close
مجتمع فنی تهران
داستان كوتاه
تدریس زبان
سایت ابزارها قالب آموزگار رایگان تبليغات شما در اينجا تبليغات شما در اينجا
موضوعات سايت
ارتباط زنده با مدير
ديگر امکانات
ابزارها قالب

این مطلب برای معرفی این کتاب گذاشته شده است تا اگر کسی از دوستان به آن علاقه پیدا کرد اقدام به خریداری آن کند.

شاید این داستان ها به نظر خیلی کودکانه بیایند اما در بین آن ها داستان هایی هم وجود دارد که بسیار جالب و گاهی خنده دار اند. داستان هایی که در این کتاب وجود دارند برای افرادی با سطح متوسط می تواند تمرین خوبی باشد.

برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 1374 || javascript:SendComment(816)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب


اگر از انگلیسی استفاده نشود ، دیر یا زود از یاد انسان می رود. یک از راه های استفاده از زبان انگلیسی ای که در ذهن دارید این است که حداقل متن های انگلیسی را مطالعه کنید. این روش باعث می شود که شما کلمات را یک بار دیگر ببیند و اگر ترجمه ی آن ها یادتان دوباره سعی در یادآوری آن ها داشته باشید. داستان های کوتاه انگلیسی نیز می توانند برای کسانی که وقت کافی برای مطالعه داستان های طورانی ندارند مفید باشد. این داستان ، یک داستان بسیار زیبا است که ما به شما توصیه می کنیم حتما آن را مطالعه کنید.

  متن اصلی داستان: قصه یک پیرمرد

 

 

One summer day, when tourists were lining up to enter a stately house, an old gentleman whispered to the person behind him, “Take a look at the little fellow in front of me with the poodle cut and the blue jeans. Is it a boy or a girl!?” “It’s a girl,” came the angry answer. “I ought to know. She’s my daughter.” “Forgive me, sir!” apologized the old fellow. “I never dreamed you were her father.” “I’m not,” said the parent with blue jeans. “I’m her mother!”

برای دیدن ترجمه ی داستان به ادامه ی مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 595 || javascript:SendComment(779)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 11 بهمن 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب

کتاب dorothy ، یک کتاب داستان بسیار زیبا است که برای افراد مبتدی خیلی مناسب است. این کتاب از انتشارات گربه ی سیاه است و یکی از کتاب های مناسب برای سطح مقداماتی زبان ( سطح یک ) است. علاوه بر آن این کتاب دارای فایل صوتی نیز هست که در تلفظ بهتر کلمات و خواندن بهتر آن ها به شما کمک می کند. این کتاب به افراد مبتدی و برای کودکان توصیه می شود. حتما دانلود کنید.

قسمت هایی از کتاب:

برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه ي مطلب

کتاب aesop's fables یک کتاب داستان بسیار زیبا است که شما می توانید آن را از سایت freeenglish.ir دانلود کنید. این کتاب که از داستان های کوتاه پند آموز تشکیل شده است می تواند در یادگیری زبان انگلیسی به شما کمک کند.

قسمت هایی از کتاب:

A cock was once strutting up and down the farmyard among the hens when suddenly he espied something shinning amid the straw. "Ho! ho!" quoth he, "that's for me," and soon rooted it out from beneath the straw. What did it turn out to be but a Pearl that by some chance had been lost in the yard? "You may be a treasure," quoth Master Cock, "to men that prize you, but for me I would rather have a single barley-corn than a peck of pearls."

برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 361 || javascript:SendComment(720)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 27 دي 1392
ادامه ي مطلب

photograph from Working story

Read the story. Click the "LISTEN" button at the bottom of the page to hear the story. When you are done, click the "NEXT" button.

Many people have been thinking about the floods that happened in New Orleans, Louisiana. California officials are thinking about floods too. In the spring, heavy rains and melting snow add a lot of water to the lake behind Folsom Dam. People believe too much water could breach the dam. Then the dam might break and flood the towns below the lake. A flood would be very dangerous for the people who live near the dam. They need to find a solution and a way to keep the nearby towns safe.

Senator Deborah Ortiz has an idea that might help. She wants to ask the State of California for funds to make the Folsom Dam seven feet taller. Then the dam would be able to hold back more water. This would help keep the towns safe from floods.

Senator Ortiz is also asking the state to build a new bridge across the water below the dam. Folsom Dam Road is above the dam, and a lot of traffic once used the road. Right now, the road is closed. Most of the people who used the road every day are angry. They demand that the road be opened again. A bridge would make it easier for people to get to the other side of the dam.

Senator Ortiz hopes that the state will pay for these projects. She thinks they will protect Sacramento and make the drivers happier.

ادامه ي مطلب

 

THE WIND AND THE SUN


Once the Wind came to have a false pride of his strength- so much that he challenged the strength of the Sun.

