ي ترجمه و يك سري توضيحات به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 869 || javascript:SendComment(457)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

Kiss sbs a$$: to be very nice to sb in order to persuade them to help you or give you sth.

پاچه خواری کردن- کسی را خخخخخر کردن البته معانی نزیکتری هم براش داریم که بدلیل مسائل ادبی تربیتی از گفتنش صرف نظر کردیم!!!!

 

Richard always kisses the boss ass for promotion.

ریچارد همیشه پاچه خواری رئیسو میکرد که ترفیع بگیره

 

براي مشاهده ي اصطلاحات بيشتر به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 737 || javascript:SendComment(456)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

a word to the wise:  عاقلان را اشارتی کافیست

to turn one's coat:  موضع خود را تغییر دادن

to draw one's first breath:  متولد شدن(دیده به جهان گشودن)

to draw one's last breath:   مردن(دار فانی را وداع گفتن)

to fight tooth and nail:   با چنگ و دندان جنگیدن

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 417 || javascript:SendComment(455)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
لينک ثابت
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 ...124 125 صفحه بعد
تبليغات
آمار
تاريخ امروز: چهارشنبه 05 اردیبهشت 1397
  • تعداد مطالب: 996
  • تعداد ديگاه ها: 136
  • تعداد اعضا: 741
  • بازديد امروز: 458
  • بازديد ديروز: 1,824
  • ورودي گوگل امروز: 0
  • ورودي گوگل ديروز: 25
  • بازديد سال: 223,928
  • بازديد کلي: 2,987,453

  • افراد آنلاين: 5
  • آي پي شما: 54.198.134.127
  • مرورگر شما:
  • سيستم عامل شما:
  • تبليغات
    محل تبليغات شما محل تبليغات شما
    سایت freeenglish ایجاد شده برای تمرکز تخصصی روی آموزش زبان انگلیسی
    در خبرنامه ي سايت عضو شويد و تمام مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد و از اخبار سايت باخبر شويد.
    شما مي توانيد خيلي ساده با وارد کردن ايميل خود در فرم زير عضو خبرنامه ي سايت شويد.

    همه ي مطالب اين سايت متعلق به "تدریس زبان" است و هر گونه کپي برداري از مطالب و قالب آن حرام و غيرقانوني بوده و پيگرد قانوني دارد.