close
مجتمع فنی تهران
اصطلاحات عامیانه زبان انگلیسی
تدریس زبان
سایت ابزارها قالب آموزگار رایگان تبليغات شما در اينجا تبليغات شما در اينجا
موضوعات سايت
ارتباط زنده با مدير
ديگر امکانات
ابزارها قالب

حاشیه رفتن beat about the bush

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 384 || javascript:SendComment(836)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: شنبه 16 فروردين 1393
لينک ثابت

لينک ثابت

اگر می خواهید از این آموزش متوجه چیزی بشوید ، حتما مطلب جلسه ی هشتم را بخوانید. در غیر این صورت سخت مطلب را خواهید فهمید. حتما برای فهمیدن استفاده ی the نیز مطلب قبلی را بخوانید. در این درس با استفاده های the کار خواهیم داشت.

در این آموزش ادامه ی بحث جملات مجهول و معلوم را پیش خواهیم گرفت.

3. زمانی که جمله ی معلوم حال استمراری باشد: (جملات سبز تبدیل شده ی جملات سرخ اند.)

he is brealing the door.

ضمیر فاعلی مفعول + (am , is , are + be ing) + قسمت سوم فعل + ضمیر مفعولی by

the door is being broke by him.

she is explaning the solution1.

برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه ي مطلب

من تلویزیون را درست خواهم کرد در یک چشم به هم زدن. این مثل آب خوردن می ماند.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 329 || javascript:SendComment(793)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1392
لينک ثابت

 دکتر گفت که اگر او موتاد بود بدون مقدمه ترک می کرد ، ممکن بود جان سالم به در نبرد.

لينک ثابت

من پنج هزار دلار زیر قرض هستم. نمی دانم چه کار کنم.

لينک ثابت

مردم اطراف شما به شما اعتماد می کنند ، اما به هر کسی اعتماد نکنید.

لينک ثابت

 

به

هیچ رازی نگویید. او دهن لق است.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 330 || javascript:SendComment(789)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1392
لينک ثابت

او کاملا شاهکار کرد در محافل ادبی با اولین کتابش.

لينک ثابت

هی ! عصبانی نباش ! دست نگه دار و به ما توضیح بده.

لينک ثابت

آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی

she was at the end of here rope when she saw that the door of her house was opened and everywhere was messy.

او طاقتش تمام شد وقتی که خانمی به او گتف که در خانه باز بوده و همه جا به هم ریخته بوده.

لينک ثابت

آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی

پیتر واقعا حاضر جواب است. او همیشه یک جواب آماده برای هر سوالی دارد.

لينک ثابت

آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی

mom and dad bend over backwards to please us.

مادر و پدر از جان برای ما مایه گذاشته اند.

لينک ثابت

آموزش اصطلاحات زبان انگلیسی

come on, bill! i want you to level with me. did you do it?

بیا ، بیل ! من می خواهم تو با من روراست باشی. آیا تو این کار را انجام دادی؟

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 327 || javascript:SendComment(780)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 11 بهمن 1392
لينک ثابت

در این مطلب شما می توانید یک سری از اصطلاحات خیلی جالب از زبان انگلیسی را مشاهده کنید.

برای مشاهده ی اصطلاحات به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه ي مطلب

Backfire

نتیجه ی معکوس گرفتن

Her plan to lose weight backfired. After losing 10 pounds, she started to eat a lot again and gained 20 pounds quickly

طرح او برای کاهش وزن نتیجه ی معکوس داد . پس از 10 پوند کاهش وزن , او دوباره شروع به پرخوری کرد و به سرعت 20 پوند اضافه وزن یافت.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 295 || javascript:SendComment(766)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: چهارشنبه 09 بهمن 1392
لينک ثابت

Be as blind as a bat

مانند خفاش کور بودن

A: Can you read the first paragraph on page 115 for me?
B: Sorry, I forgot to bring my glasses. I’m as blind as a bat without them

الف : می توانی اولین پاراگراف را در صفحه ی 115 برایم بخوانی ؟

ب : شرمنده , فراموش کرده ام که عینکم را با خود بیاورم . بدون عینک مانند خفاش کورم.

لينک ثابت

a bad apple

سیب خراب و فاسد

این اصطلاح در واقع درباره ی این است که اگر یک قسمتی از کاری یا چیزی بد باشد به بقیه ی قسمت ها نیز سرایت می کند : یک سیب گندیده به همه ی جعبه ی سیب گند می زند.

The corruption in the government started with a bad apple, a high official two years ago. Now the whole system is corrupt.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 207 || javascript:SendComment(761)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 08 بهمن 1392
لينک ثابت

 Rain cats and dogs

معنی: سخت و شدید باریدن

 

- It's raining cats and dogs today! I wish I'd brought my umbrella to school!

- امروز دارد باران خیلی شدیدی می بارد. ای کاش چترم را به مدرسه می آوردم.

لينک ثابت

 Under the weather

معنی: ناخوش، بدحال
 
 

- I stayed home from work because I was feeling under the weather.

- من سر کار نرفتم و خانه ماندم، زیرا احساس کسالت می کردم.

- When you catch cold, you feel under the weather.

- وقتی آدم سرما می خورد، احساس کسالت می کند.

لينک ثابت
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

1 2 صفحه بعد
تبليغات
آمار
تاريخ امروز: پنجشنبه 23 آذر 1396
  • تعداد مطالب: 996
  • تعداد ديگاه ها: 136
  • تعداد اعضا: 739
  • بازديد امروز: 2,054
  • بازديد ديروز: 2,184
  • ورودي گوگل امروز: 44
  • ورودي گوگل ديروز: 41
  • بازديد سال: 897,000
  • بازديد کلي: 2,724,169

  • افراد آنلاين: 2
  • آي پي شما: 54.90.92.204
  • مرورگر شما:
  • سيستم عامل شما:
  • تبليغات
    محل تبليغات شما محل تبليغات شما
    سایت freeenglish ایجاد شده برای تمرکز تخصصی روی آموزش زبان انگلیسی
    در خبرنامه ي سايت عضو شويد و تمام مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد و از اخبار سايت باخبر شويد.
    شما مي توانيد خيلي ساده با وارد کردن ايميل خود در فرم زير عضو خبرنامه ي سايت شويد.

    همه ي مطالب اين سايت متعلق به "تدریس زبان" است و هر گونه کپي برداري از مطالب و قالب آن حرام و غيرقانوني بوده و پيگرد قانوني دارد.