برای دیدن داستان به طور کامل به ادامه ی مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 415 || javascript:SendComment(701)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: یکشنبه 15 دي 1392
ادامه ي مطلب

 

THE FOX AND THE LAMB


Once a wolf was drinking water at the head of the stream. All of a sudden, he saw a little lamb drinking water at a distance downstream.

برای دیدن متن به طور کامل به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه ي مطلب

دانلود کتاب داستان کودکانه

در این کتاب داستان کوتاه و جالب، اهمیت راستگویی به کودکان یاد داده می شود. کتاب داستان زیبا و آموزنده مشکل لاک پشت برای کودکان را در ادامه بخوانید و دانلود نمایید.

 

از این کتاب قصه قشنگ می توانید برای آموزش زبان انگلیسی به کودکان  استفاده نمایید و یا از تصاویر کتاب استفاده کرده و ترجمه فارسی کتاب را برای کودک بخوانید.

برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه ي مطلب

متن ها را با صدای بلند بخوانید ( در دل خود تمرین نکنید)

تلفظ خود را با نرم افزار چک کنید..این قدر متن را بخوانید تا از لهجه و خواندن خود لذت ببرید.(باید روان و صحیح و سریع بخوانید)

در داستان انگلیسی ترجمه لغات و متن در اولویت های بعدی است..شما سعی کنید ساختار و حروف اضافه را پیدا کنید.

مثلا می بینید هرجا کلمه look رو می بینید بعدش حرف اضافه at است. یا listen حرف اضافه اش to است.

اگر بخواهید از روی کتاب گرامر بخواهید تمام حروف اضافه را یاد بگیرید کار خسته کننده ای می شود ولی با این روش، راحت شما پی به این نکنه ها می برید.

داستان، مکالمات، عبارات زیادی برای شما در نظر گرفته شده است تا همه چیز را به صورت کاربردی یاد بگیرید و نیازی به حفظ کردن گرامر نداشته باشید..

فقط تمرین و تکرار فراموش نشود..

برای مشاهده ی داستان ها به ادامه ی مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 360 || javascript:SendComment(643)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 28 آبان 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب

 داستان کودکانه

شما می توانید برای مشاهده ی این انیمیشن انگلیسی به ادامه ی مطلب بروید. ترجمه در ادامه ی مطلب موجود است. یکی از بهترین راه ها برای آموزش انگلیسی به کودکان استفاده از انیمیشن های جذاب است.

به ادامه مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 532 || javascript:SendComment(576)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: پنجشنبه 04 مهر 1392
ادامه ي مطلب
کاری از مرجع آموزش زبان ایرانیان
مطالعه چند داستان ها کوتاه و آموزنده در کنار منابع مطالعاتی دیگر زبان، می تواند یادگیری زبان انگلیسی را شیرین تر نماید. همواره یکی از مهمترین عوامل موفقیت در یادگیری زبان های خارجه داشتن انگیزه، هدف و علاقه بوده است.
این کتاب 40 داستان یک صفحه ای و کوتاه انگلیسی به همراه ترجمه فارسی آن می باشد.
منبع: «برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»

حق تکثیر: آزاد

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: noir در تاریخ ۱۳۹۲/۰۴/۱۴
» حجم: 1.44 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 3 دقیقه و 35 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 66


برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 646 || javascript:SendComment(575)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: پنجشنبه 04 مهر 1392
ادامه ي مطلب

  Best-American-Short-Stories

داستان های کوتاه آمریکایی

 مجموعه بهترین داستان های صوتی کوتاه آمریکایی

 

نام مجموعه: مجموعه بهترین داستان های صوتی کوتاه آمریکایی از سال ۲۰۰۴

نام مجموعه به لاتین: The Best American short Stories 2000 – 2004

انتشارات: Houghton Mifflin Harcourt

فرمت: MP3

حجم: ۱٫۲ گیگا بایت

برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر و دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه ي مطلب

It was my last year in college when I came in contact to Facebook .I was a very lazy student and a little rude and careless kind of boy. When I first joined Facebook I thought it was not useful for a person like me but slowly I also find it interesting like others I found many friends of mine whom I almost forgotten, some of them are in foreign.

Facebook helps me to re-connected myself with my friends and my relatives whom I am not able to be in connect because of my studies and busy life. But as I said I was a careless kind of guy so I hardly used Facebook. I only used it when I want to share something interesting or send any message to my friend. There were so many people in my friend list some are nice some are wired but a person is unique among all.

براي مشاهده ي داستان به طور كامل به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 498 || javascript:SendComment(545)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 12 شهريور 1392
در موضوعات: داستان ، داستان كوتاه ، عاشقانه ،
ادامه ي مطلب

دختر  نابینا,دخترک نابینا,blind eyes girl,bilnd,girl

دختر نابينا:

There was a blind girl who was filled with animosity and despised the world. She didn't have many friends, just a boyfriend who loved her deeply, like no one else. She always used to say that she'd marry him if she could see him. Suddenly, one day someone donated her a pair of eyes.

