close
مجتمع فنی تهران
جالب
تدریس زبان
سایت ابزارها قالب آموزگار رایگان تبليغات شما در اينجا تبليغات شما در اينجا
موضوعات سايت
ارتباط زنده با مدير
ديگر امکانات
ابزارها قالب

خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگمنتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود..


As she would need towait many hours, she decided to buy a book to spend her time. She also bought a packet ofcookies.


باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیمامدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره وبا مطالعه كتاب اين مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید...


She sat downin an armchair, in the VIP room of the airport, to rest and read in peace.

اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی کهمخصوص افراد مهم بود. تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه.


Beside the armchair where the packet ofcookies lay, a man sat down in the next seat, opened his magazine and started reading.

 

براي مشاهده ي متن كامل به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 468 || javascript:SendComment(466)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 17 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

A little girl asked her father
"How did the human race appear?"

دختر کوچولویی از پدرش سوال کرد"چطور نژاد انسانها بوجود آمد؟"

The Father answered "God made Adam and Eve; they had children; and so all mankind was made"

پدر جواب داد"خدا آدم و حوا را خلق کرد, آنها بچه آوردند سپس همه نوع بشر بوجود آمدند"

Two days later the girl asked her mother the same question.

 دو روز  بعد دختره همون سوال را از مادرش پرسید .

 

براي مشاهده ي داستان ها و جك هاي بيشتر به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 2113 || javascript:SendComment(465)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 17 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

An Amish boy and his father were in a mall.  They were amazed by almost everything they saw, but especially by two shiny, silver walls that could move apart and then slide back together again.

The boy asked, "What is this, Father?" The father (never having seen an elevator) responded, "Son, I have never seen anything like this in my life, I don't know what it is."

While the boy and his father were watching with amazement, a fat, ugly old lady moved up to the moving walls and pressed a button. The walls opened, and the lady walked between them into a small room. 

The walls closed, and the boy and his father watched the small numbers above the walls light up sequentially.

They continued to watch until it reached the last number, and then the numbers began to light in the reverse order.

Finally the walls opened up again and a gorgeous 24-year-old blond stepped out. 

The father, not taking his eyes off the young woman, said quietly to his son, "Go get your mother.

براي مشاهده ي ترجمه داستان به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 351 || javascript:SendComment(464)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 17 خرداد 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب

Two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said, 'Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?'

Bill said, 'Yes, I have,' and he gave them to him.

Then George said, 'Now I haven't got a pen.' Bill gave him his, and George wrote his letter. Then he put it in the envelope and said, 'Have you got a stamp, Bill?' Bill gave him one.

Then Bill got up and went to the door, so George said to him, 'Areyou going out?

Bill said, 'Yes, I am,' and he opened the door.

George said, 'Please put my letter in the box in the office, and ... ' He stopped.

'What do you want now?' Bill said to him.

George looked at the envelope of his letter and answered, 'What's your girl-friend's address?'

 

براي مشاهده ي ترجمه ي داستان به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 431 || javascript:SendComment(463)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 17 خرداد 1392
در موضوعات: داستان ، خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب

Last week I went to the theater, the play was very interesting. I didn’t enjoy it! A couple was sitting behind me, talking loudly. I couldn’t hear the actors; so I looked at them angrily. They didn’t pay any attention.
“I can’t hear a word” I said angrily.” it’s none of your business,” he said.” this is a private conversation!”

 

براي مشاهده ي ترجمه ي داستان به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 1351 || javascript:SendComment(462)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: جمعه 17 خرداد 1392
در موضوعات: خواندني ، داستان كوتاه ،
ادامه ي مطلب

قضیه از این قراره که ما تو انگلیسی ساختاری با نام "چندمین" نداریم. یعنی اینکه تو انگلیسی شما نمی تونین از کسی مثلا بپرسین "شما چندمین فرزند خونواده هستین" !!! (میتونین حتی از بهترین استادان زبان هم بپرسین تا ببینین چطور هنگ می کنین! (واسه رو کم کنی هم که شده امتحان کنین!).