And that's when she finally saw her boyfriend. She was astonished to see that her boyfriend was blind. He told her, "You can see me now, can we get married?" She replied, "And do what? We'd never be happy. I have my eye sight now, but you're still blind. It won't work out, I'm sorry."

With a tear in his eye and a smile on his face, he meekly said, "I understand. I just want you to always be happy. Take care of yourself, and my eyes."

براي مشاهده ي داستان هاي بيشتر و دانلود تصاوير عاشقانه به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 441 || javascript:SendComment(544)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 12 شهريور 1392
ادامه ي مطلب

              I have always been the sweet, inoccent, shy, respectful, giggly, sensitive, and caring girl. I always and sadly still, believe in fairy tales and happy endings. When I was in grade school, like all kids that age, I always had a boyfriend. The thing is, i always believe that one day I would marry that boy, have three kids, and be a teacher. Wow, that just sounds like every girls dream. But still, to this day I believe it..But don't most people?   __I finaley went to big high school in the eigth grade. I was smart, pretty, single, band geek, with many friends and still the same girl I always was. I never looked at anyone as a bad person until they have done me wrong.___Remeber that time at band camp? Yeah, well I wish I didn't. I walked into the band room, of course for band camp, and was greatly watched by the boy, who in my eyes looked amazing.

براي مشاهده ي داستان به صورت كامل به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 394 || javascript:SendComment(543)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 12 شهريور 1392
در موضوعات: داستان ، داستان كوتاه ، عاشقانه ،
ادامه ي مطلب

کتاب الکترونیک (E-book) داستان های کوتاه انگلیسی به همراه ترجمه فارسی، حاوی ۸ داستان کوتاه و زیبا می باشد که مطالعه آن هم به دوستداران داستان های کوتاه و هم به علاقه مندان زبان انگلیسی توصیه می شود.


لیست داستانها :

چقدر شایسته ایم (How Good We Are)
همه چیز بستگی به دیدگاه شما دارد (All dependes On Your Perspective)
عشق بدون مرز (Unconditional Love)
پروانه و پیله (The Butterfly And The Cocoon)
هدف زندگی (The Purpose Of Life)
عشق و زمان (Love And Time)
داستان کوهستان (Mountain Story)
عقاب ها در طوفان (Eagles In A Storm)

براي دانلود اين كتاب به ادامه ي مطلب برويد.

ادامه ي مطلب

جوکهای انگلیسی و ترجمه ی ان به فارسی


I was stuck in ELEVATOR for 3 hrs
Due to electric failure
Mr.Bean:
Ya me too
I was stuck on ESCALATOR for 5 hours

جک مستربین
از زمانی که برق رفت من تو آسانسور 3 ساعت گیرکردم.
.
مستربین:
من هم همین طور!!
من 5 ساعت رو پله برقی گیرکردم.
=====================

(husband & Wife )
husband: Will U marry , after I die.
Wife : No I will live with my sister.

Wife : Will U marry , after I die.
husband: No I will also live with your sister

( زن و شوهر )شوهر : بعد از این که من بمیرم آیا ازدواج می کنی؟
زن : نه من با خواهرم زندگی می کنم...
زن : بعد از مرگ من تو ازدواج خواهی کرد؟
شوهر : نه من هم با خواهرت  زندگی می کنم.
=====================

Future plans of childrens:
Future plans of childrens:
Teacher asks children, what do u wish 2 do in future?
Adnan: I want 2 b a pilot.
Wakeel: I want 2 b a doctor.
Bina: I want 2 b a good mother.
Shariq : I want 2 help Bina.

شغل آینده بچه ها
شغل آینده بچه ها:
معلم از دانش آموزان پرسید که می خواهید در آینده چکاره شوید؟
ادنان : من می خواهم خلبان بشم.
واکیل : من میخوام دکتر بشم.
بینا : من می خوام مادری خوب بشم.
شریک : من میخوام به بینا کمک کنم.
========================
An Aeroplane asks a Rocket
An Aeroplane asks a Rocket
How is that you can fly so fast?
The Rocket replies you will know the pain
when they put fire at your back!

سوال هواپیما از موشک :
یه هواپیما از یه موشک می پرسه که :
چطوری می تونی این قدر سریع پرواز کنی؟
موشک جواب میده : اگه تو کو... آتیش میزاشتن میدونستی که چقدر درد داره....
========================
Difference b/w secretary & private secretary
Q: What is the difference b/w secretary & private secretary?

Ans:
Secretary says GOOD MORNING SIR
&
Private secretary says ITS MORNING SIR

تفاوت منشی و منشی خیلی خوب
سوال : اگه گفتی تفاوت منشی و منشی خیلی خوب چیه ؟
جواب:
منشی میگه : صبح بخیر رئیس..
&
منشی خیلی خوب میگه : صبح شده رئیس!!!
-------------------------------------
Hi i am marrying next week ( Funny sms )
Hi i am marrying next week
there will be a small party and
only few persons will be invited
Hey don’t bring any gift
just bring SOMEONE to marry me.

سلام من هفته ی دیگه ازدواج می کنم!!! ( اس ام اس خنده دار )
سلام من هفته ی دیگه ازدواج می کنم.
یه جشن کوچیک هم میگیریم.
تعداد کمی هم دعوت کردم.
با خودت هدیه ای نیاری!!!
فقط یه نفر رو بیار باهاش ازدواج کنم.

براي مشاهده ي مطلب به صورت كامل به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 471 || javascript:SendComment(530)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 25 مرداد 1392
ادامه ي مطلب

General Pershing                   

General Pershing was a famous officer. He was in the American army, and fought in Europe in the First World War.

        After he died, some people in his home town wanted to remember him, so they put up a big statute of him on a horse.

        There was a school near the statue, and some of the boys passed it every day on their way to school and again on their way home. After a few months some of them began to say, "God morning, Pershing", when whenever they passed the statue, and soon all the boys at the school were doing this.

         One Saturday one of the smallest of these boys was walking to the shops with his mother when he passed the statue. He said. "Good morning, Pershing"to it, but then he stopped and said to his mother, "I like Pershing very much, Ma, but who's that funny man on his back.

 

براي مشاهده ي داستان هاي بيشتر به انجمن وبلاگ برويد.

 

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 456 || javascript:SendComment(527)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 25 مرداد 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
لينک ثابت

Dave's sandwiches  

Dave worked in a factory, and he always made sandwiches in the morning, took them to work and ate them at midday
Then he married, so he thought; now my wife's going to make my sandwiches. On the first day, she made him some, and when he got home in the evening, she said to him, where the sandwiches all right?
Oh yes he answered but you only gave me two slices of beard.
The next day she gave him four slices. But he said again, four slices aren’t enough. The third day she gave him eight slices but those were not enough for him either, so on the fourth day she took a loaf of beard, cut it in half and put a big piece of meat in it .in the evening she said to him, was your lunch nice? Oh yes he answered. But two slices of beard aren’t enough.

 

 

براي مشاهده ي داستان هاي بيشتر به انجمن وبلاگ برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 712 || javascript:SendComment(526)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 25 مرداد 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
لينک ثابت

لینک جدید جایگزین لینک خراب شد.

قسمتی از متن کتاب:
 
فرد سرباز جوانی در یك پادگان بزرگ بود. آن‌ها همیشه در طول هفته خیلی سخت كار می‌كردند، اما آن روز شنبه بود، و همه‌ی سربازان آزاد بودند، بنابراین افسرشان به آن‌ها گفت: امروزبعدازظهر شما می‌توانید به داخل شهر بروید، اما اول می‌خواهم از شما بازدید كنم.فرد به سوی افسر رفت، و افسر به او گفت: موهای شما بسیار بلند است، به آرایش‌گاه برو و دوباره پیش من برگرد.فرد به آرایش‌گاه رفت، ولی بسته بود چون آن روز شنبه بود. فرد برای چند دقیقه ناراحت شد، اما بعد خندید، و به سوی افسر برگشت.

 براي دانلود به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 1487 || javascript:SendComment(504)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: شنبه 22 تير 1392
ادامه ي مطلب
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

1 2 3 صفحه بعد
تبليغات
آمار
تاريخ امروز: سه شنبه 21 آذر 1396
  • تعداد مطالب: 996
  • تعداد ديگاه ها: 136
  • تعداد اعضا: 739
  • بازديد امروز: 1,931
  • بازديد ديروز: 1,417
  • ورودي گوگل امروز: 43
  • ورودي گوگل ديروز: 52
  • بازديد سال: 892,534
  • بازديد کلي: 2,719,703

  • افراد آنلاين: 4
  • آي پي شما: 54.82.112.193
  • مرورگر شما:
  • سيستم عامل شما:
  • تبليغات
    محل تبليغات شما محل تبليغات شما
    سایت freeenglish ایجاد شده برای تمرکز تخصصی روی آموزش زبان انگلیسی
    در خبرنامه ي سايت عضو شويد و تمام مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد و از اخبار سايت باخبر شويد.
    شما مي توانيد خيلي ساده با وارد کردن ايميل خود در فرم زير عضو خبرنامه ي سايت شويد.

    همه ي مطالب اين سايت متعلق به "تدریس زبان" است و هر گونه کپي برداري از مطالب و قالب آن حرام و غيرقانوني بوده و پيگرد قانوني دارد.