و جالب اینجاس که ما جوابشو تو انگلیسی داریم. یعنی مثلا وقتی از کسی میپرسیم "این چندمین ازدواج شماست؟" خیلی راحت می تونه در جواب به انگلیسی بگه: "this is my second marriage" اما نمیتونیم به صورت مستقیم از کسی بپرسیم که "این چندمین ازدواج شماست؟".

 

براي مشاهده ي متن كامل به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 390 || javascript:SendComment(460)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

Nora: hey Jake, are yo suck in sth? You aren’t looking yourself!!

Jake: yeah, you know yesterday I found that one of my employees embezzled the company funds.

Nora: my bad, who?

Jake: José !!! You know him?

Nora: its out of the question!! He came across as a reliable and hard working man.

Jake: you're right, but some people come off quite differently than they are.

Nora: how much he embezzled?

Jake: about 100000 bucks.

Nora: 100000 bucks what a rip off!!

Jake: to tell yo the truth I still couldn’t believe that José played such a double game to me.

Nora: what do yo wanna do now?

Jake: to tell you the truth, im at a loss what to do!

 

براي مشاهده ي ترجمه و يك سري توضيحات به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 758 || javascript:SendComment(457)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

Kiss sbs a$$: to be very nice to sb in order to persuade them to help you or give you sth.

پاچه خواری کردن- کسی را خخخخخر کردن البته معانی نزیکتری هم براش داریم که بدلیل مسائل ادبی تربیتی از گفتنش صرف نظر کردیم!!!!

 

Richard always kisses the boss ass for promotion.

ریچارد همیشه پاچه خواری رئیسو میکرد که ترفیع بگیره

 

براي مشاهده ي اصطلاحات بيشتر به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 704 || javascript:SendComment(456)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

a word to the wise:  عاقلان را اشارتی کافیست

to turn one's coat:  موضع خود را تغییر دادن

to draw one's first breath:  متولد شدن(دیده به جهان گشودن)

to draw one's last breath:   مردن(دار فانی را وداع گفتن)

to fight tooth and nail:   با چنگ و دندان جنگیدن

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 379 || javascript:SendComment(455)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
لينک ثابت

گول ظاهر رو نباید خورد

Appearances are deceptive

کلاهمون تو هم میره

We shall fall out

کله پوک

Black head

کوچیک شما هستم

I am your humble

از شوخی گذشته

All joking apart

گوشش به این حرفا بدهکار نیست

He wouldn"t hear it

خدا نکند

Heaven forbid

خواست خداست

It is heaven"s will

 با دل و جان- با تمام قوا

Heart and soul

کاسه کوزه رو سر من نشکن

Don"t put the blame on me

کاشتن کسی

to leave someone in the lurch

کج دار مریز رفتار کن

To steer a middle course

کلاه شرعی گذاشتن

To give it an appearance

ککش هم نگزید

He didn"t turn a hair

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 449 || javascript:SendComment(454)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
لينک ثابت

like a bear with a sore head:   مثل برج زهر مار

to rain cats and dogs:   ریزش شدید بارون

to call sb names:   به کسی ناسزا گفتن

to drop a brick:   دسته گل به آب دادن

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 459 || javascript:SendComment(453)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
لينک ثابت
Easy is to show victory
Difficult is to assume defeat with dignity
نشان دادن یپروزی آسان است

قبول کردن شکست مشکل است.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 377 || javascript:SendComment(451)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
لينک ثابت

When there is a will,There is a way

خواستن توانستن است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 1197 || javascript:SendComment(450)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
لينک ثابت

1- شنیدین تو این مسابقه ها وقتی سوالاتی از کسی می پرسن اگه اون فرد جواب سوال رو ندونه میگه "بعدی". تو انگلیسی هم Pass دقیقا همین کاربرد رو داره.

مثال:

A: what's the capital of Canada?

B: pass!

A: پایتخت کانادا کجاس؟

B: بعدی!

* لابد می خندین که شخص B چقده تعطیله که نمیدونه پایتخت کانادا ، تورنتوئه اما محض اطلاع پایتخت کانادا ، "اتاوا" ست (Ottawa) نه تورنتو !!

 

براي مشاهده ي متن كامل به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 388 || javascript:SendComment(448)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

No pain ,No gain

نابرده رنج گنج میسر نمی شود


نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 1525 || javascript:SendComment(449)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
لينک ثابت

Meeting & greeting

آشنایی،احوال پرسی و اصطلاحات ملاقات با یکدیگر:

1)You look a little bit down in the mouth

یک کمی پکر به نظر می رسی.

-----------------------------------------------------

2)Trying to make a buck.

یک لقمه نانی در می آوریم.

-----------------------------------------------------

3)How do you make your bread and butter?

از چه طریق امرار معاش می کنید.

براي مشاهده ي اصطلاحات بيش تر به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 621 || javascript:SendComment(447)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
ادامه ي مطلب

its all greece to him......طرف از بيخ عربه
i had a narrow escape......خطر از بيخ گوشم گذشت
we are now even......حالا با هم بي حساب شديم
that will be even........اينجوري بي حساب ميشيم
keep my word for it........گفته باشما :-o ....از ما گفتن
i kept telling you...........هي بهت نگفتم...؟
she gave me cold shoulder......بهم بي محلي كرد
back at you.........اينم جوابت
you are dreaming.......دلت خوشه ها....
dream on.......به همين خيال باش
psudeo happy........الكي خوش
have one...take one.......براي تعارف كردن ميوه ياچيز ديگه
talk highly of someone..........از كسي تعريف كردن
dont discourage him.......نزن تو برجكش
dont kiss his ass............/ /        / /
You are going too fun........ديگه شورش رو در آورديا
U r so behind......خيلي شوتيا...! :grin:

 

براي مشاهده ي اصطلاحات بيش تر به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 433 || javascript:SendComment(445)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1392
ادامه ي مطلب
نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 396 || javascript:SendComment(431)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: دوشنبه 06 خرداد 1392
لينک ثابت

اين هم يه مطلب خيلي خوب و كاربردي براي كاربران وبلاگ.

حتما اين مطلب رو ببينيد. ضرر نمي كنيد.

تغريبا هر چيزي كه بخوايد رو مي تونيد در اين مطلب پيدا كنيد.


از لينك زير استفاده كنيد:

http://englishshop.rozblog.com/page/english-learn

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 417 || javascript:SendComment(412)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1392
لينک ثابت

مجموعه پاورپوینت های زیبای تصویر، متن ،موزیک زیرتقدیم به همه ی کسانی می گرددکه زبان انگلیسی را دریچه ای به جهان علم می دانند.

براي مشاهده ي پاورپوينت ها به ادامه ي مطلب برويد.

نويسنده: admin || تعداد بازديد از اين مطلب: 16226 || javascript:SendComment(407)ديدگاه ها () || ارسال شده در تاريخ: یکشنبه 29 ارديبهشت 1392
در موضوعات: دانلود ، پاورپوينت (powerpoint) ،
ادامه ي مطلب
تبلیغات

سایت ابزارها قالب

آموزگار رایگان

تبلیغات شما در اینجا

1 2 3 4 5 صفحه بعد
تبليغات
آمار
تاريخ امروز: جمعه 24 آذر 1396
  • تعداد مطالب: 996
  • تعداد ديگاه ها: 136
  • تعداد اعضا: 739
  • بازديد امروز: 591
  • بازديد ديروز: 2,209
  • ورودي گوگل امروز: 4
  • ورودي گوگل ديروز: 47
  • بازديد سال: 897,746
  • بازديد کلي: 2,724,915

  • افراد آنلاين: 2
  • آي پي شما: 107.20.120.65
  • مرورگر شما:
  • سيستم عامل شما:
  • تبليغات
    محل تبليغات شما محل تبليغات شما
    سایت freeenglish ایجاد شده برای تمرکز تخصصی روی آموزش زبان انگلیسی
    در خبرنامه ي سايت عضو شويد و تمام مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد و از اخبار سايت باخبر شويد.
    شما مي توانيد خيلي ساده با وارد کردن ايميل خود در فرم زير عضو خبرنامه ي سايت شويد.

    همه ي مطالب اين سايت متعلق به "تدریس زبان" است و هر گونه کپي برداري از مطالب و قالب آن حرام و غيرقانوني بوده و پيگرد قانوني دارد.